eitaa logo
قرارگاه تربیتی شهید پاسدار علی اصغر محمودی نژادی
124 دنبال‌کننده
4.6هزار عکس
1.7هزار ویدیو
7 فایل
با حضور خواهرها و برادرها و همرزمان پاسدار علی اصغر محمودی نژادی متولد ۱۳۴۴/۹/۲۱ تبریز مجروحیت سال۱۳۶۱ عملیات رمضان پاسگاه زید شهادت ۱۳۶۲/۸/۱ منطقه پنجوین مرز ایران و عراق آیدی ما جهت خاطره گویی از شهدا👇 @Antzar110
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از سیدرحیم مرسلی
با خاطرات برادر رزمنده تخریبچی حاج علیرضا قهرمان پور 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 یا کریم نباشیم؛ با کریم باشیم! مهرماه ۱۳۶۱ _تبریز، پادگان خاصبان (قسمت اول ) 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 سه روز است که در پادگان آموزشی سیدالشهدای خاصبان هستیم و هنوز دارم با خودم فکر می کنم که آیا باید اولش می گفتم :"اجازه؟یانه!"اجازه "را در مدرسه به معلم می گویند، اما در پادگان هم به فرمانده می گویند "اجازه "یانه؟!شاید باید می گفتم؛چون فرمانده، خودش نوعی معلم است!تازه دارم فکر می کنم اصلا "یاکریم "توی حیاط بود یا نه؟!من که ندیدم!شايد در "بصیرت "فرمانده این بود که با یاکریم ها مثال بزند! البته انصافا نه فقط من، همه هول و گیج بودند. لحظه اول ورود به پادگان و مواجهه با یک دنیای جدید و رسمی و به ظاهر خشن، نفس هر نوجوانی را حبس می کند. الان بعد از دو سه روز، تازه کمی به خودم آمده‌ ام؛همان لحظه ورود که دژبانی وسایل مرا گشت، بی جهت به تپش قلب افتادم!که نکند آن چند تا بادام و انجیر و آب نبات که در وسایلم بود،خلاف قانون باشد! روز اول که وارد محوطه پادگان شدم، تعداد زیادی نوجوان هم سن و سال خودم دیدم که در حیاط پراکنده بودند. آنهایی که با هم آشنا بودند، کنار هم با هم حرف می زدند و عده ای هم مثل من، تنها بودند و دنبال فرصتی برای آشنایی بیشتر با فضا و اطرافیان. نمی دانم چرا همین اول کار، موضوع کچل شدن برایم سؤال شده بود!هر لحظه حس می کردم یکی می آید و موهای همه ی ما را از ته می زند!از یکی از نیروها با لبخند پرسیدم:"کچل نمی کنن؟"گفت:"بسیج زیر نظر سپاه فعالیت داره. توی سپاه کچل نمی کنند؛اما شاید با دستوراتشون کچلمون کنند!"تقریبا فهمیدم و نفهمیدم چی گفت! نیم ساعتی را به کنجکاوی و سرک کشیدن به پادگان گذراندم که از بلندگوی حیاط اعلام شد:"برادران محترم، ۵دقیقه ی دیگر برای مراسم معارفه و توجیه در میدان صبحگاه حاضر باشید ‌" کم کم، همه به سمت میدان صبحگاه که احتمال می دادیم سخنرانی از آنجا شروع شود، صف بستیم. صف هایی منظم، با لباس های یکدست نظامی تشکیل شد. اوایل یکی از صفها ایستادم. مراسم معارفه بود!معارفه چه کسی؟ما؟ فرمانده ها ؟باید اسم هایمان را بگوییم؟مگر مدرسه هست؟!نگران شدم که نکند داستانی برای شناسنامه ام پیش بیاید!فضا، رسمی شده بود. آرام سر برگرداندم و صف ها را نگاه کردم. چند نفری از قد و بالا و قیافه و حالتشان معلوم بود که احتمالا مثل من با وجعلنا و زرنگی و و دستکاری شناسنامه وارد پادگان شده اند!آنها را که دیدم، کمی دلم آرام شد. در این افکار بودم که با صدای برادری که میکروفون به دست داشت به خودم آمدم: بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن عرض سلام و خوشامدگویی به برادران محترم. بنده سید رفیع رفیعی، معاون پادگان سیدالشهدای خاصبان هستم. به نمایندگی از فرمانده پادگان، برادر حاج یحیوی در محضر شما حاضر شده ام. قرار است که به یاری خداوند، دوره ی یک ماهه ی آموزشی را در این پادگان و در کنار هم سپری کنیم. در این دوره ی آموزشی، به مرور، اصول مقدماتی حضور در میدان های جنگ را آموزش می بینید. از موارد ابتدایی و عمومی مانند نظم، نوع لباس پوشیدن، نوع برخورد با مافوق، ساعات و زمان بندی کارهای روزانه، تا موارد فنی ودشوار،از اسلحه دست گرفتن، تا رزم در کوه، گذشتن از رودخانه و دریا و زندگی در شرایط سخت. البته ماحصل این یک ماه دوره ی آموزشی شما، فقط آموختن این موارد نیست!هدف اصلی این دوره برای شما، سه مطلب مهمتر است که بیشتر از هر چیز دیگری در میدان جنگ برای شما کاربرد دارد...." 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 برگرفته از کتاب به سوی معبر، نوشته علیرضا قهرمان پور، تهران، نشر بید، ۱۴۰۳، صفحات ۲۹، ۳۰ و ۳۱
