میدونی اوج خفگی کجاست؟ همون جایی که کلی حرف داری و به شدت ناراحتی و خیلی چیزا رو اعصابت میرن ولی سکوت میکنی، به آخرین درجهی نا امیدی و ناراحتی میرسی ولی ترجیح میدی که هیچی نگی، فقط بیتفاوت یه گوشه بشینی ببینی چی میشه، هر چه بادا باد..
بعضی شبا زیادی شبن ، اونقدر که دلشوره و دلهره و دلتنگی همهی دنیا یهو میریزه توی دل آدم و نه میشه بخوابی و نه میشه بیدار بمونی ، فقط میشه زل بزنی به شب و منتظر بشی تا بگذره.
معمولا به کسایی که دوسشون داری بیشتر از یه بار فرصت میدی، این حس که هنوز انگار نمیخوای از دستشون بدی با اینکه میدونی لیاقتشو ندارن، و این غمگین ترین ضعف یه آدمه.