eitaa logo
ملک سلیمان
2.3هزار دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
7.5هزار ویدیو
39 فایل
اینجا با استفاده از آیات قرآن و احادیث و روایات معصومین و کلام بزرگان دینی یاد میگیری که چطوری حال دلت و، وضع مالیت خوب بشه👌 https://eitaa.com/joinchat/4132962888Ce54afeabfb تبلیغات شما پذیرفته میشود👇👇 https://eitaa.com/joinchat/4173332642Cacf0e5f1fb
مشاهده در ایتا
دانلود
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟢 جریان مکاشفه میرزای نائینی در مورد عنایت امام زمان (علیه السلام ) به ایران 🟡 ایران حاشیه امن منطقه در آشوب‌های آخر الزمان ❤️‍🩹 🌺🍃🌸🍃 🌤 🌺🍃🌸🍃 @Solomon110 🌸🍃🌺🍃
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
*منبر به این قشنگی کم گیر میاد تا آخر ببینید، اگه حال کردید صدقه جاریه، نشر آن هست*
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
[أقرَبُ ما یکونُ الفَرَجُ عندَ تضایُقِ الأمرِ..] 💢نزدیک‌ترین زمان به گشایش هنگامی‌ست که کار تنگ آید..! حضرت‌امیر‌عیله‌السلام ♻️بیا که کار جهان بی تو به تنگ آمده است..!! .. . 🌺🍃🌸🍃 🌤 🌺🍃🌸🍃 @Solomon110 🌸🍃🌺🍃
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. ❤️ ویژه علیه السلام السلام اِی ماهِ ماه خدا السلام اِی مهر جود و سخا السلام اِی آبروی جهان السلام اِی آرزوی رضا ✨میلاد جواد ابن الرضا حضرت جوادالائمه مبارک باد✨ ♥️♥️♥️♥️♥️
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#((دعای هرروز ماه مبارک رجب)) :الاستاد:سیدقاسم موسوی قهار #((التماس دعا)) ♥️♥️♥️♥️♥️
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیا دوست دارید که محبوب خداوند و بندگانش باشید؟ آیا دوست دارید که فقر و تنگ دستی از زندگیتان دور شود؟ و گره های کور زندگیتان باز شود؟ و از همه مهمتر این که آیا دوست دارید که در آخرت رفیق امیر مومنان علی علیه السلام باشید؟ اگر دوست دارید به این سعادت‌ های دنیا و آخرت برسید پس در شب جمعه سوره واقعه را تلاوت کنید... 🌺🍃🌸🍃 🌤 🌺🍃🌸🍃 @Solomon110 🌸🍃🌺🍃
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شفاعت مادر سادات بریده ای از برنامه زندگی پس از زندگی 🌺🍃🌸🍃 🌤 🌺🍃🌸🍃 @Solomon110 🌸🍃🌺🍃
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟢 چه عاشقانه هایی که به قیامت سپرده شد..... 🌺🍃🌸🍃 🌤 🌺🍃🌸🍃 @Solomon110 🌸🍃🌺🍃
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تلنگرانه دینداری هزینه داره.... بها داره.... راحت نیست... 🌺🍃🌸🍃 🌤 🌺🍃🌸🍃 @Solomon110 🌸🍃🌺🍃
