5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 سخنان شاعر و ذاکر پیشکسوت
اهلبیت استاد حاج #غلامرضا_سازگار
در اجتماع عظیم مردمی میدان خراسان تهران:
«با اینکه حالم مساعد نبود، اما وظیفه دیدم امشب به اینجا بیایم و دستکم در جمع شما حضور داشته باشم. خدا به شما وعدهٔ پیروزی داده است. من امشب هدیهای برایتان آوردهام؛ چیزی نداشتم که برایتان بگویم، جز اینکه از خدا میخواهم ثواب هشتاد سال شعر گفتن برای اهلبیت را با شما شریک باشم».
✅ @ShereHeyat
#مدینه
#بقیع
#غزل
🔹زیارتگاه آفتاب🔹
صحنهای بس جانفزا و دلنشین دارد بقیع
رنگوبو از لالههای باغ دین دارد بقیع
گشته دامانش زیارتگاه قرص آفتاب
سایه از بال و پر روحالامین دارد بقیع
زآسمان وحی دارد در بغل خورشیدها
گر چه جا در دامن خاک زمین دارد بقیع
تا چراغش قبر بیشمع و چراغ مجتباست
روشنی در دیدۀ اهل یقین دارد بقیع
خرمنی از مشک جنّت بر سر هر تل خاک
از غبار قبر زینالعابدین دارد بقیع
تا توسل بر مزار حضرت باقر برند
یک جهان دل در یسار و در یمین دارد بقیع
صادق آل محمّد خفته در آن خاک پاک
راستی فیض از امام راستین دارد بقیع
لالۀ عباسی از دامان پاکش سر زند
خُرّمی از تربت امّالبنین دارد بقیع
قبر ابراهیم را بگرفته در آغوش جان
فیضها از پیکر آن نازنین دارد بقیع
خاک آن صحرا صدف، دُرّ فاطمه بنت اسد
گوهری چون مادر حبلالمتین دارد بقیع
پیکری گم گشته در اشک امیرالمؤمنین
لالهای از رحمةللعالمین دارد بقیع
بر مشام «میثم» آید بوی قبر فاطمه
تربتی خوشبوتر از خلدبرین دارد بقیع
📝 #غلامرضا_سازگار
🌐 shereheyat.ir/node/5547
✅ @ShereHeyat
#هشتم_شوال
#بقیع
#غزل
🔹قدر پنهان🔹
گلویم خشک از بغض است و چشمانم ز باران، تر
پریشان است احوال من از حالی پریشانتر
مزار جانشینیان نبی را بینشان کردند
و میدانند خود را از مسلمانان مسلمانتر
گمان ذرهها خاموشی خورشید بود اما
نفهمیدند بیش از پیش میگردی فروزانتر
ولی میبینم این بدکارها از کار خود روزی
پشیماناند این دنیا و آن دنیا پشیمانتر
دلت آرامگاه پنج جنتآفرین باشد
بهشتی را ندیدم از بهشت تو گلستانتر
تو را قدری نهان است ای زمین خاکی یثرب
ولیکن در وجود خاکیات قدریست پنهانتر
رسیده زائری بیجان که جان گیرد ز دیدارت
چه میبیند که برمیگردد از پیش تو بیجانتر
تو میباری به حال زائر و زائر به حال تو
تو از دل میشوی ویرانتر و دل از تو ویرانتر
برایت خوابها دیدیم روزی آستانت را
بنا خواهیم کرد از طوس هم حتی چراغانتر
📝 #محمدعلی_بیابانی
🌐 shereheyat.ir/node/506
✅ @ShereHeyat
#امام_حسن_مجتبی علیهالسلام
#بقیع
#غزل
🔹غریب🔹
آه ای غریب! پس چه کسی آشنای توست؟
جز بغض ما، که زائر صحن و سرای توست؟
جز بغض ما که رخصت اشکش ندادهاند
آیا که باز مرثیهخوان عزای توست؟
از این همه مناره و گنبد... امام من!
از این همه ضریح کدامش برای توست؟
چشم جهان کجاست بگرید غم تو را؟
ای که حسین گریهکن روضههای توست
از دشت نینوا همهٔ خلق آگهاند
عالم هنوز بیخبر از کربلای توست
صلح تو جنگهای جهان را شکست داد
این تازه خود دقیقهای از ماجرای توست..
رفتی به آسمان و فراتر از آسمان
آنجا که انتهای جهان ابتدای توست..
نگذاشتند دفن شود پاکپیکرت
در خانهای که صحنوسرای نیای توست..
