گرفتارم گرفتارم اباالفضل
گره افتاده در کارم اباالفضل
دعایی کن، دوباره چند وقتیست
هوای کربلا دارم اباالفضل
📝 #سیدمحمدجواد_شرافت
✅ @ShereHeyat
#شعر_عاشورایی
#غزل
🔹اهل درد🔹
هرکس نکرد ترک سر از اهل درد نیست
در پای دوست هر که نشد کشته، مرد نیست
ناصح مَوَرز مهر و غم درد ما مخور
ما عاشقیم و در خور ما غیر درد نیست
میریزم از دو دیده به یاد تو اشک گرم
شبها که همدمم به جز از آه سرد نیست
بر درگهت که نقد دو عالم نثار اوست
ما را ز انفعال به جز روی زرد نیست..
تهمتکش وصالم و در گِرد کوی تو
جز گَرد کوچه بهر من کوچهگرد نیست
هرچند دل رفیق غم و درد و محنت است
جمع است خاطرم که به کوی تو فرد نیست..
📝 #محتشم_کاشانی
✅ @ShereHeyat
ای فاطمه را شمیم! کی میآیی؟
جانبخشتر از نسیم! کی میآیی؟
«یَابنَ الشُّهُبِ الثاقِبَه» کی میتابی؟
«یَابنَ النَّبَإِ العَظیم» کی میآیی؟
📝 #محمدجواد_غفورزاده
✅ @ShereHeyat
#امام_عصر علیهالسلام
#حج
#غزل
🔹ای صفای حرم یار🔹
ای صفای حرم یار! کجای حرمی؟
حرم از عطر تو سرشار! کجای حرمی؟
سعی عشاق تو، ای کاش به جایی برسد
ای صفای حرم یار، کجای حرمی؟
عطر جانبخش تو در حِلّ و حرم پیچیدهست
وارث عترت اطهار، کجای حرمی؟
ای شده زمزمۀ منتظرانت لبیک
مظهر عصمت و ایثار، کجای حرمی؟
خواب غفلت ندهد فرصت دیدار به ما
آه ای دیدۀ بیدار، کجای حرمی؟
«همه جای حرم از پرتو حُسن تو پر است
ای به صد جلوه پدیدار، کجای حرمی؟»
تا شود چشم و دل عالم و آدم روشن
پرده از آینه بردار، کجای حرمی؟
حج اکبر شود آن روز، که هنگام طواف
برسد مژدۀ دیدار، کجای حرمی؟
رازدارِ دل زهرا و علی، غیر تو کیست
آخر ای محرماسرار، کجای حرمی؟
📝 #محمدجواد_غفورزاده
🌐 shereheyat.ir/node/2942
✅ @ShereHeyat
#امام_عصر علیهالسلام
#غزل
🔹میآید...🔹
به شیوۀ غزل اما سپید میآید
صدای جوشش شعری جدید میآید
چه آتشی غم عشق تو زیرِ سر دارد
که باغ شعرِ تر از آن پدید میآید
نفس نفس به امید تو عمر میگذرد
امید میرود آری، امید میآید
برای دردودل تو مفید نیست کسی
وگرنه نامه برای مفید میآید
مردّدم که تو با عید میرسی از راه
و یا به یُمن قدوم تو عید میآید
کلیدداری کعبه نشانۀ حق نیست
کسیست حق که در آن بیکلید میآید
و حاجیان همه یک روز صبح میگویند:
چقدر بر تن کعبه سفید میآید
📝 #حسن_بیاتانی
🌐 shereheyat.ir/node/130
✅ @ShereHeyat
#امام_عصر علیهالسلام
#حدیث | #رباعی
💠 #امام_باقر(علیهالسلام)
«ما ضَرَّ مَنْ ماتَ مُنْتَظِراً لِأَمْرِنَا أَنْ لا یَمُوتَ فی وَسَطِ فُسْطاطِ الْمَهْدِیِّ(علیهالسلام) وَ عَسْكَرِهِ»
کسی که در حال انتظار بمیرد، ضرر نکرده است و همانند کسی است که در وسط خیمه مهدی(علیهالسلام) و سپاهیانش جان داده است.
