بیا آرام جان بیقراران
بیا ای منجی چشمانتظاران
شبیه چشم ما هر شب به یادت
نماز استغاثه خوانده باران
📝 #یوسف_رحیمی
✅ @ShereHeyat
#رهبر_شهید
#امام_خامنهای رضواناللهعلیه
#قصیدهواره
🔹هشتاد و شش بهار🔹
آن شب که داغ، بر دلِ دنیا گذاشتی
رفتی و سر به دامن گلها گذاشتی
خالیست جای نور تو در قاب چشمها
حسرت برای آینهٔ ما گذاشتی
میهن پر از شمیم شهادت شد ای عزیز
مثل همیشه پنجره را وا گذاشتی
«هشتاد و شش بهار» تو مدیون عشق بود
روزی که رو به عالم بالا گذاشتی
در حیرتم، امامِ جماعت! چرا ز شوق
وقت سحر نماز فُرادا گذاشتی؟
امروز وقت «وعدهٔ صادق» رسیده بود
آخر چه شد که وعده به فردا گذاشتی
گفتم تو کیستی که چنین ساده زیستی؟
یک عمر، روی خواهش دل پا گذاشتی
با ناکثین، که زهر به جام تو ریختند
با خود قرار صبر و مدارا گذاشتی
با خطبههای خاطرهانگیز و سبز خود
روح بهار را به تماشا گذاشتی
قرآن پناهگاه تو بود ای «امین» عشق
وقتی قدم به عرش مُعلی گذاشتی
گاه عروج، مشت گرهکرده داشتی
یعنی کلید حَلِ معما گذاشتی
ریحانهات کنار تو بود و شهید شد
شاهد برای روز مبادا گذاشتی
ای رهبر مجاهد و مظلوم و مقتدر!
ما را در این مبارزه، تنها گذاشتی
ای آرمان روشن و پاکت نمازِ قدس
حرمت به نام مسجد الاقصی گذاشتی
ایثار و اتحاد و امید و مقاومت
از خود به یادگار در اینجا گذاشتی
در راه سربلندی ایران، رخِ نیاز
بر خاک آستانهٔ زهرا گذاشتی
شد «مجتبی» به فضل خدا مقتدای ما
پیچیده در سراسر گیتی صدای ما
📝 #محمدجواد_غفورزاده
✅ @ShereHeyat
از قصهٔ عشق، مو به مو میگوییم
از یار شهید، با وضو میگوییم
با مشت گرهکردهٔ خود در میدان
از مشت گرهکردهٔ او میگوییم
📝 #سیدمحمدجواد_شرافت
🏷 #رهبر_شهید | #مردم_میدان
✅ @ShereHeyat
#امام_صادق علیهالسلام
#مربع_ترکیب
🔹دارالشفای دل🔹
ای خوشهای ز خرمن فیضت تمام علم!
با منطق تو اوج گرفته مقام علم
با صد زبان به علم کلامت، سلام علم
هر جا که علم بود، تو بودی امام علم
تو وارث کمال و جلال محمّدی
مصداقِ صدق و صادقِ آل محمّدی
آیینۀ تمامِ کمالات روی توست
یادآور رسول خدا خلق و خوی توست
دارالشفای هر دل بیمار، کوی توست
گلواژههای وحی، پر از رنگ و بوی توست
بیمنطق رسای تو قرآن زبان نداشت
بیهمت تو دین، شرف جاودان نداشت
توحید معتبر شده از اعتبار تو
گلخانۀ وسیعِ امامت، بهار تو
«بحرالعلوم»، قطرهای از جویبار تو
«شیخ مفید»، لالهای از لالهزار تو
«طوسی» و «مجلسی» و «صدوقت» سه آیتاند
با نور دانش تو چراغ ولایتاند...
با آنکه خاک پاکِ مدینه دیار توست
ویرانۀ بقیعِ دلِ ما مزار توست
تا روز حشر، سینۀ ما دغدار توست
هر شیعۀ شکستهدلی اشکبار توست...
ای آفتاب، زائر صحن و سرای تو!
خاموش شد چگونه صدای دعای تو؟...