اینجا کجا، مدینه کجا... آه ای دریغ
بارانیام دوباره، هوایم هوای توست
امشب دوباره یاد توام، یاد مدفنت
آه ای غریب! پس چه کسی آشنای توست؟
📝 #حسن_صنوبری
✅ @ShereHeyat
#امام_حسن_مجتبی علیهالسلام
#بقیع
#غزل_مثنوی
🔹أيها الصّبور🔹
...من زائر نگاه توام از دیار دور
آن ذرهام که آمده تا پیشگاه نور
در نام تو چه حس غریبی نهفته است
در نام تو چه خاطرهها میشود مرور
آقا غریب هستی و وقت سرودنت
حسی غریب در دل من میکند ظهور
من هم غریب مثل تو یا أيها الغریب
من کی صبور مثل تو یا أيها الصّبور
با تو چقدر ماهیتم فرق میکند
مانند ایستادن شب در حضور نور
در پیشگاه آینه مرد مقربی
تو بضعة الرسولی و ریحانة النبی
ای نور روشنای دل و خانهٔ نبی
ای جایگاه عرشی تو شانهٔ نبی
روح تو آسمان نه که هفت آسمان کم است
نور تو ابتدای جهان، روح عالم است
از قلب تو ندیدهام آقا رحیمتر
از بخشش و کرامت دستت کریمتر
حاتم به دست بخشش تو بوسهها زده است
نزد فقیر بر لب تو نه نیامده است...
سنگ صبور، مأمن غمها و دردها
ای خانهات پناه همه کوچهگردها
صلحت حماسهایست که با روضه توام است
صلحت چقدر آینهدار محرم است
باید شناخت صبر و شکیبایی تو را
باید گریست یک دهه تنهایی تو را
در لحظه لحظه زندگی تو غم است، آه
غربت همیشه با دل تو توام است، آه
هر لحظهٔ تو بوده نشان از غریبیات
وای از غم دل تو، امان از غریبیات
هر روز شهر بر غمت افزود وای من
دشنام بود و نام علی بود وای من
عمری غریب بوده ولی صبر کردهای
مانند لحظههای علی صبر کردهای
شیعه همیشه داشته داغی وسیع را
داغ وسیع غربت تلخ بقیع را
یک قطعه خاک وسعت یک غربت مدام
یک قطعه خاک مدفن چار آسمان امام
یک قطعه که شنیدن آن گریهآور است
آن قطعهای که مدفن مخفی مادر است
شیعه همیشه داشته داغی وسیع را
داغ وسیع غربت تلخ بقیع را
در این هجوم درد و غم و داغ بیامان
صبری دهد خدا به دل صاحبالزمان
📝 #سیدمحمدرضا_شرافت
🌐 shereheyat.ir/node/2776
✅ @ShereHeyat
دلِ آیینه، گریان بقیع است
غم و اندوه، مهمان بقیع است
مدینه شمع روشن کن که هرشب
شب شام غریبان بقیع است
📝 #میثم_مؤمنینژاد
✅ @ShereHeyat
#مدینه
#بقیع
#قصیدهواره
🔹خلوت افلاکیان🔹
جلوهٔ جنت به چشم خاکیان دارد بقیع
یا صفای خلوت افلاکیان دارد بقیع
گرچه با شمع و چراغ این آستان بیگانه است
الفتی با مهر و ماه آسمان دارد بقیع
گرچه محصولش به ظاهر یک نیستان ناله است
یک چمن گل نیز در آغوش جان دارد بقیع
گرچه میتابد بر او خورشید سوزان حجاز
از پر و بال ملائک سایهبان دارد بقیع
میتوان گفت از گلاب گریهٔ اهل نظر
بینهایت چشمهٔ اشک روان دارد بقیع
این مبارک بقعه را حاجت به نور ماه نیست
در دل هر ذره خورشیدی نهان دارد بقیع
اینکه ریزد از در و دیوار او گردِ ملال
هر وجب خاکش هزاران داستان دارد بقیع
در پناه مجتبی، در ظِلّ زینالعابدین
ارتباط معنوی با قدسیان دارد بقیع
باقر علم نبی و صادق آل رسول
خفتهاند آنجا که عمر جاودان دارد بقیع
قرنها بگذشته از آن ماجرا اما هنوز
داغ هجدهساله زهرای جوان دارد بقیع
آری اینجا قصهگوی رنج بیپایان اوست
غصه و غم، کاروان در کاروان دارد بقیع
حوریان گیسوپریشاناند در این آستان
شاید از انسیۀ حورا، نشان دارد بقیع
تربت زهرای اطهر بینشان است ای دریغ
تا به کی مُهر خموشی بر دهان دارد بقیع؟
شب که تنها میشود با خلوت روحانیاش
ای مدینه! انتظار میهمان دارد بقیع
شب که تاریک است و در بر روی مردم بستهاند
زائری چون مهدی صاحبزمان دارد بقیع
📝 #محمدجواد_غفورزاده
🌐 shereheyat.ir/node/1494
✅ @ShereHeyat
#حضرت_فاطمه علیهاالسلام
#مدینه
#ترکیب_بند
🔹کجاست تربت زهرا؟🔹
مدینه! شهر نبی! تربت چهار امام!
