آدم از خود میپرسد که تو با این سال ها که گذشت چه کردی؟
بهترین سال های عمرت را کجا خاک کردی؟ زندگی کردی یا نه؟
دستپاچه شدم و با تعجب گفتم: "داستان زندگیام؟ چه داستانی؟ کی به شما گفت که زندگی من داستانی دارد؟ من هیچ داستانی ندارم که…" حرفم را برید که: "چطور زندگیتان داستانی ندارد؟ پس چهجور زندگی کردهاید؟" "چطور ندارد! بی داستان! همینطور! به قول معروف دیمی
تک و تنها! مطلقآ تنها! شما میفهمید "تنها" یعنی چه؟"
در آغوشم بگیر و نجاتم بده
قاتلی به دنبال من است که گاه به گاه در آینه ها میبینمش