#امام_رضا علیهالسلام
#مربع_ترکیب
🔹آیینۀ جمال خدا🔹
آن شب مدینه عطر پر جبرئیل داشت
در سر امین وحی، هوای خلیل داشت
بر لب مدام، زمزمۀ یا جلیل داشت
صبر جمیل، وه که چه اجری جزیل داشت
موسی به طور قرب خداوند بار یافت
تشریف مکرمت ز عنایات یار یافت
در هر دلی فروغ حضور مدینه بود
در هر سری نشانۀ شور مدینه بود
خورشید بردمیده ز طور مدینه بود
کآفاق مستفیض ز نور مدینه بود
ماه فلک ز شوق دل اخترشمار شد
آیینۀ جمال خدا آشکار شد..
ای بوده با زبور و صُحُف آشناییات
تورات را امید به معجزنماییات
شد جاثلیق محو فروغ خداییات
جالوت مات شعشعۀ ایلیاییات
عمرانِ صابی است کمال تو را گواه
نسطاصِ رومی است جلال تو را گواه
عارف اگر ز شعشعۀ «هو» تو را شناخت
سالک ز قدر و منزلت او تو را شناخت
بیدل به خلق و خوی خداجو تو را شناخت
من بندۀ کسی که چو آهو تو را شناخت
پیچد چون نوای تو در بندبندمان
یا ثامنالائمه! رها کن ز بندمان
خورشید، با جمال جمیلت جمیل نیست
بر درگه جلال تو گردون جلیل نیست
جایی که همرکاب تو غیر از خلیل نیست
دیگر مجال پر زدن جبرئیل نیست
وقتی به محضر تو شرفیاب میشوم
از شرم شعله میکشم و آب میشوم
کوثر، پیالهای ز شراب طهور توست
طور شهود پرتو فاش ظهور توست
سینای جلوه، آیۀ نور حضور توست
خورشید هم از آینهداران نور توست
چشمم که محو حسن ملیح تو میشود
اشکم دخیلبند ضریح تو میشود..
آن زائرم که آمده با دست خالیام
رحمی به دلشکستگی و خستهحالیام
بال و پری ببخش به بیدست و بالیام
کز شاعران حضرت مولیالموالیام..
مپسند بار خواهش ما را به ذمّهات
سوگند میدهم به جوادالائمهات..
📝 #محمدعلی_مجاهدی
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
#مربع_ترکیب
🔹بهشتیترین حرم🔹
امروز که خورشید سر از شرق برآورد
از کعبۀ جان، قبلۀ هفتم خبر آورد
یعنی شب تنهایی ما را به سر آورد
با خود خبر از «نجمه» و قرص قمر آورد
«وَالشَّمس» بخوانید سر راهِ مدینه
تا از همه کس دل بِبَرد ماهِ مدینه
این شمس شموس است که از راه رسیده
صد بار به پابوسی او، ماه رسیده
این «فتح قریب» است سحرگاه رسیده
با پرچمی از «نَصرُ مِنَ الله» رسیده
ای نجمه! که مادر شدهای، مادر خورشید
امروز ببین نور جهانگستر خورشید
این حجّت هشتم که به عصمت دهمین است
سوگند به قرآن که «اولی الاَمر» همین است
این روح ولایت که امان است و امین است
در سایهاش آسوده زمان است و زمین است
«در پرده نگویم سخن خویش، عَلَی الله»
بی مهر رضا کس نبرد سوی خدا راه
ای آمده پابوس بزرگ آیت هستی!
