#شعر_کاربردی
#غزل
🔹اشک گرم🔹
هر کس نکرد ترک سر از اهل درد نیست
در پای دوست هر که نشد کشته، مرد نیست
ناصح مَوَرز مهر و غم درد ما مخور
ما عاشقیم و در خور ما غیر درد نیست
میریزم از دو دیده به یاد تو اشک گرم
شبها که همدمم بهجز از آه سرد نیست
بر درگهت که نقد دو عالم نثار اوست
ما را ز انفعال بهجز روی زرد نیست..
تهمتکش وصالم و در گرد کوی تو
جز گرد کوچه بهر من کوچهگرد نیست
هرچند دل رفیق غم و درد و محنت است
جمع است خاطرم که به کوی تو فرد نیست..
📝 #محتشم_کاشانی
✅ @ShereHeyat
#شعر_توحیدی
#غزل
🔹نقش در خیال🔹
ای در درون جانم و جان از تو بیخبر
وز تو جهان پر است و جهان از تو بیخبر
چون پی بَرَد به تو دل و جانم؟ که جاودان
در جان و در دلی، دل و جان از تو بیخبر
ای عقل پیر و بخت جوان گرد راه تو
پیر از تو بینشان و جوان از تو بیخبر
نقش تو در خیال و خیال از تو بینصیب
نام تو بر زبان و زبان از تو بیخبر
از تو خبر به نام و نشان است خلق را
وآنگه همه به نام و نشان از تو بیخبر
جویندگان جوهر دریای کُنهِ تو
در وادی یقین و گمان از تو بیخبر..
شرح و بیان تو چه کنم؟ زآنکه تا ابد
شرح از تو عاجز است و بیان از تو بیخبر
📝 #عطار_نیشابوری
✅ @ShereHeyat
#مناجات
#غزل
🔹آرزوی وصل🔹
جز آرزوی وصل تو یکدم نمیکنم
یکدم ز سینه مهر تو را کم نمیکنم
ای آن که سربلند مرا آفریدهای
جز پیش آستان تو سَر، خَم نمیکنم
گر در ازای عشق، غم عالمم دهی
با عالمی معاوضه این غم نمیکنم
جز راه پاک دوست یقیناً نمیروم
جز انتخاب عشق مسلم نمیکنم
چون آتش فراق تو را آزمودهام
خوف از عذاب سخت جهنم نمیکنم...
آن شمع خامُشم که به شبهای بیکسی
حتی هوای گریه نمنم نمیکنم
داروی درد هجر حبیب است، بس کنید
من از طبیب خواهش مرهم نمیکنم
حیران از این تغافل خویشم که زادِ راه
گاهِ سفر شدهست و فراهم نمیکنم
📝 #سیدحسن_حسینی
🌐 shereheyat.ir/node/361
✅ @ShereHeyat
#مناجات
#غزل
🔹از همه دلرحمتر...🔹
قلب مرا نرم کرد، دیدۀ بارانیام
تر شده سجاده از اشک پشیمانیام
از همه دلرحمتر، از همه نزدیکتر
هرچه برنجانمت باز نمیرانیام
از تو چه پنهان پر از حسرت دنیا شدم
از تو چه پنهان پر از بی سر و سامانیام
عمر تباه مرا، بار گناه مرا
باز بدان ای رئوف از سر نادانیام
بندۀ شرمندهات عاشق تو بود و هست
خواه ببخشاییام، خواه بسوزانیام
📝 #حسین_عباسپور
🌐 shereheyat.ir/node/2257
✅ @ShereHeyat
#مناجات_شعبانیه
#مثنوی
🔹ای منتهای آرزویم🔹
ای مهربان میخوانمت وَاسمَع دُعائِی
با قلب و جان میخوانمت وَاسمَع نِدائِی
ای مهربان بشنو صدای هقهقم را
بشنو صدای نبض قلب عاشقم را
امشب نگاهم کن که محتاج نگاهم
من یوسفی تنها میان قعر چاهم
آغوش بگشا بر هراسانی الهی
سویت پناه آوردهام از بیپناهی
در وحشتم از فتنۀ صد رنگ دنیا
دنیا... که افتاده به دامش صد زلیخا
یعقوبِ چشمم یکدم آرامش ندارد
بگذار از داغ فراقت خون ببارد
کی مژدهای وقت دعایم میفرستی؟
کی بوی پیراهن برایم میفرستی؟
ای با خبر از حال و احوال دل من
ای یک نگاهت رافع هر مشکل من
ذکر لبم «اِنّا اِلَیهِ راجِعُون» است
تو خوب میدانی که برگشتم چگونهست
من بازمیگردم که باشم در هوایت
در سایهسار رحمت بیانتهایت
من هر کجا، هر لحظه محتاج نگاهم
ای منتهای آرزویم! ای پناهم!
