دوباره میتابی
حتی از میان خاکستر ،
دوباره میسازی
از چیزی که فکر میکردی تموم شده ،
دوباره لبخند میزنی
بی دلیل ، بی بهانه ،
دوباره باور میکنی
زندگی رو ، خودت رو .
_ برای تو .
هربار که سطحتان بالا میرود ، چیزی را از دست خواهید داد ؛ یک عادت ، یک دوستی ، یک رابطه ، یک نسخه از خودتان ، این باخت نیست .
این هزینه ورود است .
بیا کنارم بنشین ،
نقاب قوی بودنت را بردار و در آغوشم گریه کن که من میدانم ، آنان چه همیشه میگویند حالشان خوب است ، بیش از همه به گریه و آغوش نیاز دارند ..
نمیدونم ، من اکثر وقت ها احساس میکنم خیلی چیزها اون قدر واضح و شفاف هستن که نیازی به بازگو کردنشون نیست ، فقط لازمه خودت بفهمی و حسشون کنی..
بعضی آدم ها رنج میکشن ، نه چون دنیا باهاشون بده ، بلکه چون خیلی خوب دنیارو میفهمن.
ꜱᴄʀᴇᴀᴍ .
۸ شب ب نیت مشهد میخوام شعر بگم در رابطه با امامین ؛ بسم الله ؛
1 ؛
شاعری شغل ِشریفیست به شرطی که قلم ،
فقط از مدح ِعلی ، شاه ِنجف گوید و بس.
_ خوشحالم برات _
تو بلاخره اینو فهمیدی که آدما میتونن حرفای خوبی بزنن ؛
ولی آدم خوبی نباشن .
آدم ها فکر میکنن من تنها میمونم چون گوشه گیرم ولی واقعیت اینه که تنها میمونم چون میشینم و این همه رفتار مصنوعی رو نگاه میکنم و هیچ میلی به بودن بینشون ندارم ..