#شهید
🌷هر سه شهید تکهتکه!
عجب عکسی! عجب مظلومیتی! عجب مردانی!
۴۰ سال جهاد ،۴۰ سال دور از خانواده و تفریح،۴۰ سال پوتین از پاشون در نیاوردن و با بعثی و تکفیری و داعشی جنگیدن و آمریکای و اسراییلی جنگیدن
شهید قاسم سلیمانی که ساعت یک و نیم نصف شب پنجشنبه که همه یا خواب بودن یا تو عیش و نوش در فرودگاه بغداد با موشک هلفایر آمریکا ارباً ارباً شد و پیکر قطعهقطعه شو از لای آهن پارهها بیرون آوردن!
شهید احمد کاظمی که حین ماموریت هواپیماش سقوط کرد و پودر شد
و پیکر متلاشی رو از تو بیابانها جمع کردند
شهید زاهدی هم که دو روز پیش در حمله اسراییلیها به سفارت ایران در سوریه تکهتکه شد و پیکر پارهپاره رو از لای میلگردها و آوارها در آوردن!
۴۰ سال مجاهدت در عراق و سوریه و لبنان و...آخر هم
هر سه تیکهتیکه، قطعه قطعه!
بنویس تاریخ،
بنویس که سربازان خامنهای در بستر نمیمیرند!
مثل ژنرالهای ژیگول پهلوی پشت به میهن فرار نمیکنند!
میمانند، میایستند و میجنگند
و در آخر قطعه قطعه میشوند که آیندگان اگر پرسیدند
انقلاب اسلامی چگونه خاک نداد
بگویند با جزٕ جز پیکر سربازانشان!
🌸🍃🌼🍃🌸🍃
@SofreFarhangiReyhane
#شهید
#رئیسی
🍀 فرزند عصمت خداداد
▫️«ما ما ن! داداش به من آجره نمیده».
این فریاد آرمان کوچولو برای دادخواهی من از برادر بزرگترش روحالله است. اسکاچ پر از کف را در سینک ظرفشویی رها میکنم و به سراغشان میروم. بین دعوای دو تا شازده پسر، من باید داوری کنم که یک اسباببازی چطور بین دو نفر تقسیم شود؛ مشکل همیشگی، منابع محدود و تقاضای افزون.
آسانترین راه این است که به فرزند بزرگتر بگویم به نفع بچه کوچکتر، کوتاه بیاید. در این صورت با اکراه یا اجبار، اسباببازی را به برادرش میدهد، اما برای یکلحظه سوار ساعت خیال میشوم و به آینده میروم: روحالله مدیر یک شرکت بزرگ است و در یک محذور اخلاقی قرار گرفته و باید بین سود خود یا سود رقیبش یکی را انتخاب کند. اگر بر طبق همان روش کودکی بخواهد گذشت کند، از سر ضعف است. از طرفی اگر از گذشته کینه داشته باشد و بخواهد تصمیم بگیرد، حس انتقامجویی راه انتخاب درست را میبندد و داوری من در آن لحظه، روی تصمیمسازی آینده او اثرگذار است. شاید بهتر است صبر کنم تا با هم کنار بیایند.
چند لحظه بعد، انگار نه انگار که دعوایی بینشان بوده که چشمم به تلویزیون میافتد. تصویر خانهای ساده و پیرزنی که کولهبار تجربه، پشتش را خم کرده، روسری سبز سیدی به سر و داغ سرخی به دل دارد. مادر عالیترین مقام اجرایی کشور، اکنون برایش روضهخوانی میکند. سیده عصمت خداداد حسینی مادر شهید ابراهیم رئیسی.
کاش میدانستم با ابراهیم کوچک، چطور بازی میکرد؟
چگونه اختلاف دو برادر را برطرف میکرد که باعث شد سید ابراهیم رئیسی در یک دوراهی شدیداً سخت، از سود خود صرفنظر کند و اتهامات رقیب انتخاباتی خود را بیپاسخ بگذارد؟
جواب سؤالم در یک کلیپ گفتوگو با این بانوی تأثیرگذار، پیدا میشود؛ هنگامیکه از ایشان میخواهند برای جوانان دعا کنند و او بعد از دعا، توصیه میکند که پشت به پشت هم بدهید.
