بعداش تا ناکجا کجا آباد ها رفتیم🚗
دنبال یه طب ،برای درمان دستام🩹
دستام نزاشت از مسافرت زیاد لذت ببرم
ولی خب ناشکری نکردم😅
اینم قسمتی از زندگیه☁️
شاید اینجوری بیشتر قدر بدونم
قدر وقتایی که میتونستم هر کاری دلم میخواست با دستام انجام بدم🪡
ولی خدارو شکر الان خیلی بهتر شدم🤲🏻
طبی که پیدا کردیم تقریبا جواب داده
البته اینم لطف خدا بود😌✨
(دستام انگار دستای یه پیرزن شده بود😅❤️🩹)
-ببین این همه سکوت…
اینجا هیچکس عجله نداره!
نه درختا واسه برگ دادن استرس دارن،🍃
نه رودخونه نگران قضاوتِ صدای خودشه😄
همهچی سرِ جاشه…
نه زودتر، نه دیرتر🤷🏻♀
و من فکر میکنم،ما آدما…
تنها موجوداتیهستيم که
هر روز میخوایم زودتر برسیم،
زودتر فراموش کنیم،
زودتر ثابت کنیم،
زودتر...
#انگیزشی
❲↭@SevimMah☁️