📗 الکافی، ج۱، ص۳۷۲
🔹مرگ در حال انتظار🔹
هر منتظری که دل به ایمان دادهست
جان بر سر عشق ما به جانان دادهست
انگار که همرکاب مهدی بوده
در لشکر و خیمهگاه او جان دادهست
📝 #حسین_شنوائی
✅ @ShereHeyat
#امام_باقر علیهالسلام
#قصیده
🔹قبر بیچراغ🔹
ای دوّمین محمّد و ای پنجمین امام
از خلق و از خدای تعالی تو را سلام
چشم و چراغ فاطمه، خورشید هفت نور
روح و روان احمد و فرزند چار امام..
وصف تو را نگفته خدا جز به افتخار
نام تو را نبرده نبی جز به احترام..
حکم خدا به همّت تو گشته پایدار
دین نبی به دانش تو مانده مستدام
با آن همه جلال و مقامی که داشتی
دیدی ستم ز خصم ستمگر علی الدوام
گه دید چشم پاک تو بیداد از یزید
گاهی شنید گوش تو دشنام از هشام
گریند در عزای تو پیوسته مرد و زن
سوزند از برای تو هر روز خاص و عام
گاهی به دشت کربوبلا بودهای اسیر
گاهی به کوفه بر تو شده ظلم، گه به شام
خواندند سوی بزم یزیدت، بدان جلال
بردند در خرابۀ شامت بدان مقام
گه کف زدند اهل ستم پیش رویتان
گه سنگ ریختند به سرهایتان ز بام
راحت شدی ز جور و جفای هشام دون
آندم که گشت عمر تو از زهر کین تمام
داریم حاجتی که ز لطف و عنایتی
بر قبر بیچراغ تو گوییم یک سلام..
📝 #غلامرضا_سازگار
✅ @ShereHeyat
#امام_باقر علیهالسلام
#مثنوی
🔹طبیب عالم🔹
ای پنجمین امام که معصوم هفتمی
از ما تو را ز دور «سلامٌ علیکمی»
بر درد جهل خلق، ز عالم طبیبتر
نامت غریب و قبر، ز نامت غریبتر
وقف علوم و دانش و دین کرده، همّ خویش
باشی کنار ابن و اب و اُمّ و عَمّ خویش
آب و گل و سجیّت تو، جز کرم نداشت
دیدم چرا مزار تو صحن و حرم نداشت
گلدستهای نداشت حرم، مرقدی نبود
صحن و سرا نیافتم و گنبدی نبود
این خاک عشق باشد و بر باد کی رود؟
غمهای عهد کودکی از یاد کی رود
آتش به خرمن جگر از آه، با تو بود
یک عمر، خاطرات تو همراه با تو بود
از صبح تا غروب کشیدی ز سینه آه
اما چه خوب شد که نرفتی به قتلگاه...
