eitaa logo
🍃...تجربه زندگی...🍃
14.1هزار دنبال‌کننده
33.5هزار عکس
1.2هزار ویدیو
6 فایل
عاقلانه انتخاب کن،عاشقانه زندگی کن.... اینجا سفره دل بازه....
مشاهده در ایتا
دانلود
نکاتی ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺷﺪﻥ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﭼﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﻭ ﺣﺘﯽ ﮐﯿﻒ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺗﻨﺶﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪﺗﺎﻥ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﮐﻨﺪ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﺗﺎﻥ ﺭﺍﺣﺖ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﮐﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺭﻓﺘﺎﺭﺵ ﺁﺯﺍﺭﺗﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﻫﺪ. ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻫﻤﺴﺮ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺎﺷﯿﺪ ، ﻫﻤﺴﺮ ﺑﻬﺘﺮﯼ ﺑﺸﻮﯾﺪ ، ﺣﻔﻆ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻇﺎﻫﺮ ﻭ ﺁﺭﺍﺳﺘﮕﯽ ﺩﺭ ﭘﻮﺷﺶ ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ، ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖﻫﺎﯼ ﺯﻧﺎﺷﻮﯾﯽ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﯼ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻭ ﮔﺮﻡ ﺷﺪﻥ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﮐﻤﮏ ﺷﺎﯾﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ ، ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻗﻠﺐﺗﺎﻥ ﻣﺤﺒﺖ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﻣﻮﺝ ﻣﯽﺯﻧﺪ . ﺳﻔﺮﻩ ﺩﻝ ﻭ ﺭﺍﺯﻫﺎ ﻭ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﻨﯿﺪ . ﻣﺎﺩﺭ ﻫﻤﺴﺮ ، ﺧﻮﺍﻫﺮ ﻫﻤﺴﺮ ، ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻗﻄﻌﺎ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﻨﺪ . ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺯﻧﺎﺷﻮﯾﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﻭ ﮐﻤﮏ ﻓﮑﺮﯼ ﻭ ﺭﻭﺣﯽ ﺩﺍﺭﯾﺪ ، ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﮔﺰﯾﻨﻪ ﯾﮏ ﻣﺸﺎﻭﺭ ﻭ ﻣﺘﺨﺼﺺ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﻓﺎﻣﯿﻞ . ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻣﺸﺎﻭﺭ ﮐﻤﮏ ﮔﺮﻓﺘﯿﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻫﻤﺴﺮﺗﺎﻥ ﻫﯿﭻ ﻧﻮﻉ ﻧﺸﺎﻧﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﮑﺮﺩ ، ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﻣﺸﮑﻞ ﺫﻫﻨﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﭙﺬﯾﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﻥﺷﻨﺎﺱ ﮐﻤﮏ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ؛ ﺷﮑﺎﮎ ﺑﻮﺩﻥ ﻭﯾﺮﺍﻧﮕﺮ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺯﻧﺎﺷﻮﯾﯽ ﺍﺳﺖ دلانه هات رو برام ارسال کن🍃🌸👇 @Aseman100 https://eitaa.com/joinchat/843186305C9e691d072d
