eitaa logo
Haunted^᪲᪲᪲
125 دنبال‌کننده
171 عکس
90 ویدیو
7 فایل
Haunted: ‌ به معنای چیزی از گذشته که هنوز ذهنت درگیرشه⭒˙ مـن؟ @ChicaChica
مشاهده در ایتا
دانلود
-
نصف لذت هر چیز، انتظاری است که برایش می‌کشی.
دل سراپردهٔ محبت اوست دیده آیینه‌دار طلعت اوست من که سر درنیاورم به دوکون گردنم زیر بار منت اوست تو و طوبی و ما و قامت یار فکر هر کس به قدر همت اوست -حافظ؛
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کاش میشد بفهمم راجب به من چی فکر میکنه
کاش میشد بفهمم من تو زندگیش چه جایگاهی دارم
هدایت شده از  𝒜𝗻𝗲𝗺ᦅ𝗶𝗮
و ناگهان همه چیز بوی خداحافظی گرفت ؛ می‌دانی ، دیگر چشمانش آن اشتیاق همیشگی را نداشتند ، لبخندهایش طعم تلخی می‌دادند و دستانش دیگر با دستانم آشنا نبودند . او رفت ، اما من هرگز غبار عشقش را از روی طاقچه‌ی قلبم پاک نمی‌کنم . -تبسم
Haunted^᪲᪲᪲
و ناگهان همه چیز بوی خداحافظی گرفت ؛ می‌دانی ، دیگر چشمانش آن اشتیاق همیشگی را نداشتند ، لبخندهایش ط
نه، تو اشتباه میکنی. چشمانش اشتیاقش را از دست نداد؛ اشتیاقش فقط دیگر مال تو نبود. لبخندهایش تلخ شد، چون او میدانست و تو نمیدانستی. دستانش نا اشنا شد، چون دیگر نمیخواست اشنا بماند. اما او خیلی قبلتر از ان، از تو گذشته بود. حالا تو غبار عشقش را از طاقچه ی قلبت پاک نمیکنی، اما او... او مدت هاست پنجره اش را باز کرده و ان طاقچه را جارو زده. و این، تفاوت عاشق و معشوق است. یکی جارو نمیزند، یکی مدت هاست که گردگیری کرده.
Haunted^᪲᪲᪲
نه، تو اشتباه میکنی. چشمانش اشتیاقش را از دست نداد؛ اشتیاقش فقط دیگر مال تو نبود. لبخندهایش تلخ شد،
متاسفانه تلخی حقیقت را مانند خنجری در قلبم فرو کردی و آن را در قلبم پیچاندی ؛ من آنقدری دوستش دارم که گرد و غبار عشقش را با تمام تنگی نفسم به جان میخرم ، اما او غبار عشق مرا به نسیم نو و خوشبویی فروخت .
Haunted^᪲᪲᪲
متاسفانه تلخی حقیقت را مانند خنجری در قلبم فرو کردی و آن را در قلبم پیچاندی ؛ من آنقدری دوستش دارم
میگویی غبار عشقش را به جان میخری، اما مگر میشود چیزی را خرید که صاحبش دیگر فروشنده نیست؟