تو طفل روی ناقۀ عریان نشستهای
بر روی رحل ناقه، چو قرآن نشستهای
تو طعم تازیانه و سیلی چشیدهای
بر روی خار، همره طفلان دویدهای
دیدی تو خیمههای به آتش کشیده را
داغ و فرار و رنگ ز چهره پریده را
📝 #علی_انسانی
🌐 shereheyat.ir/node/624
✅ @ShereHeyat
#امام_باقر علیهالسلام
#قصیدهواره
🔹لطف جاری🔹
کسی که عشق بُوَد محو بردباری او
روان به پیکر هستیست لطف جاری او
بزرگ آینۀ قدرت خدایِ بزرگ
که شاهد است جهان بر بزرگواری او
امام پنجم و معصوم هفتم آن مولا
که چرخ یافته رفعت، ز خاکساری او
بر او سلام که باشد سلام پیغمبر
گواه روشن فضل و طلایهداری او
جهان علم بُوَد یادگار او، صد حیف،
به درد و داغ نوشتند یادگاری او
ز کربلا سند زندهای به کف دارد
گواه من دل خونین و اشک جاری او
هزار خاطره دارد ز راه کوفه و شام
ز مهربانی زینب، ز غمگساری او
پیاده رفتن او پای نیزۀ سرها
مصیبتیست که پیداست ز آه و زاری او
به دل ز داغِ بسی کشته، زخم کاری داشت
عدو ز زهر، نمک زد به زخم کاری او
هشام دست به آزار حضرتش بگشود
چو دید در ره اسلام، پایداری او
ره شکنجه و تبعید او گرفت چو دید
قرار دولت خود را به بیقراری او
مهی که بوسه زند بر رکاب او خورشید
فتاده در کف دشمن، رکابداری او..
شرار زهر ستم همچو شمع آبش کرد
که یافت رنگ خزان، چهرۀ بهاری او
دلا بسوز ز داغش که خویش فرمودهست
به حاجیان که بگیرند سوگواری او..
خدا کند که بیفتد قبول درگاهش
غم «مؤید» و اخلاص و جاننثاری او
📝 #سیدرضا_مؤید
🌐 shereheyat.ir/node/5597
✅ @ShereHeyat
#امام_باقر علیهالسلام
#قصیدهواره
🔹چشمانداز فردا🔹
بیابان بود و صحرا بود آنجایی که من بودم
هزاران خیمه بر پا بود آنجایی که من بودم
شمیم یاس یاسین دشت را پر کرده بود اما
گلاب اشک زهرا بود آنجایی که من بودم
قیام عاشقان راستقامت بود عاشورا
قیامت آشکارا بود آنجایی که من بودم
تمام سورۀ ایثار و آیات جوانمردی
به هفتاد و دو معنا بود آنجایی که من بودم
پیام روشن «اَلموت اَحلی مِن عسل» یعنی
شهادت هم گوارا بود آنجایی که من بودم
چرا آتش بگیرند از عطش گلهای داودی
اگر بین دو دریا بود آنجایی که من بودم
کسی از اسب میافتاد پشت نخلها، آری
علم در دست سقا بود آنجایی که من بودم
صدای بت شکستن در فضا پیچیده بود اما
خلیلالله تنها بود آنجایی که من بودم
شعاع آفتاب از مشرق گودال سر میزد
که ثارالله پیدا بود آنجایی که من بودم
عدالت زیر سم اسبها پامال شد، آری
ستم در حد اعلا بود آنجایی که من بودم
شدم محو نگاه عمهام زینب که در چشمش
تمام دشت زیبا بود آنجایی که من بودم
چرا آن روز تل زینبیه اوج عزت شد
که چشمانداز فردا بود آنجایی که من بودم
چه گلهایی که زیر بوتههای خار پرپر شد
مگر پاییز گلها بود آنجایی که من بودم؟
هلال ماه نو وقتی نمایان میشد از محمل
فقط یک نیزه بالا بود آنجایی که من بودم...
📝 #محمدجواد_غفورزاده
🌐 shereheyat.ir/node/3987
✅ @ShereHeyat
#امام_باقر علیهالسلام
#قصیده
🔹سلام🔹
سلام، قاصدِ مهر است و آفتابِ نوید
سلام، صبحِ سپید است و بامدادِ سعید
سلام، جلوۀ لطف خداست در هستی
که بیمضایقه بر جان مؤمنان تابید
سلام، اسم گلی بود در جنان که خدا
برای هدیه به یاران باوفایش چید
سلام، مشرق لبخند احمد است و غروب،
برای دیدنش آمد عقب عقب خورشید
همیشه از دو لبش مثل رود جاری بود
سلام مثل تبسم، سلام مثل امید
سلام بود که هر روز با وضو و ادب
به بیت فاطمه میآمد از قریب و بعید
سلام بود که محرم شد و روایت کرد
از آن صحیفۀ نوری که دست زهرا دید
چه زود اشک شد و از دو چشم سرخ علی
به روی خاک مزار گل بنفشه چکید
حریر پینۀ دستان مرتضاست سلام
که با نوازش او شد هزار نخل رشید..
