مردن آتنا فقط چند ثانیه طول کشید… میتونستم بلند شم و نجاتش بدم. میدونستم چیکار باید بکنم… میتونستم یک کاری براش بکنم…
اما نکردم!!
همون شب، از توی خونهاش کتاب جدیدش رو دزدیدم و بردم… کتابی که قرار بود بترکونه رو به اسم خودم چاپ کردم. کتاب خیلی موفق شد. همه ازش تعریف میکردن...
اما مردم شروع کردن سؤال پرسیدن "تو چطور این کتاب رو نوشتی؟" من مجبور شدم دروغ بگم…
زرد پوست💛
نویسنده: ربکا اف کوانگ
انتشارات مجازی
تعداد صفحه ها: ۳۵۲
قیمت این نازبلا: 360
من: @Sam_Admin
@Sam_book_Shopp📚