داستان کوتاه 🌸🍃 شخصی تعریف میکرد: یه همکارداشتم سربرج که حقوق میگرفت تا15روزماه سیگار برگ میکشید، بهترین غذای بیرون میخورد ونیمی از ماه رو غذا ی ساده از خونه می آورد، موقعی که خواستم انتقالی بگیرم کنارش نشستم گفتم تا کی به این وضع ادامه میدی ؟ باتعجب گفت: کدوم وضع! گفتم زندگی نیمی اشرافی نیمی گدایی...!! به چشمام خیره شد وگفت:تاحالا سیگار برگ کشیدی؟گفتم نه! گفت:تا حالا تاکسی دربست رفتی؟ گفتم نه! گفت:تا حالا به یک کنسرت عالی رفته ای؟ گفتم نه! گفت:تاحالا غذای فرانسوی خورده ای؟گفتم نه! گفت:تاحالا تمام پولتو برای کسی که دوستش داری هدیه خریدی تاخوشحالش کنی؟ گفتم نه! گفت:اصلا عاشق بوده ای؟ گفتم نه! گفت:تاحالا یک هفته از شهر بیرون رفته ای؟ گفتم نه! گفت اصلا زندگی کرده ای؟با درماندگی گفتم اره...نه...نمی دونم...!! همین طور نگاهم میکرد نگاهی تحقیر آمیز...!! اما حالا که نگاهش میکردم برایم جذاب بود... موقع خداحافظی تکه کیک خامه ای در دست داشت تعارفم کرد و یه جمله بهم گفت که مسیر زندگیم را عوض کرد، اوپرسید:میدونی تا کی زنده ای ، گفتم نه! گفت:پس سعی کن دست کم نیمی از ماه را زندگی کنی....!! 🍃...@Sofreyedel...🍃
🍃🌸 تو ترکی به کسی که خیلی دلربا و زیباست می‌گیم: «آیا دئیر بات، من چیخیم» ترجمه‌ی تحت‌الفظی‌اش می‌شه: «به ماه می‌گه غروب کن تا من طلوع کنم.»‌‌‌‌ زیبا نیست؟‌‌‌‌ 💕@siasatzanane...💕
🌸🍃🌸🍃🍃🍃🍃 عاشقانه ای معنوی
🍃...تجربه زندگی...🍃
🌸🍃🌸🍃🍃🍃🍃 عاشقانه ای معنوی
سلام آسمان جانم...عاشقانه و آشنایی ما هم در حرم آقام بود...وقتی با کاروان رفته بودیم مشهد... خیلی اتفاقی شد که زن داداشم با خواهر شوهرم دوست شدند. و شماره گرفتند و این شد باب آشنایی من و علیرضا😊 چون امام رضا واسطه ی ازدواجمون بود من بله رو گفتم و واقعا بابت این امر خیلی خوشحالم😊😊😊 بعدش که من ساکن مشهد شدم و خداروشکر زندگی مذهبی و آرومی داریم.. برای همتون دعا میکنم.. دلانه هات رو برام ارسال کن🍃🌸👇 @Aseman100 https://eitaa.com/joinchat/843186305C9e691d072d
🔴 زود قضاوت نکنیم! ✍خانم معلمی تعریف می‌کرد: در مدرسه ابتدایی بودم، مدتی بود تعدادی از بچه‌ها را برای یک سرود آماده می‌کردم. به نیت اینکه آخر سال مراسمی گرفته شود برایشان. روز مراسم بچه‌ها را آوردم و مرتبشان کردم پدر و مادرها هم دعوت بودند. موقع اجرای سرود ناگهان دختری از جمع جدا شد و بجای خواندن سرود شروع کرد به حرکت جلوی جمع. دست و پا تکان می‌داد و خودش رو عقب جلو می‌کرد و حرکات عجیبی انجام می‌داد. بچه‌ها هم سرود را می‌خواندند و ریز می‌خندیدند، کمی مانده بود بخاطر خنده‌شان هرچه ریسیده بودم پنبه شود. با خود گفتم چرا این بچه این کار رو می‌کنه، چرا شرم نمی‌کنه از رفتارش؟ این که قبلش بچه زرنگ و عاقلی بود!!