eitaa logo
کانال آنالیز سهام
5.7هزار دنبال‌کننده
13.6هزار عکس
166 ویدیو
104 فایل
تو این کانال تحلیل و بررسی سهم های درخواستی شما و همچنین سایر سهم های بازار انجام میشه. مدیر کانال: @majiddf کانال و گروه تحلیلی بورس: https://eitaa.com/channel_bourse
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گزارش جدید گلدمن ساکس که چند روز پیش منتشر شده، یک سیگنال خیلی جدی به بازار فلزات داد. چیزی که توجه من را جلب کرد، افزایش ۱۰ برابری پیش‌بینی کسری بازار مس بود: از ۶۰ هزار تن به ۶۴۰ هزار تن. این یعنی بازار از حالت تعادل خارج شده و وارد فاز کمبود شدید عرضه شده است. به نظر می‌رسد دو عامل اصلی دست به دست هم داده‌اند: ۱. اختلال در تولید دو معدن بزرگ جهان (گراسبرگ در اندونزی و کاموا-کاکولا در کنگو) که تا ۲۰۲۸ به ظرفیت کامل نمی‌رسند. ۲. تقاضای بالای آمریکا که با واردات سنگین، مس سایر بازارها را هم جذب کرده و کمبود را تشدید کرده است. این کسری فقط روی کاغذ نیست، بلکه با افزایش تقاضای واقعی از بخش‌هایی مثل خودروهای برقی، زیرساخت شبکه برق و مراکز داده هوش مصنوعی همراه شده. یعنی فشار از سمت تقاضا هم واقعی است. گلدمن الان قیمت پایان سال ۲۰۲۶ را ۱۳,۷۳۵ دلار به ازای هر تن پیش‌بینی کرده (قبلاً ۱۲,۴۶۵ بود). میانگین سال ۲۰۲۶ را هم ۱۳,۳۴۹ دلار زده است. · اگر آمریکا از ژانویه ۲۰۲۷ تعرفه اعمال کند، احتمالاً قیمت مس از ۱۴,۰۰۰ دلار هم عبور می‌کند. · اگر تعرفه اعمال نشود، بازار ممکن است در ۲۰۲۷ دوباره به مازاد برگردد و قیمت به محدوده ۱۲,۸۰۰ دلار کاهش۷ یابد. خلاصه کلام اینکه: بازار مس در کوتاه‌مدت تا میان‌مدت تحت تأثیر کمبود عرضه واقعی قرار دارد. این یک نوسان لحظه‌ای نیست، بلکه یک تغییر ساختاری است. ولی باید مراقب تصمیمات تعرفه‌ای آمریکا بود که می‌تواند مسیر را عوض کند.
عدم‌النفع؛ هزینه‌ی اصلی تعلیق اقتصادی در سخنرانی‌ها و نوشته‌های دو سال گذشته، بارها بر این نکته تأکید کرده‌ام که در ارزیابی خسارت‌های اقتصادی، نباید صرفاً به زیان‌های مستقیم و قابل مشاهده توجه کرد. در ماه‌های اخیر، خوشبختانه برخی مقامات رسمی کشور نیز بیش از گذشته به مفهوم «عدم‌النفع» پرداخته‌اند و هشدار داده‌اند که ماندن در شرایط عدم‌النفع، هزینه‌ای به‌مراتب سنگین‌تر از خسارت‌های مستقیم بر اقتصاد کشور تحمیل می‌کند. پیش از هر چیز، باید با تأسف و احترام از جان‌باختگان و شهدای سه جنگ اخیر یاد کرد. هیچ محاسبه‌ی اقتصادی نمی‌تواند ارزش جان انسان‌ها، رنج خانواده‌های داغدار و آسیب‌های انسانی و اجتماعی ناشی از جنگ را به‌درستی اندازه‌گیری کند. با این حال، از منظر تحلیل اقتصادی، لازم است علاوه بر خسارت‌های انسانی و مادی، به زیان‌های پنهان و انباشته‌ای نیز توجه شود که در آمارهای روزمره کمتر دیده می‌شوند. عدم‌النفع محصول شرایطی است که می‌توان آن را «تعلیق اقتصادی» نامید؛ وضعیتی میان جنگ و صلح، یا به تعبیر دیگر «نه جنگ و نه صلح». در چنین فضایی، بنگاه‌ها از سرمایه‌گذاری‌های جدید خودداری می‌کنند، بیشتر دارایی‌ها به شکل دارایی‌های نقدشو نگاهداری می‌شوند، خانوارها تصمیم‌های مهم اقتصادی خود را به تعویق می‌اندازند، سرمایه‌گذاران ریسک نمی‌کنند و اقتصاد به جای حرکت رو به جلو، در وضعیت انتظار باقی می‌ماند. تعلیق، هرچند ممکن است در کوتاه‌مدت برای برخی محسوس نباشد، اما در بلندمدت آثار فرساینده‌ی آن بر رشد اقتصادی، اشتغال و رفاه عمومی آشکار می‌شود. شرایط تعلیق ایران و سایه‌ی تحریم‌ها را می‌توان از سه قاب زمانی بررسی کرد. قاب نخست، از اواسط دهه‌ی ۱۳۸۰ آغاز