سره خبردار بشه خدایی نکرده بابام بیچاره سکته میکنه😣😱 و تو اردبیل مامانبزرگم اینا کلی نذرکردند بعد رفتیم کرج و بعد دو ماه برای همیشه اومدیم به اردبیل تا اینجا زندگی کنیم بابامم با اون زنع دعوا نکرد مامانم هم دیگه پیام نداد همه چی به خوبی تموم شد
اینم بگم من شاد ترین دختر فامیلمون بودم اما بعد اون روزای سختی که کشیدم افسرده شدم و مثل اونموقع هام نیستم ومن عاشق بابامم
و میخوام بگم راز زندگیتونو پیش هر کسی فاش نکنید مامان فاش کرد که اینطوری شد
رازهای زندگیتونو پیش خانواده تون نگهدارین تو یع حریم شخصی و به کسی هم اعتماد نکنین تو این دنیا اعتماد کردن جایی نداره
مراقب باشید حرف دلتون و با کی و کجا میزنید
و همچنین مراقب احساس دختراتون 😔
خدا نگه دار
🍃...@Sofreyedel...🍃
#ارسالی_اعضا
سلام به همه
من میخوام یکی از تجربیاتم رو بگم که مطمئنم خیلی بدردتون میخوره اول میخوام اگه پیامم ذره طولانی بشه معذرت میخوام 🙏
من یع دختر ۱۴ 👱🏻♀ساله هستم و یع خواهر ۶👧🏻 ساله دارم ما اردبیلی هستیم ولی چون تو اردبیل زیاد کار نیست از وقتی من بچه بودم تو شهرای دیگه زندگی میکردیم که اخرین شهر البرز بود کرج زندگی میکردیم
اونموقع من ۱۳ سالم بود بابام در کنار کارش تو اونجا عسل هم میفروخت اما نمیدونم چجوری ما به یع طور خیلی اتفاقی با یکی از همسایه ها که خونشون ۸ .۹تا در از خونه مادور بود دوست شدیم 😢😞بعد اون خانمه هرروز میومد خونه ما یعنی اینطوری بگم دیگه یروز تو خونه راحت نبودم من 😡😔😭
ما هم زیاد شناخت کاملی راجع به اون خانم نداشتیم چون اون خانم حجابی بود بابام بهش اعتماد کرده بود خلاصه حدود دو سه هفته اینجوری میومد و میرفت چون اون پسر بززگ داشت مامان من 😒زیاد خونشون نمیرفت
اما اون زنع همش خونه ما بوود😕
طوری که اعتماد بابامو جلب کرده بود بابام هم خوشحال بود چون ما تو کرج کسی رو نمیشناختیم بابام میگفت این زنع میاد خونتون دیگه تنها نمیشید😖 وقتی اومد بهش احترام بذارید و اینا اما اینو بگم من از اون زنه خوشم نمیومد و بهش شک داشتم 🤔واینم بگم که بابای من بد اخلاق نیست اما کمی غیرتی به بی حجاب بودن مامانم اما مامان من چادریه و نمذاره مامانم تنهایی بره بیرون مامانم هم هرروز این مشکلاتو میگفت به اون زنع یروز که من تو اتاقم داشتم زبان
میخوندم خواهرم هم پیشم بود از اون زنع خوشم نمیومد نمیرفتم تو هال بعد من شنیدم
اون زنع داره با خواهر زاده اش که پسر بزرگ بود صحبت میکنع طوری که شاید اون پسره ۳۰ سالش میشد بعد اون زنع به پسر خواهرش میگفت میخوای یکی رو باهات دوست کنم 😭😫😖😣
چون ما عسل میفروختیم اون زنع به پسر خواهرش گفته بوده که اسم مامان من عسله ولی عسل نبود بعد گفت بیا با عسل حرف بزن (یعنی مامان من ) خوب همه چی از اینجا شروع شد
مامان من موبایلو گرفت دستش و با اون پسره حرف زد گفت که من تورو دوست دارم😩 و اینها
به اصرار اون زنع منم که باورم نمیشد تپش قلب
خیانت به بابام داشت منو میکشت😭😭
بعدش شماره همو به دادن و اینا بابای منم صبح میرفت سرکار شب ساعت ۸ برمیگشت😓