به نقطه نقطۀ خاکت ز ما سلام، سلام!
اگر چه ساکت و آرام میرسی به نظر
دلی نمانده که گیرد به یاد تو آرام
مزار چار امامی و شهر پنج تنی
ز شش جهت به سویت حاجت آورند مدام
چراغ محفل جان، مسجدالحرام دلی
که بر طواف حریم تو بسته دل احرام
سزد چو نام شریف تو بر زبان آرم
به حرمت سخنم انبیا کنند قیام
دوای درد دو عالم ز گرد صحرایی
سلام بر تو که آرامگاه زهرایی
::
شرار غم ز وجودم زبانه میگیرد
ز گریه مرغ دلم آب و دانه میگیرد
نه آرزوی بهشتم بُوَد نه شوق وطن
دلم به یاد مدینه بهانه میگیرد
زِ هَر نشانه گذر کرده با هزار نگاه
سراغ از آن حرم بینشانه میگیرد
سلام باد به شهری که نام روحافزاش
به هر دلی که شکستهست خانه میگیرد..
درود باد به شهری که تربت زهراست
بهار دامنش از اشک غربت زهراست..
::
مدینه آنچه که میپرسم از تو، راست بگو
کجاست تربت زهرا؟ بگو کجاست؟ بگو
بقیع، منبر و محراب، یا حریم رسول
مزار او ز چه پنهان ز چشم ماست؟ بگو
چه شد که فاطمه هجده بهار بیش نداشت
چرا هماره ز حق مرگ خویش خواست؟ بگو
چرا زمین تو یادآور مصیبت اوست؟
چرا هوای تو اینقدر غمفزاست؟ بگو..
چه لالهای ز تو در بین خار و خس افتاد؟
که در مصیبت او بلبل از نفس افتاد
::
مدینه، راست بگو شب علی به چاه چه گفت؟
کنار تربت خورشید خود به ماه چه گفت؟
علی که روز لبش بسته بود و ناله نزد
ز دردهای درون با شب سیاه چه گفت؟
مدینه، شب که علی برد سر فرو در چاه
ز محسنش که فدا گشت بیگناه چه گفت؟
مدینه، شیر خدا کو پناه عالم بود
چو دید فاطمه افتاده بیپناه، چه گفت؟
مدینه، فاطمه در پشت در چو آه کشید
به آن شهیده علی در جواب آه، چه گفت؟
مدینه، شرح غم تو که نیست خاتمهاش
بسوز، هم به علی، هم برای فاطمهاش
📝 #غلامرضا_سازگار
🌐 shereheyat.ir/node/2784
✅ @ShereHeyat
#هشتم_شوال
#بقیع
#غزل
🔹فانوس شرم ماه🔹
اینجا نشانی از نگاه آشنایی نیست
یا از صدای آشنایی، ردّ پایی نیست
طوفانی از اندوه، دلتنگی، پریشانی
جاریست در این دشت، اما ناخدایی نیست
مرزی فراتر از زمین و آسمان دارد
بیوسعت این خاک، گویا ماورایی نیست!
قندیل آه عاشقان، فانوس شرم ماه
مشتی ستاره، بیش از اینش روشنایی نیست
در غربت این دشت، اما آنچه میپیچد
تنها هیاهوی سکوت است و صدایی نیست
هر یک بقیع کوچکی در سینهمان داریم
ماییم و اندوهی که آن را آشنایی نیست
بر شانههای غربت ما، زخم میروید
زخمی که او را ابتدا و انتهایی نیست
ماییم و ارث چارده قرنِ عزا، آری!
