ꜱᴄʀᴇᴀᴍ .
همه سوزوندن منُ ولی تو درمون کردی یه نگاهی به دل بی سر و سامون کردی..
دل من گم شده گر پیدا شد
بسپارید امانات رضا
و اگر از تپش افتاد دلم
ببریدش به ملاقات رضا
از رضا خواسته بودم شاید
بگذارد که غلامش بشوم
همه گفتند محال است ولی
دلخوشم من به محالات رضا..
ꜱᴄʀᴇᴀᴍ .
دل من گم شده گر پیدا شد بسپارید امانات رضا و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش به ملاقات رضا از رضا خواست
من به حرم تو محتاجتر از نانِ شبم . .
ꜱᴄʀᴇᴀᴍ .
من به حرم تو محتاجتر از نانِ شبم . .
یکی اینجا دلش تنگه ، اونجارو نمیدونم..