هدایت شده از سیدرحیم مرسلی
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 سردار شهید اسلام برادر سید رفیع رفیعی غازانی مسئول آموزش نظامی لشکر ۳۱عاشورا ولادت:۱۳۴۱/تبریز شهادت:۱۳۶۲/شرهانی عملیات والفجر یک 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 قسمتی از وصیتنامه شهید شما دربرابركفر جهاني هستيد، دست دردست هم چون كوه ثابت واستوار باشيد. از امام خود فرمان بريد وچنان به جبهه كفربتازيد كه مجال گريزرا از آنان سلب كنيد . ريشه كثيف آمريكا وشوروي واسرائيل غاصب را با دستهاي قوي وسلاح پرقدرت خود قطع نمائيد. نترسيد, با توکل به خداوند پيش روید كه، ما پيروزيم. 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
13.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊🥀🕊🥀🕊🥀 خیمه عزای امام حسین(ع) برپاست 🕊🥀🕊🥀🕊🥀🕊   گینه قورولدی غم اساسی شهید کربلا عزاسی  یانور دیور حسین آناسی حسین یارالاریوا قربان اسیر بالا لاریوا قربان  روضه خانگی در محفل هیئت نورالانوار تبریز برپاست اطلاعات در کلیپ درج شده👆🙏👆 لطفا رسانه هیئت نورالانوار باشین بی زحمت خودتون مهمانها رو دعوت کنید🙏 واحد فرهنگی_رسانه ای هیئت نورالانوار تبریز 🥀@Hnoorolanvar_tabriz🥀
هدایت شده از سیدرحیم مرسلی
جمعی از رزمندگان گردان تخریب لشکر عاشورا در دوران دفاع مقدس عکاس:برادر هنرمند حاج حسین جباری
🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴 سلام علیکم بماصبرتم صبح تان حسینی باد و اما بعد .... 🌹ما گر زسر بریده می‌ترسیدیم در محفل عاشقان نمی‌رقصیدیم 🌹 در این صبحگاه ، با هم به اجمال مروری بر گنجینه اسرار داشته باشیم ، که تلفیقی عاشقانه از حماسه و عرفان است . عمان عشق را عمود خیمه هستی می‌داند و از این منظر به حماسه کربلا و روز عاشورا نگاه می‌کند ، او همچون زینب سلام الله علیها ، در کربلا  چیزی نمی‌بیند جز جلوه‌های جمال و جلال حضرت دوست‌ ، و با سرمستی و شوقی وصف ناپذیر این صحنه‌های ناب و نایاب را بر بوم شعر خویش به تصویر می‌کشد‌ ، 🌹این که چگونه معشوق‌ ، عاشق را با کمند غمزه صید می‌کند فلسفه آفرینش عالم هستی ، عشق حضرت حق (جل جلاله) به جمال و جلوه خویش است ؛ زیرا دوستی ذات خود‌ ، از لوازم عشق است ، ذات اقدس پروردگار نیز بر همین اساس جهان را پدید آورد 🌹 آری عمان ، عاشورا را میدانی می‌داند که سالکان در آن سلوک می‌کنند تا به مراد و مقصود خود برسند ، در این میدان‌ ، حسین علیه السلام ، قطب عرفان و مرشد سلطان است و اصحاب او مریدان و رهپویان وصالند . 🎍مسیر مدینه تا کربلا‌ ، هفت شهر عشق است که امام و همراهانش باید وادی‌های طریقت را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارند تا به سیمرغ عشق دست یابند ، کربلا و شهادت نقطه کمال این حرکت است ... در عاشورا‌ 🌹امام حسین علیه السلام نه تنها سرحلقه مستان سالک طریق بود‌ ، بلکه او در مقام ارشاد و اصحابش  در مقام طلب بودند ، هر یک از اصحاب عاشورا در مرتبه‌ای از سلوک قرار داشتند و به فراخور نیازشان از چشمه سار معرفت امام سیراب می‌شدند 🌹 ای عزیز ، همه عالم مظهر جمال و جلال خداوند است و قیام حضرت اباعبدالله علیه السلام ، قیامی برای رسیدن به مرتبه «فنا فی‌الله» است ، که کسان غافل از این مرتبه ، هرگز نتوانند درک کنند که فنا چيست . 