رفتم روبرویش، بهش اشاراتی کردم، هیچی نمی‌فهمید به قدری عصبانی‌ام کرده بود که آب دهانم را نمی‌توانستم قورت دهم. خونسردی خود را حفظ کردم، آرام رفتم سراغش و دستش را گرفتم، خودش را از دستم رها کرد و رفت آن طرف‌تر و دوباره شروع کرد! فضا پر از خنده حاضران شده بود. مدیر هم رنگش عوض شده بود، از عصبانیت و شرم عرق‌هایش سرازیر بود. از صندلیش بلند شد و آمد کنارم، سرش را نزدیک کرد و گفت: فقط این مراسم تمام شود، ببین با این بچه چکار کنم؟ اخراجش می‌کنم. مادر این دختر‌ هم که نزدیک من بود بسیار پرشور می‌خندید و کف می‌زد، دخترک هم با تشویق مادر گرمتر از پیش شده بود. همین که سرود تمام شد پریدم بالای سن و بازوی بچه را گرفتم و گفتم: چرا اینجوری کردی؟! چرا با رفقایت سرود را نخواندی؟! دخترک جواب داد: آخر مادرم اینجاست، برای مادرم این‌کار را می‌کردم!! گفتم آخر ندید بَدید همه مثل تو مادر یا پدرشان اینجاست، چرا آنها اینچنین نمی‌کنند و خود را لوس نمی‌کنند؟! خواستم بکشمش پایین که گفت: خانم معلّم صبر کنید بذارید مادرم متوجه نشه، خودم توضیح می‌دم؛ مادر من مثل بقیه مادرها نیست، مادر من "کرولال" است، چیزی نمی‌شنود و من با آن حرکاتم شادی و کلمات زیبای سرود را برایش ترجمه می‌کردم. تا او هم مثل بقیه مادران این شادی را حس کند! این کار من رقص و پایکوبی نبود، این زبان اشاره است، زبان کرولال‌هاست همین که این حرف‌ها را زد انگار مرا برق گرفت، دست خودم نبود با صدای بلند گریستم، و دختر را محکم بغل کردم!! آفرین دخترم! فضای مراسم پر شد از پچ‌پچ و درگوشی حرف زدن و... تا اینکه همه موضوع را فهمیدند،، نه تنها من که هرکس آنجا بود از اولیا و معلمان همه را گریاند!! از همه جالبتر اینکه مدیر آمد و عنوان دانش‌آموز نمونه را به او عطا کرد!!! با مادرش دست همدیگر را گرفتند و رفتند، گاهی جلوتر از مادرش می‌رفت و برای مادرش جست و خیز می‌کرد تا مادرش را شاد کند. دلانه هات رو برام ارسال کن🍃🌸👇 @Aseman100
🍃🌸 اشنایی منو همسرم اینجوری بود ... 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃...تجربه زندگی...🍃
🍃🌸 اشنایی منو همسرم اینجوری بود ... 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام عزیزم خاستم خاطره اشناییم باعشق جانم‌وبراتون بگم😍 من یه هم‌کلاسی داشتم ک رابطمون خیلی خوب بودعموما اخرهفته ها همیشه پیش هم بودیم و درس کارمیکردیم دوستم زنگ زد براامتحان ریاضی بیا خونمون درس بخونیم منم ازهمه جا بیخبر باخاهرعزیزم رفتیم طبقه پایین ک یهو دیدم یه پسری در وزد دوستم رفت بازکرداقاپسره رفت طبقه بالا من حالا اینجوری😑که یاخدا این کی بوددیک😂دوستم اومد گفت پسرخالم بود خالم اینا رفتن وسیله ترشی بخرن بامامانم اینم اومده یه استراحت کنه ده دقه دیک میره دنبالشون منم هیجی نکفتمم سریع پاشدیم یه ده دقه دیگش ک بریم خونمون ازپله رفتیم بالا جلو دربه دوستم گفتم جون پسرخالت عجب کتونی های فسفری داره ها😍😂خیلی اهل شوخی اینا بودیم گفت اره بابا مهندس خانوادس ها😂🤦‍♀خلاصه مارفتیم شد ۱۰روز بعدش من دوباره دعوت شدم خونه دوستم بخاطر ریاضی خوندن😑😂اسمش درس خوندن بود 😜😜رفتیم دیدیم یهو چنددتاخانوم وهمین پسرخاله دوستم