بزرگترین از دست دادن اینه که آدمیزاد
خودش رو از دست بده ، یهو به خودش بیاد
ببینه جوری عوض شده که خودش هم
خودش رو نمیشناسه.
زخمهای عمیق ، همان قهقهه هاییست که بعدها به لبخندی اجباری و نه از روی خوشحالی ، تغییر ماهیت میدهند.
یاد بگیر قیدِ آدما رو بزنی ، همونجا که برات وقت نمیذارن ، همونجا که آخرین نفری تو اولویت هاشون ، همون لحظه که یکی دیگه رو بهت ترجیح میدن ، همون وقت که عصبانیتشون رو سرتو خالی میکنن ، یاد بگیر بگذری ازشون ، وقتی اونا میگذرن از رو احساساتت ، ارزش قائل شو واسه خودت.
و در آخر ما هیچ تسلطی بر قلب هایمان نداریم ،
قلب ها برای کسی میتپند که خودشان میخواهند.
ما بزرگترین معذرت خواهی رو به خودمون بدهکاریم ؛ بابت همه ی وابستگیامون ، بابت همه ی آدمهایی که اذیتمون کردن ، ولی ما نتونستیم رهاشون کنیم ، بابت همه ی حرفهایی که دلمون شکست ، ولی صبر کردیم.
بابت همه ی دورویی هایی که به روی طرف نیاوردیم ،
و بابت خیلی چیزای دیگه..
یکی از اخلاقیات بدم اینه که با اونی که ازش بدم میاد اونقدر سرد رفتار میکنم که از من خوشش میاد و با اونی که ازش خوشم میاد اونقدر مهربونم که دلشو میزنم..
آدما خودشون اگه ایرادی توی صورتشون هست میدونن ، و بعضی وقتا بابتش غصه هم میخورن ، کاش شعور داشته باشین تو چشم طرف مستقیم نگاه نکنین و بهش یاداور نشین که جای زخمت چه بده ، زیر چشمت چقد سیاهه ، دماغت چقدر بزرگه ، پلکت چقدر پف داره ، آدم باشین.