فردای همون روز صبح من پاشدم درس بخونم دیدم مامانم رفته تو گوشی داره پیام میده و اینا
فهمیدم با اون پسره حرف میزنع 😰😫خداای من شبو روز واسع من حرووم شده بود یعنی مامان من انقدر بی عقله 😣خلاصه سه چهار هفته گذشت مامان من به اون پسره بیش تر علاقه مند شده 😭بود اون زنع هم همش موقع ناهار میومد خونه ما تا شب میموند 😒بابام هم خوشحال بود بیجاره میگفت دیگه تنها نیستید و این زنع خوبه بعد یروز مامان من نهار پخته بود ناهار مارو داد یه قابلمه هم واسه اون زنیکه برد مامان من مارو ول کرده بود رفته بود با اون نهار خورده بود 😞بعد مامانم سه ساعت بعد ناهار اومد خونه دعواش کردم گفتم کجا بودی ما رو تنها گذاشته بودی ؟
مامانم همچین سرم داد زد هلم داد کتک زد منو به تو چه ربطی داره من چیکار میکنم و اینا 😔
خلاصه رفتم تو اتاق گریه کردم تا دلتون بخواد قران برداشتم با خودم گفتم برای اینکه اروم بشم روز یدو صفحه قران میخونم خلاصه مامانم با منو ابجیم سرد شده بود ☹️و با بابام منم که مشکلاتمو به دوستم میگفتم که اونروزا شده بود یه فرسته برااام و هنوزم هست حدود پنج ماه بعدش سر نمیدونم چیی اون زنع با مامانم دعوا کرد 😒بعدش ما برای عید اومدیم اردبیل خونه مامانبزرگم اینا بابام دوباره رفت کرج واسع کار مامانم تو خونه مامانبزرگم اینا انقدر تو گوشی بود که نگو 😖خالم میگفت با کی حرف میزنی که به بچه هات اهمیت نمیدی در این حد بابام دوسه روزی بود به گوشی من زنگ میز با من و ابجیم صحبت میکرد ولی با مامانم نه بعدش که بابام اومد اردبیل تو اتاق به مامانم گفته که یروز از سرکار برمیگشتم دیدم یه مردع سه تا از عکسای تورو که توی خونه هستی و موبازی به من نشون داد 😫😩و سریع رفت،منم رفتم دنبالش ولی نبود میگه اونموقع فشارم افتاد پایین 😔😭خدا بهتون رحم کرد با اوان فشار نمردم بابامم که فهمید به جز اون زنع کسی نمیاد خونمون فهمیدیم بلع اون زنع زندگی خراب کن☹️😣 ما بودع که اون عکسارو وقتی مامانم حواسش نیست میگیره و پخش میکنه که بابا و مامانم طلاق بگیرن و اون زنع با بابام ازدواج کنه چون به بابام پیام داده بود من عاشقت بودم😩😫 به خاطر تو میومدم خ نتون نه به خاطر اینکه زنتو از تنهایی در بیارم بیا هم زندگی کنیم و اینها اما بابام بهش فحش داده بود
بعد مامانم سیم کارت خودشو سوزوند که دیگه اون پسره بهش پیام نده و دیگه تا الان باهاش حرف نزده خدا رو شکر از کارش پشیمون شده😫بوده بابامم تو اردبیل گفته بوده رفتیم کرج میرم همون زنع روگیر بیارم تنها میکشمش
مامان منم ترسید دعوا رخ بدع و بابام از دوست شدن مامانم با هون پ
#سیاست_زنانه
زوجهای موفق انتظاراتشان را از یکدیگر صریحا بیان میکنند
#الفبای_ازدواج #انتخاب_همسر
🎀ازدواج با دوران نامزدی متفاوت است. پس از ازدواج شما انتظاراتی از همسر خود دارید که با انتظارات دوران نامزدی تفاوت دارد.
🎀به عنوان مثال در طول دوران نامزدی شما از زندگی دانشجویی و درآمد اندک رضایت دارید اما بعد از آن یعنی بعد از ازدواج شما توقع دارید تا همسرتان حقوق ثابتی را دریافت نماید.