می‌شود؛ دوره‌ای که اقتصاد ایران با تحریم‌ها، نااطمینانی‌ها و محدودیت‌های بین‌المللی متعددی روبه‌رو بوده است. قاب دوم، سال‌های پس از ۱۴۰۰ است که سطح عدم‌قطعیت افزایش یافت. قاب سوم و محدودتر، دوره‌ی پس از جنگ دوازده‌روزه است که بار دیگر بر شدت فضای تعلیق اقتصادی افزوده شد. در هر سه مقطع، مسئله‌ی اصلی تنها خسارت‌های مستقیم نبوده، بلکه فرصت‌هایی بوده است که می‌توانستند خلق شوند اما هرگز تحقق نیافتند. اگر خسارت‌های صنعتی و زیرساختی دوازده ماه اخیر را حدود ۵۰ میلیارد دلار و خسارت‌های نظامی را حدود ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد کنیم، مجموع خسارت مستقیم به حدود ۱۵۰ میلیارد دلار می‌رسد. این رقم قابل توجه است، اما در برابر ابعاد عدم‌النفع اقتصاد ایران چندان بزرگ به نظر نمی‌رسد. برآوردهای مختلف نشان می‌دهد که اگر اقتصاد ایران تنها یک درصد رشد سالانه‌ی بیشتری را طی چهارده سال گذشته تجربه می‌کرد، ارزش افزوده‌ی حاصل از آن می‌توانست به رقمی در حدود دو هزار میلیارد دلار برسد؛ رقمی بیش از سیزده برابر خسارت مستقیم یادشده. از این منظر، بزرگ‌ترین زیان اقتصاد ایران نه کارخانه‌های تخریب‌شده، نه تجهیزات ازدست‌رفته و نه حتی هزینه‌های نظامی، بلکه رشدهای تحقق‌نیافته، سرمایه‌گذاری‌های انجام‌نشده و فرصت‌های ازدست‌رفته‌ای است که در سایه‌ی تداوم شرایط تعلیق از میان رفته‌اند. چالش اصلی اقتصاد ایران امروز، در کنار جبران خسارت‌های انسانی و مادی، خروج از وضعیتی است که هر روز بر حجم عدم‌النفع کشور می‌افزاید و امکان دستیابی به ظرفیت‌های بالقوه‌ی توسعه را محدودتر می‌کند. امید می‌رود توافقات این هفته‌ی ایران و آمریکا هرچه زودتر به پایان شرایط تعلیق اقتصادی در ایران منجر شود.
*پایان محاصرۀ دریایی آمریکا، با عبور کشتی‌های ایرانی * 🔹دقایقی پیش چند کشتی ایرانی نسبت به تردد بدون مشکل از خط محاصره اقدام کردند. 🔹طبق اطلاعات ناوبری کشتی، یک نفتکش ایرانی VLCC از آب‌های آزاد به‌سمت بنادر ایران در حرکت است و از منطقۀ محاصره گذشته، همچنین یک کشتی حامل نهاده‌های دامی‌ نیز با گذر از منطقۀ محاصره به‌سمت کشور در حرکت است. 🔹یک نفتکش پر از نفت ایرانی نیز با عبور از دریای عمان و خط محاصره به‌سمت مقصد صادراتی خود حرکت کرده است. 🔸روز گذشته، ترامپ در پی پذیرش شروط ایران به‌منظور توافق آتش‌بس، دستور لغو محاصرۀ دریایی را اعلام کرد.
📉 *ریزش سنگین قیمت اوره ایران؛ افت ۲۳ درصدی در دو هفته* ⏺ تولیدکنندگان نرخ مرجع فروش این هفته را ۳۷۵ دلار به ازای هر تن اعلام کردند؛ رقمی که نسبت به دو هفته قبل ۱۱۵ دلار کاهش را نشان می‌دهد. 📊 قیمت اوره ایران تنها دو هفته پیش در محدوده ۴۹۰ دلار در هر تن قرار داشت و اکنون با افتی حدود ۲۳ درصدی به ۳۷۵ دلار رسیده است. ⚠️ این کاهش شدید در پی تضعیف بازار جهانی اوره، افت تقاضا در برخی بازارهای مصرف و فشار نزولی قیمت‌ها در معاملات بین‌المللی رخ داده است. 🌍 طی هفته‌های اخیر، نگرانی‌ها درباره کاهش تقاضا در آسیا، افت قیمت‌های پیشنهادی به هند و افزایش عرضه در برخی مناطق، فشار قابل توجهی بر بازار جهانی وارد کرده است. 🔴 کاهش قیمت اوره می‌تواند بر درآمد و حاشیه سود شرکت‌های اوره‌ساز صادرات‌محور اثرگذار باشد؛ موضوعی که برای فعالان بازار سرمایه و سهامداران صنعت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. 📈 اکنون معامله‌گران منتظر مشخص شدن روند تقاضای فصلی، نتایج مناقصات خرید و جهت‌گیری بازارهای جهانی هستند تا مشخص شود آیا بازار به کف قیمتی نزدیک شده یا فشار نزولی همچنان ادامه خواهد داشت.