من ذره و... محو تماشای تو هستم
من قطره و... راهی دریای تو هستم
طغیان امواج و... من و... این بیپناهی
دریاب این از قطره کمتر را الهی
چون قایقی سرگشته در امواجم امشب
محتاج احسان توام، محتاجم امشب
داری خبر از شور و آشوب دل من
مهر تو کشتی نجات و ساحل من
بی تو جهان با بیکسان نامهربان است
آغوش لطفت مأمن درماندگان است
طوفان خشمت زیر و رو کرده دلم را
میجویم ای دریای رحمت! ساحلم را
مهر تو باران، لطف تو دریاست دریا
من چون کویر و جان من غرق تمنا
این قلب کوچک گرچه گنجایش ندارد
بگذار بارانِ تو بیمنّت ببارد
من تکدرختی خشک در صحرای سوزان
لبتشنهام، لبتشنۀ یک جرعه باران
من ماندهام در این کویرِ بیترحّم
خورشیدباران کن دلم را با تبسّم
جان بر لبم از هُرم سوزانِ کویری
من آمدم تا که در آغوشم بگیری
آغوش وا کردی به روی بیپناهی
بخشندهتر از تو نمیبینم الهی
آغوش عفوت هر که را در بر بگیرد
جا دارد از نو زندگی را سر بگیرد
دلواپسم دلواپس ساعات مرگم
روحم تکیده، خستهام، بی بار و برگم
در این شب خوف و خطر، درمانده ماندم
باید به آغوشت خودم را میرساندم
اما چه شد؟ اما کجا جا ماندم آخر؟
از خود ندیدم خستهتر، بیبالوپرتر
اقرار من، جان را به سویت میکشاند
اشکم مرا تا خاک کویت میرساند
نفس ستمپیشه چه آورده به روزم؟
در دوزخ اعمال خود تا کی بسوزم؟
ای مهر تو بیانتها، لطفت مکرر
ای با من از مادر همیشه مهربانتر
در زندگی باران جود توست جاری
هنگام مرگم چشم از من برنداری
فردا که طفل و مادر از هم میگریزند
در رستخیز محشر از هم میگریزند
فردا که بر پا میشود طوفان محشر
هستم شکستهقایقی هر سو شناور
جز ساحل امنت ندارم تکیهگاهی
آنجا پناهم ده که تو تنها پناهی
ای چشم امیدم به احسان تو روشن!
فردا که گفته روی میگردانی از من؟
در عمرم از تو غیر زیبایی ندیدم!
کی بعد مرگ از رحمت تو ناامیدم؟
آشفتهام از غربت امروز و فردا
محتاج لطف تو منم در هر دو دنیا
از تو ندیدم جز خطاپوشی و رحمت
من بیشتر محتاج عفوم در قیامت
از من چهها دیدی و رسوایم نکردی
رسوای خاص و عامِ دنیایم نکردی
فردای محشر هم خودت کاری کن، ای دوست
بیآبرویم، آبروداری کن، ای دوست...
📝 #یوسف_رحیمی
✅ @ShereHeyat
#مناجات
#غزل
🔹آرام جان زندهدلان🔹
ای یار ناگزیر که دل در هوای توست
جان نیز اگر قبول کنی هم برای توست
غوغای عارفان و تمنای عاشقان
حرص بهشت نیست که شوق لقای توست
گر تاج میدهی، غرض ما قبول تو
ور تیغ میزنی طلب ما رضای توست...
هرجا که روی زندهدلی، بر زمین تو
هرجا که دست غمزدهای، بر دعای توست
تنها نه من به قید تو درماندهام اسیر
کز هر طرف شکستهدلی مبتلای توست...
قوتِ روان شیفتگان، التفات تو
آرام جان زندهدلان، مرحبای توست
گر ما مقصریم، تو بسیاررحمتی
عذری که میرود به امید وفای توست
شاید که در حساب نیاید گناه ما
آنجا که فضل و رحمت بیمنتهای توست
«سعدی» ثنای تو نتواند به شرح گفت
خاموشی از ثنای تو حدّ ثنای توست
📝 #سعدی_شیرازی
🌐 shereheyat.ir/node/2674
✅ @ShereHeyat
#شعر_پایداری
#غزل
🔹درخت پر از زخم🔹
هنوز ماتم زنهای خونجگر شده را
هنوز داغ پدرهای بیپسر شده را
کسی نبرده ز خاطر کسی نخواهد برد
ز یاد، خاطرۀ باغ شعلهور شده را
کسی نبرده ز خاطر، نه صبح رفتن را
نه عصرهای به دلواپسی به سر شده را
نه آهِ مانده بر آیینههای کهنۀ شهر
نه داغهای هر آیینه تازهتر شده را
جنازهها که میآمد هنوز یادم هست
جنازههای جوان، کوچههای تر شده را
نه، این درخت پر از زخم، خم نخواهد شد
خبر برید، دو سه شاخۀ تبر شده را!