دهنم دو کج کردم و حرف بابام رو تکرار کردم برو بابا بلا سرت میارم مرغ‍های آسمون به حالت گریه کنه طاهره از خونشون اومد بیرون و بهم نزدیک شد _سلام جواب دادم _سلام گره توابروش انداخت و بهم زل زد _دهنت چی شده؟ _بابام بهم لگد زد پخش اتاق شدم دهنم اینطوری شد _برای چی زد هر چی شده بود رو براش گفتم لبش رو گاز گرفت _بابات چقدر بد بینه حالا خوبه تو از اون دخترهای قِرتی نیستی سری تکون دادم _بابام فکر میکنه من به خاطر بد اخلاقی ها و بد دهنی اون که چادر سر میکنم و نماز میخونم ولی هر وقت شده باشه بهش میگم من اگر اعتقادی دارم اصلا به خاطر تربیت تو نیست اولاً که خودم دوست دارم بعدم هر چی یاد گرفتم از مامانِ طاهره نفس عمیقی کشید _بابات کلا بد اخلاقِ یا با تو اینقدر بد رفتارِ _اخلاقش که خوب نیست ولی با من از همه بدتره _ازش پرسیدی چرا؟ _اصلا رقبت حرف زدن باهاش رو ندارم _عه زهره گناه میکنی‌ها هینی کردم _اون گناه نمیکنه به من که دخترشم تهمت میزنه آبروم رو میبره بعدم با لگد پرتم میکنه وسط اتاق که دهنم اینطوری بشه. _کار بابات که خوب نیست ولی تو هم حق بی احترامی نداری ایشی کردم _میشه بحث رو عوض کنی _باشه، چرا آبجی‌هات نمیان _نمی دونم بزار صداشون کنم رو کردم تو حیاط _منصوره، منیره زود باشید دیر شد در اتاق باز شد هر دوشون اومدن بیرون کفش پوشیدن و نزدیکم شدن منصوره دو تا لقمه گرفت سمتم _بیا مامان داد گفت بهت بگم حتما بخوری چون دیشبم شام نخوردی یه وقت زخم معده میگیری لبخند پنهانی زدم و زیر لب زمزمه کردم _ایکاش بابا کمی از مهربونی‌های مامان رو یاد بگیره..‌. کپی حرام⛔️
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👤 🌕 کار برای امام زمان 🌺🍃🌸🍃 🌤 🌺🍃🌸🍃 @Solomon110 🌸🍃🌺🍃
راه افتادیم به سمت مدرسه منیره رفت مدرسه ابتدایی ما هم اومدیم مدرسه راهنمایی. ریحانه تا من رو دید دست تکون داد و اومد سمتم بعد از سلام وعلیک آروم لب‌خونی کرد _یه کار واجب باهت دارم از طاهره و منصوره جدا شدم با ریحانه اومدیم کنار دیوار کنجکاو پرسیدم _بگو چیکار داری؟ رضا گفت که بهت بگم میخواد ببینت ابرو دادم بالا با تعجب دستم رو گذاشتم روی سینه‌م _من رو ببینه؟ _آره خودش گفت که امروز بهت بگم قلبم شروع کرد به زدن _کجا میخواد من رو ببینه؟ _گفت تو به زهره بگو که رضا میخواد ببینتت اگر قبول کرد جاش رو بعدن میگم مکثی کردم و گفتم _میدونی چی میخواد بگه ازش پرسیدم جواب داد. یه حرف خیلی مهمی که به آیندمون مربوط میشه، همین رو گفت _والا چی بگم ریحانه دهن من رو ببین نگاهی به صورتم انداخت ناراحت پرسید _ای واااای چی شده؟ همه چی رو بهش گفتم لبش رو گاز گرفت _خدا رو شکر که دندونهات نشکست خب الان اگر بابام بفهمه ایندفعه میکشم _رضا حواسش هست نگران نباش _نمیدونم چی بگم چرا بدون چون باید جوابت رو به رضا بگم فکری کردم و جواب دادم _به داداشت بگو باشه، فقط تو رو خدا یه کاری کن که بابام نفهمه انگشتم رو گرفتم سمتش _ببین من تنهایی نمیام‌ها تو هم باید باشی _باشه به رضا میگم اگر قبول کرد منم میام _نه اگر قبول نکرد که تو باشی منم نمیام _باشه شرطت رو هم بهش میگم حالا بیا بریم الان بچه‌ها شک میکنن که ما اینجا داریم چی میگیم... کپی حرام⛔️