اگه ازم بپرسن دختر باباتی یا مامانت
میگم دختر داداشمم :))
تو بیمارستان باهم اینقدر حرف زد و خندیدم
بدن دردم فراموشم شد کلاا
داشتم برمیگشتم خونه
دو تا سگ نشسته بودن یهو پارس کردن اومدن سمتم یه جوری جیغ کشیدم کل روستا اومدن بیرون