📝 #محمدمهدی_سیار
🌐 shereheyat.ir/node/2028
✅ @ShereHeyat
#شعر_پایداری
#غزل
🔹دل به پاییز نسپردهایم🔹
سراپا اگر زرد و پژمردهایم
ولی دل به پاییز نسپردهایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خوردهایم
اگر داغ دل بود، ما دیدهایم
اگر خون دل بود، ما خوردهایم
اگر دل، دلیل است، آوردهایم
اگر داغ، شرط است، ما بردهایم
اگر دشنۀ دشمنان، گردنیم!
اگر خنجر دوستان، گردهایم!
گواهی بخواهید، اینک گواه:
همین زخمیهایی که نشمردهایم!
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست، عمری به سر بردهایم
📝 #قیصر_امینپور
🌐 shereheyat.ir/node/1539
✅ @ShereHeyat
#شعر_توحیدی
#شعر_پایداری
#غزل
🔹خدا با ماست🔹
بهگوش باش که اینک خدا چه میگوید
صدای معجزۀ ابرها چه میگوید
از این زمانۀ با ما غریب، خسته مشو
اگر شنیدهای آن آشنا چه میگوید
به دشت زل بزن ای خیره در تصوّر نور
ببين که لالۀ خونینقبا چه میگوید
سوار كشتی نوحی اگر، مترس از باد
ببین به لحنِ دعا ناخدا چه میگوید
اگر خلیل شدی، یار بت مباش دلم
تو را چه باک که آزر به ما چه میگوید
به کوه خیره شو و جلوه را تماشا کن
میان حیرت موسی، صدا چه میگوید:
«مقابلت غم نیل است و پشت سر فرعون»
در این هوای مردّد عصا چه میگوید؟
::
نگاه کن به طلوع سحر، خدا با ماست
چه بیم از آنکه به ما کدخدا چه میگوید
📝 #محمد_مرادی
✅ @ShereHeyat
هدایت شده از KHAMENEI.IR
50.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 فیلم کامل بیانات صبح امروز رهبر انقلاب در دیدار مردم آذربایجان شرقی. ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
➕ صوت | گزارش تصویری
🖥 Farsi.Khamenei.ir
#شعر_عاشورایی
#شعر_پایداری
#غزل
🔹خورشید آشکار🔹
تا گردش زمانه و لیل و نهار هست
نام حسین هست و حسینی شعار هست
این نام پرشکوه بر اوراق روزگار
جاوید هست تا ورق روزگار هست
تا در دلی ز شوق حقیقت زبانهایست
زین حقپرست در همهجا حقگزار هست
تا موج میخروشد و تا بحر میتپد
یاد از خروش او به صف کارزار هست
تا سر زند سپیده و تا بشکفد سحر
خورشید روی او به جهان آشکار هست
تا عدل هست، رایت او هر طرف بهپاست
تا ظلم هست، نهضت او استوار هست
تا در زمانه رسم یزید است برقرار
سودای دادخواهی او برقرار هست..
ای برترین شهید که هر کس خدای را
با چشم دل شناخت، تو را دوستدار هست
هرگز مباد خاطر ما خالی از غمت
تا گردش زمانه و لیل و نهار هست
📝 #حمید_سبزواری
✅ @ShereHeyat
#شعر_پایداری
#مثنوی
🔹لشکر حیدر🔹
از شورش و از فتنه و تشویش به دوریم
امروز عزادار جوانان غیوریم
ما هم گله داریم از این وضع گرانی
اما نه به آشوب، نه با سنگپرانی
آشوبگری چارهٔ اوضاع وطن نیست
ای هموطن! این قائله کار تو و من نیست
اهل گله با هموطنش جنگ ندارد
در دست خودش اسلحه یا سنگ ندارد
خائن شده این مرتبه طغیانگر و سرکش
اینبار به میدان زده با شیوۀ داعش
مأمور به تخریب مساجد، امویها
مشغول به سلاخی مردم، رجویها
آتشزده آتش حرم سبزقبا را
وحشیشده، ای وای که قرآن خدا را...
حرمتشکنی اینهمه نه از سر خامیست
آتش به حسینیه زدن کار حرامیست
تردید نداریم که صهیون به کمین است
آشوب کجا خواستۀ معترضین است
مظلومکشی، حیلهگری شیوۀ گرگ است
این بیشرفی عادت شیطان بزرگ است
وضعیت این خانه، به بیگانه چه مربوط؟
این خطّه به آن قاتل دیوانه چه مربوط؟
از خصم نگیریم در این قائله دستور
دلسوز وطن نیست جنایتگر مزدور
با خلق ندارند برادر، سر یاری
آن منتظرالسلطنههای سرکاری
در خواب ببینند که کوتاه بیاییم
با قاتل شیران وطن راه بیاییم
عمریست که بارَش نرسیدهست به منزل
چشمش بشود کور که ایران شده همدل
افتاده اگر قائله در کشور حیدر
هیهات اگر آشفته شود لشکر حیدر
ما پای وطن بیبروبرگرد بمانیم
صد مرتبه خواندیم، ولی باز بخوانیم
«باید ز سر صدق بر این خاکِ در افتاد
با آل علی هر که درافتاد، ور افتاد»
📝 #مجید_تال
✅ @ShereHeyat