🎀زوجهای موفق قبل از ازدواجشان به طور صریح در مورد انتظاراتشان از یکدیگر گفتگو میکنند و اگر یک اختلاف جدی میان آنها وجود داشته باشد به عنوان مثال مرد فرزند بخواهد اما زن مخالفت کند در این زمان آنها درباره این مسئله که آیا با یکدیگر ازدواج کنند یا نه به طور جدی فکر میکنند.
🍃...@Sofreyedel...🍃
#ارسالی_اعضا
👸🍃👸🍃👸🍃👸🍃
سلام
معجزه ای ک برام اتفاق افتاد میخوام براتون بگم من دوره ی دبیرستان از اول دبیرستان تا پیش دانشگاهی یک مزاحم موتوری داشتم همیشه زنگ آخر جلوی مدرسه می اومد، مدرسه که تموم میشد دنبالم می اومد تا خونه وچون من یک دختر مذهبی وچادری بودم خیلی دوست داشت آبروی منو ببره من هر روز زنگ آخر نگران بودم ک امروز چه جوری برم خونه ک برام خدای نکرده اتفاقی پیش نیاد نکته ی مهم داستان هم این ک این آقا می دونست ک من برادری و پدری ندارم ک بیاد باهاش دعوا کنه ب مامانم چون مریض بود نمی تونستم بگم این مسئله رو یک روز کوچه خیلی خیلی خلوت بود واین آقای موتوری سریع اومد ک چادور منو بکشه من دست ب دامان حضرت ابوالفضل(ع)شدم یک دفعه یه خانم مغازه دار از مغازش بیرون اومد منو نمی شناخت ولی موتوری رو می شناخت وقتی اون خانم رو دید فوری رفت و دیگه هم نیومد... من ایمان دارم ک ماها از ته قلب مون اگه از ائمه کمک بخواهیم اونا حتما کمک مون می کنن دست حق یارتون خدانگهدارتون
🍃...@Sofreyedel...🍃
#ارسالی_اعضا
👸🍃👸🍃👸🍃👸🍃
سلام امید وارم حال تک تک عضوای کانال خوب باشه..
من غزل هستم 16 سالمه و مجردم، از یه جایی از دنیا🌏
میخواستم با دوستان گلی ک فکرشون سمت خودکشی میره یا قبلا تجربه خودکشی داشتن و موفق ب از بین بردن خودشون نشدن(خداروشکر هم ک موفق نشدید) یکم حرف بزنم.
عزیزای من قبل از اینکه بحث باز کنم و حرف بزنم میخواستم بگم که درسته شونزذه سالمه و کم سن ولی تا دلت بخواد تجربه دارم پس متن و بخون عزیزم...
برای اونایی که فکرشون سمت خودکشی میره:
من قبلا خیلی فکرم سمت خودکشی میرفت و بار ها میخواستم دست به این گناهه کبیره بزنم ولی نتونستم..
دوستان میدونید خودکشی خودخواهیه ؟
میگن نباید ب کسی ک دست به خودکشی بزنه بگیم گناه کبیرس، حرف کاملا اشتباهیه به نظر من...
چون باید بدونه که این کار یه گناهه، باید بهش بگیم که اشکای مادرت بعد از تو دل هر ادمی و میلرزونه و پدرت کمرش میشکنه خواهر برادرت از رفتن تو نه تنها شکسته میشن بلکه کمبود محبت هم پیدا میکنن چرا؟ چون خونوادت بعد از تو نمیتونن زود به زندگی برگردن و برگشتنشون زمان بره از اینور داداش و ابجیت غم رفتن تو و غم شکسته شدن خونوادت و میخورن...
دوستات برای مدتها از درسشون حالا از زندگیشون عقب میفتن...
مردم حرف در میارن که دختر فلانی حتما هرزس ک اینکارو کرد با این حرفا سر داداش و پدرت خم میشه غرورشون خورد میشه
و مهم تر از همه ی این ها خدا..
میدونید خودکشی عرش خدارو میلرزونه؟
تو از این زندگی که مثلا راحت بشی میدونی ت آخرت چ بلایی سرت میاد؟( لطفا برید تو گوگل بزنید حتما بخونید تا از این گناهه کبیره بترسید)
بچه ها بشینید با خودتون فکر کنید...فکر کنید ممکنه چه چیز هایی سرتون بیاد یا سر اطرافیانت بیاد..