📝 #غلامرضا_سازگار
🌐 shereheyat.ir/node/3939
✅ @ShereHeyat
#امام_صادق علیهالسلام
#مربع_ترکیب
🔹عطر شفاعت🔹
حقپرستان را امامی هست، دینش دلبری
نور رویش کوثری، شور کلامش حیدری
هر دو شهد معرفت را ریخته در ساغری:
آیههای احمدی را با حدیث جعفری
حرف او عشق است، فهمش را به عاشق میدهند
صادقان، دلهایشان را دست صادق میدهند
مالکیها، شافعیها، خوشهچینانش همه
سیدِ طاووسها، طاووس بُستانش همه
شیخها، علامهها، طفل دبستانش همه
گردنافرازانِ دانش، گَرد میدانش همه
جامی از «اَلعِلمُ نورٌ» ریخت تا در جان ما
از هَلِ الدّینش به اِلّا الحُب رسید ایمان ما
لب گشود و در دلِ عالم به پا شد شورها
علمها را هر حدیثش، زد گره با نورها
نور، مجرم بود اما، در نظام کورها
ترس میانداخت حقش، در دل منصورها
در هراساند از وجودش، چون که میدانند کیست
حجتاللهی که جوشان در رگش، خون علیست..
امشب اینجا جلوهای از خیمههای کربلاست
باز آتش، شعلهور در خانۀ آل عباست
حضرت شیخالائمه در میان کوچههاست
گرد، بر پیشانیِ آیینۀ روی خداست
روضهای جانسوز در این واژههای ساده است
شیعیان! فرزند زهرا از نفس افتاده است
خواستم دورت بگردم مثل زائرها، نشد
یاورت باشم به دانش، مثل جابرها، نشد
پر کشم با قالَ صادقها و باقرها، نشد
شاعر خوب تو باشم بین شاعرها، نشد
بر خلاف زندگیِ از خطا آکندهام
صادقانه گفتم این یک بیت را، شرمندهام
دوست دارم مثل تو، زیبا به دنیا بنگرم
صادقانه، عاشقانه این جهان را بنگرم
مثل تو، با یاد فرزندت، به فردا بنگرم
روی مهدی را ببینم، رو به هرجا بنگرم
مثل آن یار تو، یارانش از آتش رد شدند
در تنور غیبت، آن مردان که میباید شدند
مثل یاران تو، یارانش طبیب و مرهماند
هم جوانمردند و هم همدرد درد عالماند
غم ندارند اولیاءالله، غمخوار هماند
با یتیمان مهربان، آنجا که باید محکماند
دولت فردا از آنِ صالحان عاشق است
صبح نزدیک است آری! وعدۀ حق صادق است
📝 #قاسم_صرافان
🌐 shereheyat.ir/node/4682
✅ @ShereHeyat
#امام_صادق علیهالسلام
#مسمط
🔹عطر سلام و صلوات🔹
دنیای کلام تو جهان برکات است
عمریست جهان ریزهخور این کلمات است
در ساحت عرفانِ غمت، فلسفه مات است
نام تو پر از عطر سلام و صلوات است
ای سورۀ شأن تو پر از سجدۀ واجب
زانو زده در محضرت ادیان و مذاهب
دارند نصیب از نفست حاضر و غایب
راهی که تو ابلاغ کنی راه نجات است
فیض ازلی چیست؟ مسلمانِ تو بودن
لطف ابدی شیعۀ چشمان تو بودن
در خوف و رجا دست به دامان تو بودن
مهر تو و قهر تو حیات است و ممات است
ای کاش که باشد نظر لطف تو با ما
تا سوی تنور امر کنی باز اماما
با عشق تو آتش شده برداً و سلاما
آتش نه که این روشنی آب حیات است
نام تو بلند است و مقام تو رفیع است
لطف تو مدام است و عطای تو وسیع است
هم در دل ما حسرت دیدار بقیع است
هم در دل ما حسرت درک عتبات است
📝 #سیدمحمدجواد_شرافت
🌐 shereheyat.ir/node/4680
✅ @ShereHeyat
#امام_صادق علیهالسلام
🔹بیکران حقایق🔹
طفیل لطفت همه طوایف، فقیر فقهت همه قبایل
گدای گفتار تو قصائد، فدای رفتار تو فضایل
فقط دل و جان من، نه! جان و دل جهان سوی توست مایل
امام صادق! تصدقت گردم ای مَه فاطمیشمایل!
