1984
داستان تو یه کشور خیالی اتفاق میافته؛ جایی که یه چهره مرموز به اسم “برادر بزرگ”رهبر مطلقه. عکسش همهجا هست و مدام این جمله رو میبینی: «برادر بزرگ مراقب توست». یعنی واقعاً هم مراقبته! هیچکس از زیر نگاهش در امان نیست.
ولی کمکم خودش نسبت به این دروغها شک میکنه. تو دلش یه حس اعتراض و میل به آزادی شکل میگیره. با کارهای کوچیکی مثل نوشتن خاطرات شخصی یا وارد شدن به یه رابطهی مخفیانه، سعی میکنه برای خودش یه گوشهی امن بسازه و انسانیتش رو حفظ کنه… اما تو دنیایی که حتی عشق و فکر هم کنترل میشن، این کارها ارزون تموم نمیشن.