غمگینتر از این قصه، گویا ماجرایی نیست
در شعلههای شرم میپیچم که میبینم
شعرم به یاد غربتش، شعر رسایی نیست
📝 #سیدمهدی_حسینی_رکنآبادی
🌐 shereheyat.ir/node/3930
✅ @ShereHeyat
نور و اخلاص و سجده و فرقان بود
نصر و یاسین و فتح و اَلرّحمان بود
تنها نه فقط دم شهادت، یک عمر
هر لحظهٔ تو تلاوت قرآن بود
📝 #یوسف_رحیمی
🏷 #رهبر_شهید | #امام_خامنهای رضواناللهعلیه
✅ @ShereHeyat
#رهبر_شهید
#امام_خامنهای رضواناللهعلیه
#مثنوی
🔹والصبح...🔹
سرخ است افق، خون تو پاشیده بر افلاک؟
یا پرچم صبح است همین پیرهن چاک؟
دیدیم شبیخون زده بر شام پریشان
والصبح که جاری شده بر آن لب عطشان
ما را غم تو کشت و حیات ابدی داد
وآن مشت گره کرده که شد جرأت فریاد
لا گفتی و الّا شدی ای قامت توحید!
ای خون تو جوشندهتر از چشمهٔ خورشید!
یادیست پر از زمزمه و خاطره یادت
محبوب شهیدانی و معشوق شهادت!
ای چشمهٔ بیتاب حیات، ای عطش سرخ!
دل بردهای از آب حیات، ای عطش سرخ!
عشاق تو دلتنگترین لشکر عالم
آواز «لثارات» برآرند دمادم
کِی تن به ستم میدهد و دست به اَعدا
نسلی که تو را دید و شنید از تو رجزها:
بیعت نکند مثل من و دست یزیدی
رفتی و چنین گفت شهیدی به شهیدی...
ای خون تو جوشندهتر از چشمهٔ خورشید
یورِش ببر اینک به شب خستهٔ تردید
ما پا به رکابیم پدر! تا برسد یار
ای رجعت تو نابترین لحظهٔ دیدار!
📝 #محمدمهدی_سیار
✅ @ShereHeyat
📜 پنجاه روز تنهایی
(توبیخ کعب بن مالک در ماجرای غزوۀ تبوک)
🔹مسلمانان آماده میشدند تا برای مقابله با لشکر روم به سوی شامات حرکت کنند. فاصلۀ بین مدینه تا محل تحرکات دشمن مسافت کوتاهی نبود و نیاز بود تا لشکر اسلام به طور کامل تجهیز شود. از طرف دیگر آمادگی شخصی و رسیدگی به امورات خانه و زندگی مثل تهیه آذوقه و هیزم، چیدن محصولات کشاورزی و... مواردی بود که پیش از حرکت باید تعیین تکلیف میشد. با تمام سختیها، سپاه اسلام به سمت تبوک به راه افتاد و برای همین مشکلات بود که آن را «جیش العسرة» نامیدند، یعنی لشکری که برای آمادگی با سختیهای متعددی مواجه بود.
🔸کسانی که تمکن مالی برای تهیه مرکب، ابزار جنگ و آذوقۀ سفر نداشتند همراه با افراد سالخورده، زنان و کودکان در مدینه ماندند و خداوند متعال در آیۀ ۹۱ و ۹۲ سورۀ توبه جهاد را از ذمّۀ آنها برداشت. گروهی نیز بودند که با آوردن بهانههای واهی از همراهی پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) سر باز زدند. این گروه که خداوند در آیات ۴۹، ۹۵ و ۹۶ سورۀ توبه آنها را به عذاب الهی وعده داده، منافقینی بودند که همواره در صدد ضربه زدن به اساس اسلام بودند. پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) برای دفع فتنۀ منافقین، امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) را به عنوان جانشین خود در مدینه تعیین کرد. فتنهانگیزی منافقین در نبود پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) بیشتر شد ولی با تدابیر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) کاری از پیش نبردند.
🔹دستۀ سومی نیز با اینکه توانایی مالی برای شرکت در جنگ را داشتند اما به دلیل سهلانگاری در رسیدگی به امور و امروز و فردا کردن از مشایعت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) جا ماندند. حتی بعد از عزیمت سپاه اسلام نیز آنقدر کارها را پشت گوش انداختند تا زمان از دست رفت و نتوانستند خود را در میان راه به سایر مجاهدان ملحق کنند. برای همین دیگر از رفتن مأیوس شده و در مدینه ماندند. این دسته عبارت بودند از سه تن: کعب بن مالک، هلال بن امیه و مرارة بن ربیع.