سلام رفت به روز حسین و حیران شد
همین که رفت به گودال قتلگاه، برید..
هنوز همهمۀ تحت قبّه است سلام
هنوز میشود او را در آن محیط شنید
تو کیستی که سلام رسول این همه راه
پیاده آمد و آخر به محضر تو رسید
سلام، باقر علم نبی! که نوح و خلیل
به مکتب تو نوشتند مشقی از توحید
تو هم محمدی و صادق است معجزهات
شبیه تاج به میم محمّدی تشدید
ابوبصیر شد و جابر و زراره و زید
از آشیانۀ تو هر که دانه چید و پرید
تو شهر معرفتی زائرت قم است و نجف
تو در مقام مرادی و حوزه است مرید
نریختهست به دامان راویان حدیث
از آن دهان مبارک به غیر مروارید
از آن دهان مبارک چکیده لختۀ خون
رسیده بر لبش از زهر یک حدیث جدید
اگر که عاشورا صد نفر شهید شدند
به راه شام شدی صد هزار بار شهید
فدای آن نفس و آن دهان که در همه عمر
مدام بر شرر روضۀ حسین دمید
سلام پیش تو زانو زد و نشست و گریست
سلام پیش تو آیینه شد، شکست و خمید
چه سالها که به لطف مزار خاکی تو
سلام بال زد و تا به آسمان بالید
کبوتری شد و بر مرقد خیالی تو
هزار مرتبه بالای گنبدت چرخید
همیشه در شب تاریک و پرفروغ بقیع
سلام روشن و زندهست مثل شمع سفید
و یا که روز در آن آفتاب گرم حجاز
به روی قبر تو خم میشود چو سایۀ بید
سلام بر تو که اینگونه از رسول خدا
سلام پاک و مبارک به محضر تو رسید
📝 #هادی_جانفدا
✅ @ShereHeyat
#امام_باقر علیهالسلام
#غزل
🔹در سوگ آفتاب مدینه🔹
غمگین زمین، گرفته زمان، تیرهگون هواست
امروز روز گریه و امشب شب عزاست
تا خوشههای بغض، گل گریه میدهند
از تنگنای سینۀ ما نالهها رهاست
در سوگ آفتاب مدینه، به سوز و آه
با صاحبالزمان دل ما نیز همنواست
داغیست سینهسوز غم باقرالعلوم
گر خون بگریَد از غم او آسمان رواست...
هم وارث تمامی اوصاف حیدر است
هم مخزن تمامی اسرار مصطفاست
ذکرش امیدبخش دلِ هرچه ناامید
نامش شفادهندۀ هر درد بیدواست
ای روح آسمانی از این داغ جانگداز
فریاد خاک امشب تا عرش کبریاست
سوزی که قطره قطره تو را آب کرد و سوخت
این زهر نیست بلکه همان داغ کربلاست
ای جان ما فدای غم غربت بقیع
قبرت بقیع نیست که در سینههای ماست...
امشب هزار پنجره دل گریه میکنیم
با غربت بقیع، دل شیعه آشناست
شمعی به روی تربت پاک تو نیست... آه
اینجا مگر نه این که مزار امام ماست
تنها نه از غم تو مدینه عزا گرفت
در بارگاه قدس کنون محشری بهپاست
امشب «خروش»! آن نفس حق که تا سحر
دریای گریه را به خروش آورد کجاست؟
📝 #عباس_شاهزیدی
🌐 shereheyat.ir/node/2513
✅ @ShereHeyat