*✍️ با نزدیک شدن شاخص به محدوده ۵ تا ۵.۳ میلیون واحد، به تدریج میتوان انتظار افزایش عرضه ها در سطح بازار را داشت.*
- از این محدوده به بعد، احتمالا رفتارهای هیجانی و گله ای بازار کمرنگ تر میشود و توجه نقدینگی بیشتر به سمت نمادهایی خواهد رفت که همچنان چشم انداز سودسازی و پایداری عملیاتی مناسبی دارند.
- در این میان، گروههایی مانند
پالایشی و روانکار
غذایی
دارویی
زراعت
سیمان
و برخی تک سهامهای بنیادی...
میتوانند حتی پس از افزایش عرضه ها نیز بخش مهمی از تقاضای بازار را حفظ کنند.
*📌 برای آینده، بازار بیشتر از هر چیز به دنبال «کیفیت» خواهد بود، نه صرفاً صف خرید. (با انتشار گزارشات ۳ ماهه، مسیر نمادها و گروهها جدا خواهند شد)*
رسول پلارک
عرضه اولیه سهام شرکت سرمایه گذاری کشت و دام صنایع لبنی تامین(تادیکو)
1405/03/25 08:45:32
به اطلاع کلیه فعالان محترم بازار سرمایه می رساند، پیرو اطلاعیه شماره 181/140503261 مورخ 1405/03/19- امروز دوشنبه مورخ 1405/03/25 تعداد 750.000.000 سهم معادل 5 درصد از سهام شرکت سرمایه گذاری کشت و دام صنایع لبنی تامین(تادیکو) به شیوه ثبت سفارش در سامانه ثبت سفارش(fix)در حالت سفارشگیری قرار میگیرد. لازم بذکرست:1-دوره ثبت سفارش از ساعت 09:30 الی 12:30 میباشد.امکان اصلاح و یا حذف سفارش دراین مدت امکانپذیر میباشد.2- سهمیه در نظر گرفته شده برای هر کد حقیقی و حقوقی حداکثر 2500 سهم میباشد. هر کد معاملاتی تنها مجاز به ارسال یک سفارش میباشد.3-ورود سفارش صرفاً باکد معاملاتی و در دوره زمانی اعلام شده و در دامنه قیمتی(حداقل قیمت 5.617 ریال و حداکثر قیمت 6.333 ریال)امکانپذیر میباشد. کلیه مشتریان بر خط نیز میتوانند با توجه به شرایط ذکر شده فوق نسبت به ورود سفارش اقدام نمایند.مدیریت عملیات بازار سهام بورس تهران
پتروشیمی #آریا ساسول اعلام کرد:
🔵همه واحدهای تولیدی این شرکت به جز واحد الفین با 100 درصد ظرفیت در تاریخ 24 خرداد 1405 در مدار تولید قرار گرفتند.
🔵برآورد آثار مالی ناشی از توقف تولید شرکت در حال حاضر نامشخص و در دست بررسی است.
🔵بدیهی است در صورت بازگشت واحد مذکور به مدار تولید در اسرع وقت این موضوع به اطلاع سهامداران خواهد رسید.
#مس
گزارش جدید گلدمن ساکس که چند روز پیش منتشر شده، یک سیگنال خیلی جدی به بازار فلزات داد. چیزی که توجه من را جلب کرد، افزایش ۱۰ برابری پیشبینی کسری بازار مس بود: از ۶۰ هزار تن به ۶۴۰ هزار تن. این یعنی بازار از حالت تعادل خارج شده و وارد فاز کمبود شدید عرضه شده است.
به نظر میرسد دو عامل اصلی دست به دست هم دادهاند:
۱. اختلال در تولید دو معدن بزرگ جهان (گراسبرگ در اندونزی و کاموا-کاکولا در کنگو) که تا ۲۰۲۸ به ظرفیت کامل نمیرسند.
۲. تقاضای بالای آمریکا که با واردات سنگین، مس سایر بازارها را هم جذب کرده و کمبود را تشدید کرده است.
این کسری فقط روی کاغذ نیست، بلکه با افزایش تقاضای واقعی از بخشهایی مثل خودروهای برقی، زیرساخت شبکه برق و مراکز داده هوش مصنوعی همراه شده. یعنی فشار از سمت تقاضا هم واقعی است.
گلدمن الان قیمت پایان سال ۲۰۲۶ را ۱۳,۷۳۵ دلار به ازای هر تن پیشبینی کرده (قبلاً ۱۲,۴۶۵ بود). میانگین سال ۲۰۲۶ را هم ۱۳,۳۴۹ دلار زده است.
· اگر آمریکا از ژانویه ۲۰۲۷ تعرفه اعمال کند، احتمالاً قیمت مس از ۱۴,۰۰۰ دلار هم عبور میکند.
· اگر تعرفه اعمال نشود، بازار ممکن است در ۲۰۲۷ دوباره به مازاد برگردد و قیمت به محدوده ۱۲,۸۰۰ دلار کاهش۷ یابد.