🌹یکی از تاثیر‌گذارترین ، زیباترین و لطیف‌ترین بخش‌های منظومه بلند گنجینه اسرار، صحنه عنان گیری حضرت زینب‌ سلام الله علیها ، هنگام به میدان رفتن سالار شهیدان کربلا حضرت سیدالشهداست ، عمان با شاعرانگی تمام به تصویرگری این صحنه ناب پرداخته است . واژه به واژه‌، وکلمه به کلمه ابیات این بخش از منظومه بر دل و جان می‌نشیند  و انسان را در خلسه‌‌ای ناب و اهورایی فرو می‌برد ، ما در این صحنه‌ ، عظمت روح ملکوتی حضرت زینب سلام الله علیها و همچنین  اوج عزت نفس و مناعت طبع  حضرت ثارالله را با  تصویرسازی‌های لطیف‌ ، عاطفی‌ ، بدیع و قدرتمندانه عمان با تمام وجود حس می‌کنیم ، از همین رو به عنوان حسن ختام این گفتار صبحگاهی ، این صحنه ناب و نایاب را در قاب چشمان شما یاران سحرگاهان به تماشا می‌گذارم و دامن سخن را برمی‌چینم‌ . خواهرش بر سينه و بر سر زنان رفت تا گيرد برادر را عنان سيل اشكش بست بر شه، راه را دود آهش كرد حيران شاه را در قفاي شاه رفتي هر زمان بانگ مهلا مهلااش بر آسمان كاي سوار سرگران كم كن شتاب جان من!  لختي سبك‌تر زن ركاب تا ببوسم آن رخ دلجوي تو تا ببويم آن شكنج موي تو شه سراپا گرم شوق و مست ناز گوشه چشمي به آن سو كرد باز ديد مشكين مويي از جنس زنان بر فلك دستي و دستي بر عنان زن مگو‌، مردآفرين روزگار زن مگو‌، بنت‌الجلال‌، اخت الوقار زن مگو‌، خاك درش نقش جبين زن مگو‌، دست خدا در آستين پس ز جان بر خواهر استقبال كرد تا رُخش بوسد‌، الف را دال كرد همچو جان خود‌، در آغوشش كشيد اين سخن آهسته بر گوشش كشيد: كاي عنان‌گير من آيا زينبي؟ يا كه آه دردمندان در شبي؟ پيش پاي شوق زنجيري مكن راه عشق است اين‌، عنان‌گيري مكن با تو هستم جان خواهر‌، همسفر! تو به پا اين راه كوبي‌، من به سر خانه سوزان را تو صاحب خانه باش با زنان در همرهي مردانه باش جان خواهر! در غمم زاري مكن با صدا بهرم عزاداري مكن معجر از سر، پرده از رخ وا مكن آفتاب و ماه را رسوا مكن هست بر من ناگوار و ناپسند از تو زينب گر صدا گردد بلند هر چه باشد تو علي را دختري ماده شيرا ! كي كم از شير نري؟! با زبان زينبي شاه آن چه گفت با حسيني گوش‌، زينب مي‌شنفت با حسيني لب هر آنچ او گفت راز شه به گوش زينبي بشنيد باز گوش عشق‌، آری زبان خواهد  زعشق فهم عشق‌، آری بیان خواهد ز عشق با زبان دیگر این آواز نیست گوش دیگر محرم اسرار نیست ای سخن‌گو! لحظه‌ای خاموش باش ای زبان! از پای تا سر گوش باش ..... دیگر اینجا گفت‌و‌گو را راه نیست پرده افکندند و کس را راه نیست بازمانده https://eitaa.com/joinchat/1460404504C51a920d9b8 🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴
هدایت شده از سیدرحیم مرسلی
🌿🌼بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ جز خـدا کیست که‌ در سایه‌ مهرش ‌باشیم رحمت ‌اوست ‌که‌ پیوسته‌ پناه‌ من‌ و توست با توکل به اسم اعظمت آغاز میکنیم روزمان را ،كه محبت و لطفت تمام صبح جهان را گرم و شورآفرين كرده است🌼🌿 الهی به امیدتو سلام دوستان همراه
هدایت شده از سیدرحیم مرسلی
🌸🍃زندڪَى را       🌺 نفسى ارزش           🌸🍃غم خوردن                  🌺نٻســـٺ آرزوٻم🍃🌸       اٻن اسٺ 🌺 آنقدرسٻر 🍃 🌸     بخندےڪ ندانى 🌺                     غم چيسٺ🍃🌸 ســلام..... صبحٺـ🌺ـون دلنشین دوستان همــ🌸🍃ـــراه
هدایت شده از سیدرحیم مرسلی
•°🌱 سلام منجی دلهای ما ...مهدی جان! هست کھ دارویش آمدن شماست ؛ جوابمان کردند ‌؟! [یا‌صاحب‌العصرِوالزَّمان] +برگردانتظارِاهالیِ‌آسمان :) اَلسَلامُـــ عَلیڪَ یا صاحبــَ الزَمان یا ابا صالح الْمَهدے✋
هدایت شده از سیدرحیم مرسلی
↻💎❄••|| چادࢪ یعنے: ⇣ ↫نہ فقط ٻک پارچھ مشکے . . ! بلکہ چـادࢪ یعنے: ⇣ ↫تمرین صبوࢪے ... ↫تمرین وقــاࢪ ... ↫تمرین حجـاب ... 💙⃟📘¦⇢ 🥀