وابستگی خیلی بده و اگه کسی وابستتون بشع و شما دیگه نباشید نابود میشه...
بچه ها وقتی این افکار سمتتون میاد برید حداقلش یه صفحه قران بخونید.
یا برید جایی که اروم میشید یا با کسی که درکتون میکنه باهاش ارومید حرف بزنید..
دنیا هیچوقت به اخرش نرسیده ک ت بخوای ب همچین کاری دست بزنی..
با ارزوی موفقیت و سلامتی برای تک تکتون..
کرونا دور از شما باشه عزیزان..
برای حل شدن مشکلم و خوشبختی همه مسلمانان نفری دو صلوات بفرستید لطفا❄️💙
متاسفم که زیاد شد☺️♥️
یا حق♥️
💕@siasatzanane...💕
#خانومها_بخوانند
🔴بعضی از ماها، البته فقط بعضی هامون، نمیدونم چرا اینقدر بد اخلاقیم؟؟؟؟
✔️یه چیزی بگم؟
🔴میدونی چرا شوهرت بعد از کار دیر میاد خونه؟!
👈چون حوصله غر زدن و اخم تو رو نداره!😳
🔴میدونی چرا شوهرت بد دهن میشه و سگرمه هاش همیشه تو همه؟؟
‼چون انرژی مثبت از صورت خندان تو نمیگیره!😳😳😳
🔴میدونی چرا همش سردرد میشی و باید واسه خوابیدنم قرص ارام بخش بخوری؟؟؟
👈چون به جای لبخند همیشه اخم تو صورتته!!!😳😳😳
⁉قبول نداری بیا یه ازمایش با هم انجام بدیم.
🔴 از همین الان فقط ده دقیقه اخم کن! غیر ممکنه سردرد نشی!!
🔴 حالا یه دقیقه با صدای بلند بخند ( نترس کسی بهت نمیگه دیوونه!😐)
حالا ببین چه انرژی مثبتی وجودت رو میگیره.
پس از امروز تصمیم بگیر خوش اخلاق بشی.🙏
‼😊لبخند 😊اجباری شد
🍃...@Sofreyedel...🍃
#خانومها_بخوانند
✅تو لباس پوشیدنتون #تنوع داشته باشید👗👚👙
مثلا یه بار تیپ #دخترونه بزنید؛
#موهاتونو دوگوشی ببندید!
و...
یه بار تیپ #خانومانه تر..
✅آی خانومایی که همیشه ی خدا فقط #شلوار میپوشید تو خونه😁
یه وقتایی هم #دامن یا #پیرهن بپوشید...👗
#تیپ_مردونه رو بذارید واسه تنوع نه اینکه تیپ غالبتون باشه؛
#خانومه و #زنانگیش💃
✅لازم نیست لباستون گرون قیمت باشه؛
ولی لاااازمه "تمیز" و "مرتب" و "آراسته" باشه...
🔹تمیز باشه یعنی:
چند روز دائم یه لباس تنت نباشه،
با لباسی که #آشپزی میکنی شب نرو تو #بستر پیش شوهرت
🔹لباستون باید #آراسته باشه...
یعنی👈:وقتی #شوهرتون بهتون نگاه میکنه،چشمش #نوازش بشه...😍
🔹مرتب باشه یعنی: اتو داشته باشه و...
سعی کنید لباساتون همیشه با هم هماهنگ باشه،از نظر #رنگ و چیزهای دیگه...
✅همیشه سعی کنید یه گیرمویی، تلی، چیزی را با #لباستون ست کنید،
مثلا #لاک ست رنگ لباستون...💅
✅راستی یه سری به #کمد لباستون بزنید؛
چند دست لباس دارید؟
خیلی.....
درسته؟
پس چرا دائم یه دست لباس را میپوشید فقط؟
برنامه ریزی کنید روزی یه دست از لباساتونو بپوشید...
حتی #لباس_مجلسی ها رو..
