پنج سال پیش، کننا روآن تنها با یک تصمیم اشتباه، همهچیز را از دست داد: زندگیاش، عشقش، اعتبارش، و بدتر از همه، دختر کوچکش را. حالا که محکومیتش تمام شده، با قلبی زخمی و پشیمان، به همان شهری بازگشته که او را طرد کرده—با یک آرزو در دل:
دوباره مادر بودن.
اما دنیای بیرون با او مهربان نیست. هر دری که میزند بسته است. خانوادهی پدر دخترش او را نمیخواهند. مردم به چشمی قضاوتگر به او نگاه میکنند. انگار کسی که روزی اشتباه کرده، دیگر حق جبران ندارد...
در این میان، تنها کسی که ناخواسته در دل این زخم قدیمی گیر میافتد، لِجر واردن است مردی خوشقلب و ساکت، که خودش هم گرهای محکم با گذشتهی کننا دارد. او نمیخواهد به کننا نزدیک شود. نباید نزدیک شود. اما چیزی در نگاه اوست، در تنهاییاش، در درد مشترکی که میانشان جاریست، که لجر را آرام آرام به زنی که "نباید" دوستش داشته باشد، نزدیکتر میکند.
کتاب فروشی سم✦
با هر دیدار، میان دو دشمنِ ظاهری، رشتهای از همدلی و عشق میتند. اما گذشته، مثل سایهای سنگین، بالای سرشان باقیست. آیا عشق میتواند جبران کند؟ آیا جامعه میتواند ببخشد؟ و مهمتر از همه، آیا کننا میتواند دوباره مادر باشد؟
یاد او🕊
نویسنده: کالین هورر
انتشارات آموت
تعداد صفحه ها: ۳۶۸
قیمت این نازبلا: 350
من: @Sam_Admin
@Sam_book_Shopp📚
کتاب فروشی سم✦
آتنا بهترین دوست دانشگاهیم بود. ما هردو نویسنده بودیم… اما زمین تا آسمون باهم فرق داشتیم!!
اون همه چیز داشت… شهرت، پول، موفقیت. من؟ یک نویسنده شکستخورده که هیچکس کتابم رو نمیخرید!