در گوشۀ هر صحن و رواقی که نشستی
قفل دل خود را به کدام آینه بستی؟
یک لحظه بیندیش که مهمان که هستی؟
مهمان سر سفرۀ لطف و کرمِ دوست
جان و سَرِ ما باد فدای حرم دوست
ماه آینه پیش حرم از دور بگیرد
خورشید از «ایوان طلا» نور بگیرد
یک بوسه ز درگاهش اگر حور بگیرد،
فیروزهای از شهر نشابور بگیرد
فیروزه نه، یک سلسله دُرِّ سخنِ ناب
روشنتر از آیینه و جانبخشتر از آب
هر گوشۀ این روضه، رفیعُالدَرَجات است
این گنبد زرین نَه، که این چتر نجات است
این پنجره فولاد نه، این نبض حیات است
این قبلۀ دلهای «یُقیمونَ صَلوة» است
گر بر سر شرطی که «رضا» گفت، بمانیم
«هر شب شبِ قدر است، اگر قدر بدانیم»
سرچشمۀ شور و هَیجان است خراسان
آرامِ دل، آرامش جان است خراسان
بیدارگرِ روح و روان است خراسان
آیینهای از باغِ جنان است خراسان
اینجا تویی و خلوت اُنسی و دعایی
یادت نرود ای دلِ مسکین که کجایی
اعجاز مسیحا کند این روضه نسیمش
یادآور گلهای بهشتیست شمیمش
پروانه به زُوّار دهد دست کریمش
«دیدم همه جا بر در و دیوار حریمش
جایی ننوشتهست گنهکار نیاید»
حیف است کسی در حرم یار نیاید
وقتی به سلام آمدهای با دل خسته
صدبار اگر توبه شکستی و شکسته
بر روی تو باز است هزاران دَرِ بسته
ای روبهروی حضرت خورشید نشسته
هر کس که گره زد به ضریحش دل خود را
حل کرد به یک آهِ سحر مشکل خود را..
هرچند بهشتیتر از اینجا حرمی نیست
بر چهرۀ هیچ آینهای گرد غمی نیست
هرچند که در راه طلب پیچ و خمی نیست
آهوی تو بودن به خدا کار کمی نیست
اینجاست پر از زمزمۀ دوست، بیایید!
اینجا حرم ضامن آهوست، بیایید!
باز «آمدم ای شاه، پناهم بده» اینجا
پروانۀ «یک لحظه نگاهم بده» اینجا
تأثیر به شبناله و آهم بده اینجا
شرمندهام از آینه، راهم بده اینجا
هر چند مرا گوهر اخلاص «حِسان» نیست
اشک مَنِ دلخسته کم از نامهرسان نیست
📝 #محمدجواد_غفورزاده
🌐 shereheyat.ir/node/5060
✅ @ShereHeyat
امسال به پابوس رضا آمدهام
در طوس به یاد کربلا آمدهام
سرمایۀ حج نداشتم، ای حُجّاج
با سعی، به حجِ فقرا آمدهام
📝 #علی_انسانی
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
فرازی از یک #قصیده
🔹رضای او🔹
این حریم کیست کز جوشِ ملائک روزِ بار
نیست در وی پرتو خورشید را راه گذار...
کیست یارب در پس این پرده کز انفاس خوش
میبرد از چشمها چون بوی پیراهن غبار...
همچو معنی در ضمیر لفظ پنهان گشته است
در رضای او رضای حضرت پروردگار
شِکوۀ غربت، غریبان را ز خاطر بار بست
در غریبی تا اقامت کرد آن کوهِ وقار...
وه چه گویم از صفای روضۀ پرنور او
کز فروغش کور روشن میشود بیاختیار...
همچو اوراق خزان بال ملائک ریختهست
هر کجا پا مینهی در روضۀ آن شهریار
میتوان رفتن به آسانی به بال قدسیان
از حریم روضۀ او تا به عرش کردگار...
نقد میسازد بهشت نسیه را بر زائران
روضۀ جنتمثالش در دل شبهای تار
میتوان خواند از جبین رحل مصحفهای او
رازهای غیب را چون لوح محفوظ آشکار...
از سر گلدستهاش چون نخل ایمن تا سحر
بر خداجویان شود برق تجلی آشکار...
چشمۀ کوثر به استقبالش آید روز حشر
هر که را زین آستان بر جبهه بنشیند غبار...
میرود فردا سراسر در خیابان بهشت
هر که را امروز افتد در خیابانش گذار
هر که باشد در شمار زائران درگهش
میتواند شد شفیعِ عالمی روزِ شمار
آتش دوزخ نمیگردد به گردش روز حشر
از سر اخلاص هر کس گشت گِرد این مزار...
میشود همسایۀ دیوار بر دیوار خلد
در جوار روضۀ او هر که را باشد مزار...
بر جبین هر که بنشیند غبار درگهش
داخل جنت شود از گرد ره بیانتظار...