چه #اشکالی داره؟؟؟
🍃...@Sofreyedel...🍃
#ارسالی_اعضا
سلام خسته نباشیدخدمت همه دست دنکاران کانال خانم گل فریبا هستم از همدان 35ساله منم 16سالم بودکه خاستگارکارمندوباسوادبرام اومدوپدرم چشم و گوش بسته شوهرم داد4ماه عقدبودم بودم تواین چهارماه کامل خانواده شوهرم شوهرم را شناختم اصلاخانواده خوبی نبودن وشوهرم بچه ننه بوداگه میخواست آب بخوره حتمابایدازمادرش اجازه میگرفت و خیلی حرفهای دیگه هرچی تودوران عقدالتماس پدرم روکردم که این شوهربه دردمند نمیخوره گوش نکردمیگفت توزیادی حساسی خلاصه رفتم سرزندگیم همش دعوابوداعصاب خوردی کتک خوردن تاالان که 18سال اززندگیم میگذره ویه بچه 16ساله دارم آقای ما درست نشدمن الان افسردگی گرفتم داغونم اصلاچندسال خواب ندارم تو به خداعزیزای دلم گول تحصیلات وشغل طرف ونخوریداگه حتی رفتیدسرزندگیتون ودیدیدطرف به در نمیخوره قاطعیت داشته باشیدوبرگردیداصلابه چیزدیگه فکرنکیدچون هیچ وقت ذات آدماعوض نمیشه
🍃...@Sofreyedel...🍃
🎀سیاست های زنانه🎀👠
#خانومانه
⭕️جملات مخرب
بعضی جملات هستن که وقتی گفته میشن، یه برداشت دیگه ای تو ذهن مخاطب ایجاد میکنه. انگار یه جور دیگه شنیده میشن!!
هیچ فرقی هم بین خانوم و آقا نداره.
چون روی صحبت ما با خانومهاست، مثالهای زیر آورده شده باید از بکار بردن این طور جملات اجتناب کنی وگرنه مطمئن باش امتیاز منفی میگیری
🔹بیان خانوم:
چرا نمی ایستی از یکی آدرس رو بپرسی؟
🔹شنیدن آقا:
تو حتی عُرضه ی پیدا کردن یه آدرس رو هم نداری!!
🔹بیان خانوم:
دوست دارم روابطمون بهتر باشه
🔹شنیدن آقا:
تو بلد نیستی چطور با من رفتار کنی؛ من اصلا خوشبخت نیستم
🔹بیان خانوم:
اگه نمیدونی چطوری اینکار رو انجام بدی، خب از فلانی بپرس
🔹شنیدن آقا:
تو داری اشتباه میکنی و به تنهایی از عهده ی کارهات برنمیای
از مجموع این طرز بیان خانوم، این برداشت برای آقا بوجود میاد که انگار دارن بهش میگن :
نمیشه به تو اعتماد کرد
❌و این خیلی خطرناکه
هم برای شما
هم برای همسرت
هم برای بچه هاتون
🍃...@Sofreyedel...🍃
#ایده_متن😻✨
از این جملات ساده اما پرتاثیر میتونید در رابطه با همسرتون ایده بگیرید:
(تو تماس های تلفنی ، تو پیامک ها ، تو یادداشت هایی که کنار خوراکی ها و... براش میذارید ، تو آینه نویسی هاتون و...)
❤️تو تحقق رویاهای منی،
❤️آغوش تو سرکوب هیاهوی جهان است،
❤️همه خستگیات به جونم،
❤️تنها حامی و تامین کننده منی،
❤️من مال توام هرکاری دوست داری با من بکن،
❤️همسر تو بودن عین خوشبختی ست،
❤️عجب پدری خواهی شد،
❤️جیبهایت پر از پول حلال رئیس خانه،
❤️تو بهترین لذت دنیایی واسه من،
❤️سایه پر مهرت تا همیشه رو زندگیمون مستدام باد،
❤️روز پربرکتی رابرات آرزو میکنم،
❤️چجوری خوبی های تو را جبران کنم،
❤️تا ابد مدیون دستان گرم و پر تلاشت هستم،
❤️زیر سایه مردونت جام امنه و خوشبختم،
❤️هر روز که میگذره پشتم به وجودت گرم تر میشه عشق من
❤️من قدر این همه زحمتی که برای زندگیمون میکشی را میدونم،
❤️خداراشکر که تورو دارم
🍃...@Sofreyedel...🍃
#ارسالی
سلام منم تا الان خواننده بودم الان میخوام تجربه خودم رو براتون بگم ....
