هدایت شده از ꜱʜᴀᴅᴏᴡ ʙʟᴏᴏᴍ♣️
ساعت از 23 گذشت..
وقتشه به سیاهی شب درود بفرستم و با پتو بشینم پشت پنجرهی تراس و با پس زمینهی آسمون و ستاره و موشک، ومپایر دایریز ببینم
دیمن که داره به الینا نشون میده قلب یه خون آشام دقیقا کجاست تا خنجر رو بکنه توش..
ولی من یه چیز دیگه میبینم..