آن که باشد یک طواف مرقدش هفتاد حج
فکر «صائب» چون تواند کرد فضلش را شمار؟
📝 #صائب_تبریزی
🌐 shereheyat.ir/node/4687
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
#قصیده
🔹جمال خدایی🔹
حریم طوس مگر طور وادی سیناست
که روی ماه رضا، جلوهگاه نور خداست
چو کعبه ساحت قدسش مطاف اهل یقین
رواق صحن نو و کهنه، مروه است و صفاست
پیمبران به طواف و فرشتگان در سعی
یکی به ذکر نماز و یکی به عرض دعاست
شرف بَرَد ز مقامش مقام ابراهیم
غبار او به رخ زمزم آبروافزاست
چنانکه در عرفاتت گنه ببخشایند
نگاه او قلم محو جرم و عفو خطاست
به خاک او حجرالاسود استلام کند
که پارۀ تن پیغمبر خدا، اینجاست
بگو به موسی عمران، به کوه طور مرو
وگرنه با أرِنی، لَن تَرانیات اولاست
ز کوه طور بیا خدمت رضا در طوس
که در جمال خدایی او خدا پیداست..
غبار خاک قدمهای زائر حرمش
گهی به دوش نسیم و گهی به دست صباست
یکی بَرَد به چمن تا به گل ببخشد بوی
یکی بَرَد به شفاخانهها که عین شفاست
علی عالی اعلیٰ، که نام اقدس او
ز اسم حضرت حق، سرّ عَلَّمَ الأسماست
شعاع نور خدا، جلوۀ جلال نبی
جمال علم علی، نور دیدۀ زهراست..
همیشه تا بوَد این آفتاب چشمۀ نور
هماره تا به فلک ماه انجمنآراست
همیشه ملت ایران، به نام او جاوید
هماره پرچم ایران به فَرِّ او برپاست
سزد که بر سر خورشید سایه اندازیم
چنین که سایۀ شمسالشموس بر سر ماست
📝 #سیدمحمدعلی_ریاضی_یزدی
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
فرازی از یک #قصیده
🔹آفتاب🔹
ای از شعاع نور تو تابنده آفتاب
باشد ز روی ماه تو شرمنده آفتاب..
جز با رضای تو ندمید و نمیدمد
از شرق، در گذشته و آینده آفتاب
فرمان اگر ز سوی تو یابد هرآینه
هر مرده را دوباره کند زنده آفتاب
در آستان قدس تو یا ثامنالحجج
یک بنده ماه باشد و یک بنده آفتاب
زرّینه گنبدت بدرخشد ز سطح خاک
چونانکه از سپهر درخشنده آفتاب
تا شد پدید در مه ذیالقعده چهرهات
ای ماه! شد ز شرم سرافکنده آفتاب..
ای هشتمین ولی خدا یا اباالحسن!
با طلعت تو کی بُوَد ارزنده آفتاب؟..
نور از تو کسب کرده که بخشد به ماه نور
ورنه کجاست این همه بخشنده آفتاب..
بر حال منکران مقام ولایتت
هر صبحدم به طعنه زند خنده آفتاب
جانپرور است گرچه به دنیا، ولی به حشر،
باشد برای خصم تو سوزنده آفتاب..
تابنده است شمس جمال و جلال تو
روزی که نیست روشن و تابنده آفتاب..
شعرم ز یُمن نام تو پیچیده هر کجا
آنسان که نور کرده پراکنده آفتاب
از ذره کمتر است «مؤید» به درگهت
جایی که هست ذرّۀ شرمنده آفتاب
📝 #سیدرضا_مؤید
🌐 shereheyat.ir/node/3977
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
فرازی از یک #قصیده
🔹حصن حصین ولایت🔹
اگر خواهی ای دل ببینی خدا را
نظر کن تو آیینۀ حقنما را
قدم زن به حصن حصین ولایت
که وادى امن است اهل ولا را
به ساقی مجلس بگو تا بیارد
شراباً طهورای قالوا بلا را..
به موسی بن جعفر عطا کرد خالق
وجود علی بن موسی الرضا را
به مُلک جهان جلوہگر شد طبیبی
که بینسخه درمان کند دردها را..
به صدها فرشته خدا داده فرمان
که خواندند با هم سرود رضا را..
