ꜱᴄʀᴇᴀᴍ .
آنقدر زیبا دلم را بر دلش وابسته کرد، یارم انگاری تخصص داشت در پیوند قلب..
وَ درواقع چیزی ک قشنگ بود شعر نبود ، تو بودی..
ꜱᴄʀᴇᴀᴍ .
لحظهی جان کندنِ روح از بدن را دیدهای؟ بی تو بودنها برایم دم بـه دم جان کندن است..
بیتو ، یک لحظه رمق در دل و در جانم نيست .
من عذرخواهی کردم ، حتی وقتی مقصر نبودم.
اما تو طلبکار شدی حتی وقتی باید عذرخواهی میکردی.
حافظهی قوی داشتن و بیش از حد به همه چیز فکر کردن میتونه ازت یه آدم غمگین و عصبی بسازه..
هيچی فراموش نمیشه، هيچی از بين نمیره، زمان آروم آروم گرد و غباری روی خاطرات مینشونه ، روش رو میپوشونه ، فکر میکنی يادت رفته اما صبح که از خواب پا میشی حالت بده نمیدونی چته نمیدونی دردت از کجا آب میخوره اما کافيه که نسيمی يا خاطره ای خاکش رو برداره، بعد همه چی تازه میشه همه چی میاد بيرون ، عين روز اول.
اما افسوس تورو خواستن ،
دیگه دیره دیگه دیره
ولی افسوس ک نخواستن ،
دلم آروم نمیگیره نمیگیره..
_ تورج .