من عاشق یه اقا پسری شدم هردومون عاشق هم بودیم روزای خیلی خوبی باهم داشتیم من داخل روستا زندگی میکنم منو اون با تلفن با هم در ارتباط بودیم خوب بود سه سال تمام میومد خاستگاریم ولی هیچ کس راضی به این ازدواج نبودن من خاستگار زیاد داشتم بعد از چند وقت یکی از اقوام پدرم اومد خاستگاری وهمه راضی بودن وقبول کردن بدون اینکه نظر منو بخوان منو به عقد اون اقا پسردر اوردن من سه سال عقدش بود داخل این سه سال نه من روز خش دیدم نه اون اقا پسر چون من هیچ حسی بهش نداشتم اون اقایی هم که من دوسش داشتم خانوادش مجبورشکردن و دامادش کردن من یکی از خواهرام طلاق گرفته اون بدبخت ۵ سال جون کند تا طلاقشو گرفتن منم مطمئن بودم هرکار بکنم طلاقمو نمیگیرن منم مجبور بودم زندگی کنم تا اینکه نامزدم اومد وگفت میخوادعروسیمون رو بگیره من وقتی شنیدم شدم یه دیوانه چون هنوز ذهنم پیش اون اقا پسر بود هنوز دوسش داشتم ولی گرفتن عروسیمو ولی از روزی که عروسیمو گرفتن فکر کردم خوشبختی اومده طرفم زندگیم روز به روزبهتر شد نامزدم یه ادم واقعااا خوب ومهربون بود من الان بعد از نه ماه زندگی واقعااا شوهرمو دوس دارم ولی نتونستم اون اقا پسرو فراموش کنم چون واقعا هنوز که هنوزه عاشقشم ولی دیگه اون فرستادم یه گوشه از قلبم تا دیگع نباشه چون زندگیم خوبه با اینکه من داخل عقد این همه بد کردم به شوهرم ولی اون یه بار به روم نیاورده من الان ۵ماه باردارم وشوهرمم خیلی خیلی خوشحاله
من واقعااا الان زندگی خوبی دارم وخداروشکر میکنم
🍃...@Sofreyedel...🍃
من ۲۶ و همسرجان ۲۸ سالشه.
💟من هروقت با اقایی #دعوا میشد، #قهر میکردم و جوابش رو نمیدادم. حتی نگاهشم نمیکردم. اوایل خیلی نازمو میکشید. بوسم میکرد اما بعد یه مدت اونم #لج میکرد.
یه شب که سر یه موضوع، #بحث شد. اقایی از خونه رفت بیرون. منم #عصبانی بودم اما با خودم شرط کردم وقتی اومد خونه، کش ندم.
برای همین تا صدای ماشینش رو شنیدم، سه تا صلوات فرستادم. رفتم پشت در. تا در رو باز کرد، پریدم بغلش و خودمو مثل بچه ها لوس کردم.🙃 اقایی هم از خدا خواسته بغلم کرد.🙈
💟یه شب که باز منو اقایی دعوا کردیم و من از دستش ناراحت بودم و اقایی مدام میگفت: گریه نکن. منم نمیتونستم.
خلاصه همسرجان خسته شد و خوابش برد. منم دیدم کلی گریه کردم الکی!🤪 مشکلمونم حل نشد.
قلم و کاغذ برداشتم و شروع کردم #نامه نوشتن برای خدا.😍
هرچی تو دلم بود، نوشتم. اما مخاطبم رو خدا قرار دادم. اول کلی خوبی نوشتم بعدم دلیل ناراحتیمو. اخر سرم از خدا خواستم زودتر اشتی کنیم و نامه رو گذاشتم یه جایی دم دست.
روز بعد که من خونه نبودم، اقایی نامه رو خونده بود، گل از گلش شکفت و پرید بغلم. کلی #معذرت خواهی و قربون صدقه.😊
منم تو دلم قند اب میشد که اخ جون! ایدم جواب داد.💃💃
🍃...@Sofreyedel...🍃