صبا از عنایت به جنّت گذر کن
بشارت بدہ خاتم الانبیا را..
قدم زد به عالم امام رئوفی
که بخشد خراج جهانی گدا را
برآمد در آفاق شمسالشموسی
که خورشید بگرفته از او، ضيا را..
به گیتی نهاده قدم دادخواهی
که گيرد ز بيدادگر داد ما را
نظر کن چو «ژولیده» بر طوف قبرش
اگر خواهی ای دل ببینی خدا را
📝 #ژولیده_نیشابوری
🌐 shereheyat.ir/node/3575
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
#قصیده
🔹بهشت🔹
جام ِجهان نماست، در این قطعه از بهشت
آرامِ جان ماست در این قطعه از بهشت
فوج فرشتگان به نیایش نشستهاند
آوای «ربّنا»ست در این قطعه از بهشت
آیینۀ شكوه ِ«كلیم» است و «کوه طور»
آن نور و آن صداست، در این قطعه از بهشت
هر دل كه زنده است به انفاس موسوی
همصحبت خداست، در این قطعه از بهشت
خورشید شاهد است، كه نقش كتیبهها
«والشمس والضحی»ست، در این قطعه از بهشت
عطر مدینه، نور نجف، رنگ كاظمین
اشراق كربلاست، در این قطعه از بهشت
هرگاه سعی در طلب معرفت كنی
هم مروه، هم صفاست، در این قطعه از بهشت
عشاق، در «طواف حرم» موج میزنند
حجّ من و شماست، در این قطعه از بهشت
جان ِجهان كجاست؟ در این عرش آستان
محرابِ دل كجاست؟ در این قطعه از بهشت
در چشم عارفان سحرخیز، آسمان
آبیتر از دعاست، در این قطعه از بهشت
صدق و صفا، خلوص و یقین، عشق و آرزو
باران واژههاست، در این قطعه از بهشت
فولاد، پای پنجرهاش آب میشود
اسرار كیمیاست، در این قطعه از بهشت
روشنتر از ستاره، به مژگان نشسته است
اشكی كه بیریاست، در این قطعه از بهشت
جای دگر، سراب فریب و غمِ فناست
سرچشمۀ بقاست، در این قطعه از بهشت
در خلوتِ خیالِ خود از خویشتن بپرس
از ما «رضا» رضاست، در این قطعه از بهشت؟
ما را به باغ و گلشن و صحرا چه حاجت است؟
تا حجّت خداست، در این قطعه از بهشت
اذن ورود ما به حرم چیست غیر اشک؟
وقتی قرار ماست، در این قطعه از بهشت
زائر در این حریم مطهر، غریب نیست
بیگانه، آشناست، در این قطعه از بهشت
تذهیبنامۀ عمل عاشقان، «شفق»!
امضای مرتضاست، در این قطعه از بهشت
📝 #محمدجواد_غفورزاده
🌐 shereheyat.ir/node/3414
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
فرازی از یک #قصیده
🔹کعبۀ جان🔹
هشتمین خورشید روشنگر ولیِ حق رضاست
پارۀ جسم نبی، چشم و چراغ مرتضاست
شمس پیش شمس حسنش گاه مغرب گوشهگیر
ماه از شرم رخش هر صبحدم در انزواست
عقل مدحش را کند، یا وهم وصفش آورد
کآن حقیری ناتوان و این فقیری بینواست
«کُنتُ نورَ اللَّه» شنیدی؟ این فروغ سرمدیست
«نَحنُ وجهُ الله» خواندی؟ این جمال کبریاست
جز خدا هر کس بگوید وصف او را، نادرست
جز نبی هر کس بخواند مدح او را، نابهجاست
من ز خجلت آستین در کوی او دارم به رخ
کآستان او زیارتگاه خیل انبیاست
مرقد او کعبۀ جان و طوافش کار دل
صحن پاکش مروه و ایوان زرّینش صفاست
از کجا جویی دوا؟ خاکش بوَد داروی درد
وز که میخواهی شفا؟ درگاه او دارالشفاست
بشنو از موسای کاظم این روایت را که گفت
زائر قبر رضا در عرش زوّار خداست
سر به خاکش نِه که در میزان و در حشر و صراط
زائر خود را رهاییبخش از خوف جزاست
کی بود خوفش ز مأمون؟ چون بوَد باکش ز خصم؟
آنکه نقش شیرهای پرده را فرمانرواست
منجی خلق دو عالم در دو عالم اوست، او
ضامن آهو گرش تنها بخوانی، نارواست
بر فراز قبّهاش دارد لوایی سبزرنگ
شیعه تا صبح قیامت زنده زیر این لواست
دست شرق و غرب از این سرزمین پیوسته دور
زآنکه ایران را بدین فرزند زهرا اتّکاست
گَر به عالم بنگری هر کشوری را مرکزیست
مرکز ایران اسلامی خراسان رضاست...
