کتاب فروشی سم✦
مهمتر از همه، برادرم کیسهای که زره توش بود باز کرد و نگهبانها او را محاصره کردند
من پریدم وسط و به جای او دستگیر شدم! بعد از کشتن دو نگهبان، راهی قصد مدرا شدم🥺
« تالار آینهها »جایی تاریک و سنگین، جایی که ملکه با سوالهای عجیبش از من بازجویی میکرد. وقتی همه چیز به نظر میرسید که به پایان رسیده..💀
کتاب فروشی سم✦
نوک خنجر فرمانده، کاپیتان هرن، بالای سرم معلق ماند.
اما در لحظهای غیرمنتظره..
صداهایی در سرم نجوا کردند که فرار کنم… و خنجر در دستانش تبدیل به مایعی نقرهای شد.
کوییک سیلور❤️🩹
نویسنده: کلی هارت
انتشارات مات
تعداد صفحه ها: ۶۷۲
قیمت این نازبلا: 850
من: @Sam_Admin
@Sam_book_Shopp📚