سران جمله مذاهب از جلوۀ تو گم، سروریست از تو
کساد بازار بازی اعتزالی و اشعریست از تو
تو فخری و مایۀ مباهاتِ مذهب جعفریست از تو
تمام هفتآسمان رکاب و نگین انگشتریست از تو
در ورود حدایق اینجا و راه حل دقایق اینجاست
به مصحف دیگران چه حاجت؟ که اصل قرآن ناطق اینجاست
کجا رَود شیعۀ تو وقتی که بیکران حقایق اینجاست
ز گفتوگوی جهانیان فارغیم تا «قالَ صادق» اینجاست
ز تو کتاب صدوق و تهذیب طوسی و کافی کلینی
معلم عالِمان عالَم، مَعالم علم عالمینی
به امر چشمت به عاشقان شد، تقیه از واجبات عینی
هم امتداد دم حسن هم ادامۀ نهضت حسینی
هزار صبح اجابت از روزن دعای شب تو پیدا
هزار دریا میِ طهورا ز ساحل مشرب تو پیدا
هزار کاتب قلم به دست از دریچۀ مکتب تو پیدا
هزار مجلس «بحارالانوار» در کف مذهب تو پیدا
ز چشمِ لبریز از شفایت، برای عالم علاج مانده
کلامیان پیش هر دلیلِ موجّهت هاج و واج مانده
مناظراتت شدهست تاجی و بر سر احتجاج مانده
همه مکاتب کساد و آیینِ تو در اوج رواج مانده..
یگانه همرازت اشک غربت، قنات تو در قنوت گل کرد
اصول مذهب ز خون دل خوردنت به باغ ثبوت گل کرد
سپاه تو بی سلاح جنگ از مکاتب و از بیوت گل کرد
قیام تو در قعود بود و خروش تو در سکوت گل کرد
امان از آن دم که تنگ آمد مدینۀ تو به آن وسیعی
غریب ماندی تو که برای تمام خلق خدا شفیعی
ستون افلاک و قبر خاکی! کجاست خاکی به این رفیعی؟
به شهر خود مرقدی نداری، امام بیبقعۀ بقیعی
گرفتهای بیسپه جهان را، که کار شمشیر کرده چشمت
نگاهت آب حیاتِ جاریست کار اکسیر کرده چشمت
به سید حِمیَریِ شاعر نگاه تطهیر کرده چشمت
که با اشاره به خمرهٔ او شراب را شیر کرده چشمت
اگرچه نه «حمیری» و «دعبل» نه «عبدیِ کوفی» و «کمیتم»
من آن کمین شاعر شمایم، که میچکد غم ز بیت بیتم
عنایتی کن که رفته بختم به خواب و لنگ آمده کمیتم
بگیر دستم که هرچه باشم همیشه «اهلیِ» اهلبیتم
📝 #محمود_حبیبی_کسبی
✅ @ShereHeyat
#امام_صادق علیهالسلام
#غزل
🔹آفتاب عشق🔹
باز ما را چشمهای از اشک جاری دادهاند
روز و شب خاصیت ابر بهاری دادهاند
سینه شد کانون آه و دیده شد دریای اشک
آب و آتش باز با هم دست یاری دادهاند
در غروب صبح صادق، ماه پنهان کرد روی
شبنشینان فلک را بیقراری دادهاند
بر زمین سیل بلا جاری نشد، یا قدسیان
آسمان را در عزایش بردباری دادهاند؟
کعبه هم، در هجر اسماعیلِ زهرا، ندبه کرد
زین سبب او را ردای سوگواری دادهاند
شد شهید آخر، مسیحایی که از انفاس او
دانش و دین را قوام و استواری دادهاند
پیروان مذهب این آفتاب عشق را
معرفت آموختند و رستگاری دادهاند..
شد پریشان، خاطرِ صدیقۀ زهرا که دید
از نمک مرهم برای زخم کاری دادهاند
دل بدین گلشن چه میبندی پس از تاراج گل؟
این چمن را آب از بیاعتباری دادهاند
سرمه کن خاک بقیعش را که در آن آستان
عرشیان را رتبۀ خدمتگزاری دادهاند
شب که تاریک است آنجا، پرتو مهتاب را
در گذرگاه نسیم آیینهداری دادهاند
گر چراغ لالهای روی مزار او نسوخت
لالهها پایان به این چشمانتظاری دادهاند
آب شد شمع وجودش پشت دیوار بقیع
هر که را پروانۀ شبزندهداری دادهاند
تا محبان را فراخواند به پابوس امام
اشکهای ما به دل، امیدواری دادهاند
📝 #محمدجواد_غفورزاده
🌐 shereheyat.ir/node/5056
✅ @ShereHeyat
#امام_صادق علیهالسلام
#غزل
🔹حدیث غربت🔹
دلی که با احادیث غریبت آشنا باشد
چرا دنبال علم جِفر و علم کیمیا باشد
به سِحر و غمزههایش خاک را زر میکند آن چشم
که خوب آگاه از فرق مُطَلّا و طلا باشد...