تشریف اوردن منو میگی خیلی خجالت کشیدم‌اومدم برم مامان دوستم کفت باید بیای چای بخوری😂رفتیم دیدم یه خانومه تامنو دید اومد بغل و ماچ‌و منم هنگ کرده بودم نشستم تاچایی خوردیم دیدم پسرخالش اززیر فقط نگاه میکنه و لبخند میزنه تودلم کفتم کوفت چه قشنگم میخنده ها شد فرذاش دیدم مامان دوستم‌زنگ زده ک پسرخاهرم از دخترتون خوشش اومده گفته بریم‌خاستکاری خلاصه بماند ک نزدیک ۱۳ بار اومدن‌ورفتن چون پدرم بچه اول بودم وخییلیی حساس😍باحتیاط بود اماانقدر خونواده‌همسرم‌وخودش خوب هستن‌ک خداروشکر همه چی جور شد همسرم بعد عقد گفت که کتونی من فسفری قشنگه اره؟😂😂گفت همون روزشمارتو از دوستم‌گرفته بودعه و اسممو سیوکرده خانومم میگفت یه جورایی انقد عاشق خودت و اون چتری موهات شدم ک مطمن بودم تومال من میشی🥹خداروشکر نزدیک ۷ساله ازاون روزا میگذره و زندگیمون عالی بوذه کنارهم درسته‌روزای سختم‌داشتیم اما باعشق ازپسش براومدیم و ثمرش یه دخمل ناز وخوشگل شده برامون که ۱سالشه❤️اینم بود از جریان عشق همرا با ترشی ما 😂😂❤️ دلانه هات رو برام ارسال کن🌸🍃👇 @Aseman100
🍃🌼 زنان با روحیه ی قربانی 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 یکی از مواردی که باعث میشه شوهرتون نسبت بهتون سرد بشه و کمتر بهتون توجه کنه شخصیت وابسته شماست. زن هایی که بیش از حد به شوهرشون متکی هستند ،و هیچوقت نمیتونن بدون شوهرشون تصمیم بگیرین ،زن های که با کوچکترین نگاه شوهرشون به یه خانم دیگه به هم میریزن و همه جا حواسشون به همسرشون هست و با نگاهش و رفتارش دائم همسرش را چک میکنه .اینجاست که شوهر احساس خفگی میکنه. این خانم هر چقدر هم خوشگل باشه،هر چقدر خاص باشه،هر چقدر شیک باشه به مرور زمان جذابیت خودش را برای شوهرش از دست میده. به این خانومها، زن های با روحیه قربانی میگنیکی از غیر جذاب ترین زن ها زنهای ضعیف و نق نقو جذاب نیستند هر چقدر خانمی مستأصل باشه،نامزد و یا همسرش بیشتر احساس مسئولیت میکنه که باید نجاتش بده، این حالت شوهرتون را در نقش والد و شما را در نقش کودک قرار میده . ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌ دلانه هات رو برام ارسال کن🌸🍃👇 @Aseman100
🌸🍃🌸🍃🍃🌸
🍃...تجربه زندگی...🍃
🌸🍃🌸🍃🍃🌸 #ایده_معنوی_اعضا
سلام آسمان جان... ممنون از کانال خوبتون.. کانالتون واقعا عالیه.... نماز حضرت ام البنین واقعا حاجت میده... من واقعا خونه دار شدم در شرایطی که اصلا فکرشو هم نمیکردم😊😊 دلانه هات رو برام ارسال کن🍃🌸👇 @Aseman100 https://eitaa.com/joinchat/843186305C9e691d072d
🌸🍃 هیچ اشکالی نداره که مسیرت با بقیه فرق داشته باشه،🍦🎨 هیچ اشکالی نداره که وسط راه خسته بشی و بخوای یکم به خودت، زمان بدی و استراحت کنی،🚴🏻‍♂️ هیچ اشکالی نداره که؛ راه‌های متفاوتی رو برای موفقیتت امتحان کنی؛🎒 پس خودت رو با دیگران مقایسه نکن، پرانرژی‌تر از قبل، به مسیرت ادامه بده و جا نزن!🪨🌿 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 دلانه هات رو برام ارسال کن🌸🍃👇 @Aseman100