eitaa logo
Save message
5 دنبال‌کننده
21 عکس
0 ویدیو
0 فایل
اینجا سیو مسیج ایتای منه.همین
مشاهده در ایتا
دانلود
اه دلقک بازی بس
بیاید سیو مسیج امروزمو فاش کنم
هدایت شده از 🍫شوکولآت🫪
اینارو فردا قراره چاپ کنم😰😰😰
هدایت شده از برگ زیتون🌿
دیدی میگن من عوض شدم ولی تو حسین بچگیمی؟ من خیلی بهش فکر کردم. وقتایی که بچه بودم، به خودِ امام حسین علیه السلام خیلی فکر نمیکردم! ذهن کوچیکم نمی‌کشید. خیلی دوسش داشتم اما به مقامش و اونچه بهش گذشته، فکر نمیکردم! به رقیه و علی اصغر علیهماالسلام خیلی فکر میکردم. چون خب کوچیک بودن😅هم سن و سال خودم... خیلی بهشون فکر می‌کردم. خیلی براشون دلم میسوخت. بزرگ‌تر که شدم، کتاب خوندم، سخنرانی گوش دادم، فکر کردم و اونوقت یه‌کمی بیشتر امام حسین علیه السلام رو شناختم. میخواستم بگم حالا بیشتر از بچگیام به امام حسین علیه السلام فکر می‌کنم. حسینِ بچگی شاید خیلی برام پررنگ نباشه اما یه چیزی یادم اومد؛ اینکه کوچیک بودم وقتی یه خرابکاری‌ای میکردم برا اینکه مامان بابام نفهمن، به حضرت عباس میگفتم تورو امام حسین یه کاری کن نفهمن😅 مثلاً دستگاه سی‌دی گیر کرده بود و تو نمیرفت! من نمیخواستم مامانم سربرسه ببینه جای درسم، پای سی‌دی باربی و اسب بالدار بودم😅 کلی استرس داشتم کلی قسمش دادم و جای سی‌دی رفت تو و من میگفتم آخیش😅مرسی حضرت عباس که آبرومو حفظ کردی😅یا چقدر نذر و نیاز که اون منفی‌ای که اشتباهی بعد از جواب مسئله نذاشتی، نمره‌ی ۲۰ت رو ۱۹.۷۵ نکنه! اون بچه‌ی کوچیک، دنیای معصومانه‌‌تری با برادرِ عباس علیه السلام داشت. میخواستم بنویسم اون گره‌های بچگی که اندازه‌ی تو رفتنِ جای سی‌دی و جا افتادنِ یه منفی بود، خیلی ساده‌تر از الان بود. ولی در حقیقت گره‌های الانمم برای خودم بزرگه، برای عباس علیه السلام و برادرِ والامقامش، مثل همون جا انداختنِ سی‌دی بچگیا و حفظ آبروم جلو مامانم میمونه... کاش فقط منم به همون خلوص بچگیام صدا میکردم عباسِ علی علیه السلام رو ...
هدایت شده از 🍫شوکولآت🫪
هدایت شده از 🍫شوکولآت🫪
هدایت شده از 🍫شوکولآت🫪
ـــ