📝 #غلامرضا_سازگار
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
#قصیده
🔹عجب خلوتی...🔹
رسیدم دوباره به درگاه شاهی
چه شاهی که دارد ز شاهان سپاهی...
سلام ای غریبی که در صبح محشر
ندارم به جز مُهر مِهرت گواهی...
شلوغ است دورت ولی شد فراهم
عجب خلوتی، خلوت دلبخواهی
چو آیینه از بس که دلنازکی تو
توان تا حریمت رسیدن به آهی
تو آیینه آیینه، نوری و نوری
تو مهری چه مهری تو ماهی چه ماهی
تو را مهر گفتم؟ تو را ماه خواندم؟
عجب کسر شأنی عجب اشتباهی
که مهر است در محضرت مردهشمعی
که ماه است پیش رخت روسیاهی
گرفتهست خورشید اذن دمیدن
ز نقارهخانه دم هر پگاهی
تویی شرط توحید و بیتو یقیناً
همه نیست توحید جز لاالهی
اگر ابر لطفت به محشر ببارد
نماند ثوابی نماند گناهی
به لطف تو کاه ثواب است کوهی
به بذل تو کوه گناه است کاهی
لب درۀ نفس لغزیده پایم
نگه دار دست مرا با نگاهی
منم آن گنهکار امیدواری
که دارد ز لطف تو پشت و پناهی
ندانم چگونه برآیم ز شکرش
اگر راه دادی مرا گاهگاهی
الهی مرا از حریمش مکن دور
مرا از حریمش مکن دور الهی
📝 #محمود_حبیبی_کسبی
🌐 shereheyat.ir/node/2663
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
فرازی از یک #قصیده
🔹امامنامه🔹
به سویت آمدهام جذبهای نهان با من
چه کردهای مگر ای شور ناگهان! با من؟..
به سویت آمدهام از هوای شاهچراغ
نوای هوهوی خیل کبوتران با من
به سویت آمدهام از مسیر جادۀ ابر
کویرها به هوایت نفسزنان، با من
از این طرف غم شاه شهید در جگرم
از آن طرف عطشِ ماه جمکران با من
از این طرف شعفی سبز در منازل دل
از آن طرف خبر شوق دوستان با من
به مشهد آمدهام، نبضنبض شاعرخیز
کمیت و دعبل و حَسّان، دوان دوان با من..
هزار حافظ و سعدی غزلسُرای دلت
هزار فردوسی، شاهنامهخوان با من
ولی به وصف تو باید امامنامه سرود
اگر که بار معانی کشد بیان با من..
به یک قدم منم و شاعری که کهنهسراست
به یک قدم عطش شاعری جوان با من..
به پیشت آمدهام، با لبان مضمونساز
کلیم و صائب و بیدل نقارهخوان، با من
شبیه شعر، تو را بیت بیت خواهم یافت
اگر که صبر کند، لفظ ناتوان با من
مگر ستارۀ مهرت طلوع کرده به دل
که در مدار تو افتاده کهکشان با من؟
نه من به پای زیارت دویدهام تنها
که رو به توست: زمین با من و زمان با من
به سمت مبدأ تو ذهن بادها جاری
به سوی مقصد تو رودها روان با من
درختها به تولای مشرقت پر گل
بهارها به تمنات، گلفشان با من..
