شخص اصلی کتاب یه آدم دلشکستهست که هنوز نتونسته با رفتن یکی کنار بیاد.
کل کتاب پره از حس دلتنگی و سردرگمی، انگار هی داره با خودش کلنجار میره که چرا خداحافظی درستحسابی نداشتن.
اولش پر از درد و بغضه، ولی کمکم به یه جایی میرسه که سعی میکنه آروم شه، ببخشه و خودش رو دوباره پیدا کنه.
احساساتش خیلی واقعیان، همونجوری که آدم نصف شب دلش میگیره و توی نوت گوشیش مینویسه «کاش یه خداحافظی بهتر داشتم...»
@Sam_book
من لیاقتم خداحافظی بهتری بود (1).pdf
حجم:
5.1M
کتاب «من لیاقتم خداخافظی بهتری بود»مجموعهای از نوشتهها و شعرهای کوتاه دربارهی دلشکستگی، جدایی و تلاش برای التیام بعد از خداحافظیه. لحنش احساسی و صادقانهست، پر از جملههای کوتاه و دردناک دربارهی آدمایی که بدون توضیح رفتهان.
@Sam_book
کتابخونهسم.
صبح بخیر به کسایی که هنوز دلشون خواب نمیره🌤
کلمات بیدار شدن… تو چی؟ 🌤️
این کتاب داستانی دلانگیز و حماسی را
در پسزمینه جنگی باستانی و الهی روایت
میکند. داستان در دنیایی جریان دارد که
در آن خدایان قدیمی بیدار شدهاند و دو
و دو نیروی متخاصم پس از قرنها سکوت،
وارد جنگی ویرانگر شدهاند. در میان این هرج
ومرج و در سایه جنگ، ما با آیریس وینیتِر
آشنا میشویم، خبرنگار جوانی که آرزو دارد
موقعیت خود را در دنیای روزنامهنگاری تثبیت
کند و بر اندوه فقدان خانوادهاش غلبه کند.
رقابت حرفهای و تند او با رومن کیت، همکار
کاریزماتیک و در عین حال آزار دهندهاش،
آغازگر ماجراجویی است که آنها را به خط
مقدم جنگ میکشاند. از طریق نامههای
سحرآمیز و ارتباطات اسرارآمیز، آیریس
رومن متوجه میشوند که رقیب بودن
در محیط کار، تنها بخشی از هویت آن
هاست. «رقبای الهی» روایتی از قدرت
کلمات، یافتن عشق در میان ویرانی، و
جستجوی نور و امید است، در حالی که
خدایان تصمیمات خود را با خون مینویسند.
@Sam_book