خلاصه کلام اینکه:
بازار مس در کوتاهمدت تا میانمدت تحت تأثیر کمبود عرضه واقعی قرار دارد. این یک نوسان لحظهای نیست، بلکه یک تغییر ساختاری است. ولی باید مراقب تصمیمات تعرفهای آمریکا بود که میتواند مسیر را عوض کند.
عدمالنفع؛ هزینهی اصلی تعلیق اقتصادی
در سخنرانیها و نوشتههای دو سال گذشته، بارها بر این نکته تأکید کردهام که در ارزیابی خسارتهای اقتصادی، نباید صرفاً به زیانهای مستقیم و قابل مشاهده توجه کرد. در ماههای اخیر، خوشبختانه برخی مقامات رسمی کشور نیز بیش از گذشته به مفهوم «عدمالنفع» پرداختهاند و هشدار دادهاند که ماندن در شرایط عدمالنفع، هزینهای بهمراتب سنگینتر از خسارتهای مستقیم بر اقتصاد کشور تحمیل میکند.
پیش از هر چیز، باید با تأسف و احترام از جانباختگان و شهدای سه جنگ اخیر یاد کرد. هیچ محاسبهی اقتصادی نمیتواند ارزش جان انسانها، رنج خانوادههای داغدار و آسیبهای انسانی و اجتماعی ناشی از جنگ را بهدرستی اندازهگیری کند. با این حال، از منظر تحلیل اقتصادی، لازم است علاوه بر خسارتهای انسانی و مادی، به زیانهای پنهان و انباشتهای نیز توجه شود که در آمارهای روزمره کمتر دیده میشوند.
عدمالنفع محصول شرایطی است که میتوان آن را «تعلیق اقتصادی» نامید؛ وضعیتی میان جنگ و صلح، یا به تعبیر دیگر «نه جنگ و نه صلح». در چنین فضایی، بنگاهها از سرمایهگذاریهای جدید خودداری میکنند، بیشتر داراییها به شکل داراییهای نقدشو نگاهداری میشوند، خانوارها تصمیمهای مهم اقتصادی خود را به تعویق میاندازند، سرمایهگذاران ریسک نمیکنند و اقتصاد به جای حرکت رو به جلو، در وضعیت انتظار باقی میماند. تعلیق، هرچند ممکن است در کوتاهمدت برای برخی محسوس نباشد، اما در بلندمدت آثار فرسایندهی آن بر رشد اقتصادی، اشتغال و رفاه عمومی آشکار میشود.
شرایط تعلیق ایران و سایهی تحریمها را میتوان از سه قاب زمانی بررسی کرد. قاب نخست، از اواسط دههی ۱۳۸۰ آغاز میشود؛ دورهای که اقتصاد ایران با تحریمها، نااطمینانیها و محدودیتهای بینالمللی متعددی روبهرو بوده است. قاب دوم، سالهای پس از ۱۴۰۰ است که سطح عدمقطعیت افزایش یافت. قاب سوم و محدودتر، دورهی پس از جنگ دوازدهروزه است که بار دیگر بر شدت فضای تعلیق اقتصادی افزوده شد. در هر سه مقطع، مسئلهی اصلی تنها خسارتهای مستقیم نبوده، بلکه فرصتهایی بوده است که میتوانستند خلق شوند اما هرگز تحقق نیافتند.
اگر خسارتهای صنعتی و زیرساختی دوازده ماه اخیر را حدود ۵۰ میلیارد دلار و خسارتهای نظامی را حدود ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد کنیم، مجموع خسارت مستقیم به حدود ۱۵۰ میلیارد دلار میرسد. این رقم قابل توجه است، اما در برابر ابعاد عدمالنفع اقتصاد ایران چندان بزرگ به نظر نمیرسد. برآوردهای مختلف نشان میدهد که اگر اقتصاد ایران تنها یک درصد رشد سالانهی بیشتری را طی چهارده سال گذشته تجربه میکرد، ارزش افزودهی حاصل از آن میتوانست به رقمی در حدود دو هزار میلیارد دلار برسد؛ رقمی بیش از سیزده برابر خسارت مستقیم یادشده.
از این منظر، بزرگترین زیان اقتصاد ایران نه کارخانههای تخریبشده، نه تجهیزات ازدسترفته و نه حتی هزینههای نظامی، بلکه رشدهای تحققنیافته، سرمایهگذاریهای انجامنشده و فرصتهای ازدسترفتهای است که در سایهی تداوم شرایط تعلیق از میان رفتهاند. چالش اصلی اقتصاد ایران امروز، در کنار جبران خسارتهای انسانی و مادی، خروج از وضعیتی است که هر روز بر حجم عدمالنفع کشور میافزاید و امکان دستیابی به ظرفیتهای بالقوهی توسعه را محدودتر میکند. امید میرود توافقات این هفتهی ایران و آمریکا هرچه زودتر به پایان شرایط تعلیق اقتصادی در ایران منجر شود.