من از مکان تحیر رسیدهام اینجا
به جستجوی تو جانهای لامکان با من
من از زمین محبت به سویت آمدهام
اگر چه در سفر توست، آسمان با من
به دستگیر ملائک رسیدهام اینجا
صدای ممتد بال فرشتگان با من
من ایستادهام اینک میان حیرت خلق
جهانیان همه انگشت بر دهان با من
من ایستادهام اینجا کنار ثقل جهان
ملالنامۀ تقدیر اِنس و جان با من
من ایستادهام اینجا میان گوهرشاد
طنین لحظۀ گلدسته و اذان با من
به خلسه دست رساندم به نقرهکوب ضریح
خروش و غلغل انبوه زائران با من
درود! ای نفست روحبخش سینۀ ما!
سلام! ضامن نام تو بیامان با من!..
ببین بدون تو و سفرۀ ولایت تو
چه کرده است غم آبرو و نان با من؟..
ولی چه جای شکایت؟ که اینک اینجایم
مقابل تو و خورشید خاوران با من..
به خود میآیم و یک بغض... آب مینوشم
هزار چشمه عطش میزند فغان با من
زمان به ساعت آخر رسیده، باید رفت
ببار اشک خوش آخرالزمان با من
بخوان صداقت پندار، جاودان در جان
بمان سعادت دیدار، همچنان با من
درود حس شفاعت، مرا ببر با خود
سلام حال زیارت، کمی بمان با من
سفر تمام شد و در کنار سفرۀ صبح
نشستهام من و یک داغ بینشان با من..
📝 #محمد_مرادی
🌐 shereheyat.ir/node/5255
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
فرازی از یک #قصیده
🔹به رسم دعبل🔹
به خاکش سجده کن، روحالامین گسترده بال اینجا
بیا تا عرش بالا بر ملائک هم ببال اینجا
بیا در روضۀ رضوان بخوان یاسین و الرحمان
ببین انوار «یَبقی وجهُ ربِّک ذوالجلال» اینجا
ببین اسماء حسنی را، صفات حقتعالی را
جلیل اینجا، جلال اینجا، جمیل اینجا، جمال اینجا
به هنگام اذان عطر محمد در حرم جاریست
از آن گلدسته دارد شوق گلبانگ بلال اینجا
به طور زادۀ موسی بخوان «ألعزّةُ للّه»
ببین فرعونیان را سرنگون و پایمال اینجا
به شوق مسجدالاقصی به صحن قدس داخل شو
بزن طومار اسرائیل را مهر زوال اینجا
نه شرقی و نه غربی را بخوان از صحن جمهوری
ببین با دین سیاست را به دور از انفعال اینجا
حرم در موزه هم آموزههایی از کرم دارد
بنازم قهرمانی را که میبخشد مدال اینجا
هوای صحن بر مهمان، حیاتی تازه میبخشد
چقدر از این پذیرایی میآید دل به حال اینجا
فرشته مانده روی فرش، اینجا فرش یا عرش است؟
عجب دارد زمین با آسمانها اتصال اینجا
در این آیینههای دلشکسته ذرهای غم نیست
غبارش میبرد از سینهها گرد ملال اینجا
امام مهربانتر از پدر از حالت آگاه است
برای مال دنیا ای دل غافل! منال اینجا
حریم عالِم آل محمد عالَمِ علم است
که هر علّامه میجوید جواب هر سؤال اینجا
عیون حکمت از انوار «اخبارالرضا» جاریست
حدیث اینجا، کلام اینجا، بحار اینجا، خصال اینجا
اشاراتش در این دارالشفا قانون اکسیر است
که با طبالرضا هر طبع یابد اعتدال اینجا
نهتنها با نگاهی کور مادرزاد بینا شد
درست آن لحظه گوش کر شنید آواز لال اینجا
طواف قبلۀ هفتم صفایی فوق حج دارد
خوش آن حاجی که تا معراج مییابد مجال اینجا
بخوان با آسمانها «سَبِّح اسمَ ربِّک الأعلی»
به خاکش سجده کن شکرانۀ فیض وصال اینجا
به رسم دعبل ای دل! دم بزن از اهلبیت وحی
دم روحالقدس میپرورد سِحر حلال اینجا
أقول «اُنظُر إلی ما قال، لا تَنظُر إلی مَن قال»
قبولم کن که با عشق تو دارم قیل و قال اینجا
📝 #سیدمحمدرضا_یعقوبی_آل
✅ @ShereHeyat