او هزار زن در یک بدن بود
همزمان شکننده و قوی
شیرین و سرکش
طوفانی و آرام..
- گابریل مائورو
تمام آن روزهای زیبا که از آمدنشان مطمئن بودیم
حتی یک بار هم به سراغ ما نیامدند.
- آیفر تونچ
و من ایکاش میتوانستم
این دل خسته و غمگین را دور از چشم همگان
انگار که برای من نیست، کنار خیابانی رها کنم...!
- ادیب جانسور