🌷درود بر تمام مادران شهیدپرور🌷
✍️بتول رضوانی
🌼🍃🌸🍃🌼🍃🌸🍃
@SofreFarhangiReyhane
#فاطمیه
#شهيد گمنام
سال 1372 محور فكه، محدوده ارتفاعات 112، هرچه ميگشتيم شهيدي پيدا نميشد. دست به دامان حضرت زهرا سلاماللهعلیها شديم. توي دلم گفتم «بيبيجان! ما به عشق مفقودين اومديم اينجا، اگر قابل ميدونين عنايتي كنين تا شهدا به ما نظر كنن، اگر نه برگرديم تهران.» فرداي آن روز با دل شكسته دست به كار شديم. هر كس با حضرت زهرا سلاماللهعلیها زمزمهاي داشت. توي همين حال نگاهم افتاد به يك بند انگشت. با سرنيزه زمين را كندم. خاكها را كه با بيل دستي برداشتم جنازه دو شهيد، كنار هم پيدا شد. پشت پيراهنشان نوشته شده بود «ميروم تا انتقام سيلي زهرا بگيرم.»
✍️ سید بهزاد پديدار
•┈••✾•🌿🖤🌿•✾••┈•
@SofreFarhangiReyhane
#شهید
🌷خودم شخصاً نمیخواهم از کار با مقاومت دست بکشم و بازنشسته بشوم.
🌷دوست دارم در این منطقه عاقبتم ختم به شهادت شود و شهید بشوم. خیلی دوست دارم این اتفاق بیفتد. واقعاً الان سه چهار سال است منتظرم.
🌷تقریباً دو سال آخر، مخصوصاً بعد از شهادت شهید سلیمانی میلم به شهادت خیلی زیاد شده است.
🌷آن جمله که ایشان به ما گفت: میوه رسیده هستی و اگر بمانی میگندی. خیلی نگرانم کرده است. با خودم میگویم نکند خدایناکرده به پوسیدگی و گندیدگی دچار شوم!
🌷در این یک سال اخیر، در این سالهای کرونایی که پیش آمده است، خیلی نگران این هستم که نکند خدای ناکرده، به درد و بیماری کرونا یا مثلا در تصادف یا سکته [بمیرم].
بعد از چهل و دو سال هجرت و جهاد، حالا به مرگ طبیعی بمیرم، خیلی سخت است.
🌷[از خدا خواسته بودم بعد از ازدواج بچههایم شهید شوم] من از گفتن این شرط پشیمانم. یعنی شرط برای خدا گذاشته بودم!
🌷آنها خدا دارند. من کی هستم که این حرف را بزنم. از این جهت خیلی پشیمان هستم. مرتب استغفار میکنم.
📗برشی از بخش پایانی کتاب خاطرات در دست انتشار سردار سرتیپ پاسدار شهید کیومرث پورهاشمی (حاج هاشم).
🌼🍃🌸🍃🌼🍃🌸🍃
@SofreFarhangiReyhane
#شهید
#سجاد_زبرجدی
🌷اگر درد دل داشتید یا مشورت خواستید به این شهید مراجعه کنید!
🌼🍃🌸🍃🌼🍃🌸🍃
@SofreFarhangiReyhane
#شهید
🌷کوچههایمان را به نامشان کردیم
که هرگاه نشانی منزلمان را میدهیم
بدانیم از گذرگاه خون کدام شهید است
که با آرامش به خانه میرسیم...
🌼🍃🌸🍃🌼🍃🌸🍃
@SofreFarhangiReyhane
#پاسدار
#شهید
🔰 شهید عبدالحسین برونسی
شغلش بنایی بود. هر خانهای را که میساخت، انگار برای خودش میساخت. از کار کم نمیگذاشت. خانهای که میساخت واقعاً خانه بود. به همین خاطر هم بود که کمتر کارگری میتوانست با او دوام بیاورد.
میگفت « نانی که میخورم باید حلال باشه. روز قیامت من باید از صاحبکار طلبکار باشم نه اون از من.» به همین خاطر هم بود که روزها زودتر از همه سر کار میآمد و دیر از همه هم میرفت.
🌷شادی روح بلند شهدا صلوات🌷
🌼🍃🌸🍃🌼🍃🌸🍃
@SofreFarhangiReyhane
#شهید
#شهید_سلیمانی
🌷بعضی وقتها انسان به دوستی میرسد التماس میکند که دعا کنید شهید بشوم. عموماً ما تعارف میکنیم و میگوییم: نه خدا شما را حفظ کند، شما ضروری هستید. دعا برای شهادت دعای عظیم است که نباید ما نسبته به یکدیگر، از آن غافل شویم...🌷
📗از کتاب برادر قاسم
🌼🍃🌸🍃🌼🍃🌸🍃
@SofreFarhangiReyhane
.
#شهید
#شهید_حسن_غازی
🌷خاطرهها...
گاه و بیگاه
میآیند
کنارمان مینشینند
میخندانند...
میگریانند...
پیرمان میکنند
اما پـیر نمیشوند...
🌼🍃🌸🍃🌼🍃🌸🍃
@SofreFarhangiReyhane