وایب کتاب اخگری در خاکستر❤️🔥
وقتی سربازهای امپراتوری به خونه مون حمله کردن و پدربزرگ مادربزرگم رو جلوی چشمان کشتن🩸🔪 و دارین رو با خودشون بردن تنها کاری که کردم فرار بود
سعی داشتم راهی پیدا کنم که وارد جایی بشم که برادرم رو زندانی کردن که با اعضای گروه مقاومت رو به رو شدم💀