در آن مکتب که حرفی یا حدیثی از شما آید
نباید سردرش نامی به جز دارالشفا باشد
نفسهای شما پیچیده اینجا حجره در حجره
در و دیوارِ اینجا نیز غرق ربنا باشد
فقاهت کودکی نوپاست، تا روز ابد باید
به پای منبرت زانو زند تا روی پا باشد
چرایش را نمیفهمند جز شیخ کلینیها
اگر این قال صادقها نباشد دین چرا باشد؟!...
به دنبال چه میگردد زمانه، ما که دنبال
تنور گرم میگردیم، تا قسمت چهها باشد
چرا حرف تنور و آتش آمد باز، قسمت چیست؟
گریز روضه باید باز سمت کربلا باشد...
📝 #سیدمحمدجواد_میرصفی
✅ @ShereHeyat
#امام_صادق علیهالسلام
#غزل
🔹کتاب جعفری🔹
کتاب بود و به روی جهانیان وا بود
جواب هرچه نمیدانمِ جدلها بود
به روی فرش امامت معلمی میکرد
و تخت سست خلافت اسیر دعوا بود
به نام آل محمد، غریبه وارث شد
کسی ندید مگر آل او همینجا بود؟
دوباره قصۀ خاری به چشم و بغض گلو
هنوز پاسخ نهجالبلاغه حاشا بود..
چقدر نامۀ کوفی از این و آن که بیا
نمک به زخم عمیقی که همچنان وا بود
هنور خاطرۀ کربلا جگرسوز و...
مرام عهد شکستن هنوز برپا بود
به چشم اگرچه که دورش شلوغ بود اما
به جز تنور که میداند او چه تنها بود؟..
عجیب نیست بر آن خانه آتش افکندند
که این مدینهنشین از تبار زهرا بود
بگو به آنکه به زعمش دهان حق را بست
کتاب جعفری شیعه همچنان باز است
📝 #انسیه_سادات_هاشمی
🌐 shereheyat.ir/node/5315
✅ @ShereHeyat
به منبر میرود دریا، به سویش گام بردارید
هلا! اسلام را از چشمهٔ اسلام بردارید
مبادا از قلمها جا بیفتد واژهای اینک
که بر منبر قدح کج کرده ساقی، جام بردارید
«سَلونی» را هدر کردند روزی مردمان، امروز
بپرسیدش! از اسرار جهان ابهام بردارید
الا ای شاعران! چشمان او آرایهٔ وحی است
برای ما از آن باران کمی الهام بردارید
نسیم صبح صادق میوزد از گیسوی صادق
از آن مضمون پیچیده جناس تام بردارید
به فرزندان، به اهل خانه جز ایشان که میگوید
غلام خستهام خفته، قدم آرام بردارید
اگر فرمان او باشد، نباید پلک بر هم زد
به سوی شعله چون هارون مکّی گام بردارید
«رُویَّ عَن امامِ جعفر الصّادق لَه الرّحمَه...»
به جز احکام او چشم از همه احکام بردارید
به جای حج به سوی کربلا رفتن خداجوییست
کفن باید به جای جامهٔ احرام بردارید
اگر در گوش نوزادی اذان میخواند، میفرمود
که با آب فرات و تربت از او کام بردارید
میان شعلهها آیات ابراهیم میسوزد
میان گریه ختم سورهٔ انعام بردارید
📝 #سیدحمیدرضا_برقعی
🌐 shereheyat.ir/node/1504
✅ @ShereHeyat
#شعر_توحیدی
#حدیث | #رباعی
💠 #امام_صادق (علیهالسلام)
«شَفَاعَتُنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِصَلَاتِهِ»
شفاعت ما به کسی که نماز را سبک شمارد، نمیرسد.
📗 فلاح السائل، ص۱۲۷
🔹شرط شفاعت🔹
با شمعِ گمان، به صبح ایمان نرسد
بیجوششِ جان، به کوی جانان نرسد
آن کس که نماز را سبک بشمارد
هرگز به شفاعت امامان نرسد
📝 #علی_اصغر_دلیلی_صالح
✅ @ShereHeyat