هدایت شده از nazifi
بلاخره نمادی که پارامترهای کلان به نفعش نیست را باید با احتیاط خرید واقعا اگه توافقی بشه احتمالا خواب این نماد برای تابستان وجود داشته باشه ولی زمستان اگه صگاز و قیر و مازوت و ایناخریده باشه میتونه بدون رشد نفت هم بدلیل نداشتن گاز کافی در صنایع رشد کنه
کانال آنالیز سهام
#سینرژی
توضیحاتی خانم نظیفی برای سینرژی 👆
✍🏻 مطلب اول: بررسی از منظر ارزندگی(P/E TTM تورم‌زدایی شده) 🟢 برای بررسی بازار از منظر نسبت P/E TTM(یا همان قیمت به سود محقق شده) بهتر است این نسبت را با تورم متناسب سازی کنیم. اما معنای این موضوع چیست, عملا این نسبت قیمت را به سود 4فصل اخیر تقسیم می‌کند, در فضای تورمی معمولا انتظار داریم که سودها با تورم(کمی بیشتر و کمتر) رشد داشته باشند, لذا منطقی است که سودها را بر تورم سالانه(نه نقطه به نقطه) تقسیم کنیم و به جای روند بلند مدت نسبت P/E TTM به بررسی روند نسبت P/E TTM تورم‌‌زدایی شده بپردازیم. 🟢 پس از تحولات سال 1399 همانطور که می‌توان مشاهده کرد تقریبا همواره نسبت P/E TTM متناسب شده با تورم حوالی 5واحد نوسان داشته, از ابتدای سال 1404 هم تقریبا عدد 6واحد سقف جدی برای بازار بوده, لذا امروز که P/E TTM تورم‌زدایی شده حوالی 5واحد است, حول میانگین خود پس از سال 1399 است و 1واحد کمتر از سقف دو سال اخیر خود قرار دارد. 📈 در صورتی که روند ورود پول به بازار ادامه داشته باشد این نسبت می‌تواند به 6واحد هم برسید و انتظار یک رالی 20% روی کلیت بازار را می‌توان داشت, دقت کنیم با توجه به اینکه در فصل مجامع قرار داریم این نسبت به طور خودکار حدود نیم واحد می‌تواند کاهش داشته باشد, لذا رشد بازار تا 30% روی کلیت هم در این حالت می‌تواند ادامه داشته باشد. ❌ دقت کنیم که فرض اصلی این تحلیل ثبات حاشیه سود است, چرا که فروش‌ها تقریبا با تورم رشد می‌کنند اما ممکن است حاشیه سود متفاوت عمل کند.
✍🏻 مطلب دوم: بررسی از منظر ارزش بر مبنای دلار نیما 🟢 یکی از نسبت‌های مهم بازار سرمایه ارزش دلاری بورس است. بررسی بورس از منظر ارزش دلاری برای بررسی بازدهی سرمایه‌گذاری یک سرمایه‌گذار می‌تواند کارایی داشته باشد اما از منظر ارزندگی تقریبا بی‌فایده است, چرا که دلار موثر بر بازار سرمایه دلار نیما(ارز توافقی) می‌باشد و برای بررسی جایگاه بورس از منظر ارزندگی دلاری بهتر از این بازار را با دلار نیمایی بسنجیم. 🟢 پس از تحولات سال 1399 همانطور که می‌توان مشاهده کرد تقریبا یک روند همواره نزولی در ارزش دلاری(نیما) بازار سرمایه داشتیم, این عدد در ابتدای اسفند 1404 به زیر 90میلیارد دلار هم رسید که کمترین میزان خود از سال 1398 می‌باشد, از طرفی با بازگشایی جذاب بورس پس از درگیری نظامی, این نسبت به 110میلیارد دلار رسید. با بررسی این نسبت و در نظر گرفتن این موضوع که بازار سرمایه تقریبا 20میلیارد دلار سود دارد, می‌توان گفت که بازار سرمایه از منظر دلاری همچنان در محدوده گران قرار نگرفته(ارزان هم نیست). ❌ نکته مهم این تحلیل اینجاست که برای تحلیل دقیق بازار چهار موضوع را باید در نظر گرفت, سیاست ارزی-سیاست پولی-سیاست مالی و مسایل نظامی, در این تحلیل صرفا راجع به سیاست ارزی و بورس صحبت شد.