eitaa logo
سوز و ساز | مجتبی حاجی پور
1.3هزار دنبال‌کننده
317 عکس
166 ویدیو
2 فایل
•{﷽}• اینجا مطالبی رو از خودم و دیگران براتون به اشتراک میذارم. امیدوارم به دردتون بخوره. 🌹 اگه کاری داشتید، درخدمتم | @SoozosazAdmin
مشاهده در ایتا
دانلود
🏳️ سالروز #فتح_خیبر به دست #امیرالمؤمنین_علی علیه السلام، مبارک به یاد #شهید_مهدی_لطفی که به دست رژیم منحوس اسرائیلی در سوریه به شهادت رسید. 🔺شهیدی که دوست داشت اگر می جنگد با صهیونیست ها بجنگد، و اگر هم کُشته می شود به دست صهیونیست ها کُشته شود. نظر به ساعت خود کرد و نقشه در سر داشت تبر به دوش کسی از نوادگان خلیل چقدر مانده از این بیست و پنج ساله مگر که محو گردد از عالم نشان اسرائیل با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
علیه السلام 🔺بمناسبت فتح خیبر حیدری ام تا ابد از راه حق دم میزنم بر عقیقم نام زهرا نقش خاتم میزنم اذن مهدی میرسد آن روز با یک یا علی بیرق سبز علی بر کل عالم میزنم میشود از همت ما نام حیدر منجلی یالثارات الحسین است رایت دوش ولی لحظه موعود حزب الاهیانِ عالم است مسجد الاقصی نماز حضرت سیدعلی ذوالفقار خشم حیدر را به یاد خود بیار خاطرات فتح و خیبر را به یاد خود بیار انقدر از گنبد آهن که داری دم مزن ماجرای کندن دَر را به یاد خود بیار نعره تکبیر ما و روز مرگ تو یهود مرگ بر آل خلیفه، مرگ بر آل صعود تا به حِیفا و تل آویو بُرد موشک های ماست می درد یک نعره ما از وجودت تار و پود شاعران/ معین بهاری، امیرعلی شریفی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
Havvel Halana.mp3
497K
🎵نماهنگ #مناجات_با_خدا #سینه_زنی_امام_حسین علیه السلام #سینه_زنی_امام_رضا علیه السلام #سینه_زنی_امیرالمؤمنین علیه السلام 🔺هیئتی/ زمزمه یا مقلب القلوب / بنده ی روسیاه منم یا مقلب القلوب / با چه رویی دَر بزنم 🔸این آخرسالی / حسابامو خودت درس کن خطاهامو خودت درس کن / ای خدا 🔹سال جدید همه دارن می رن سفر اما من آرزومه کربلا برم سالمو با امام حسین شروع کنم بهترینا رو تو برام بزن رقم حول حالنا، بطلبم کربلا... یا مقلب القلوب / رومو نمی زنی زمین یا مقلب القلوب / اشکه رو گونمو ببین 🔸این آخرسالی / با امید اومدم نشستم اومدم تا بگیری دستم / ای خدا 🔹اگه نشد که لحظه ی شروع سال حرم کربلا یا سامرا باشم راضیه این دلم به حکمتت خدا پس لااقل پیش امام رضا باشم حول حالنا، بطلبم یا رضا... یا مقلب القلوب / نام علی رو دوس دارم یا مقلب القلوب / سر رو ضریحش میزارم 🔸این آخرسالی/ حال و روزم رو پر شعف کن منو دلداده ی نجف کن/ ای خدا 🔹علی علی اجابته دعای من علی علیه رو لبای فاطمه همه ی دین ولایته علی و بس علی علیه ذکر شاه علقمه حول حالنا، شیر خدا، مرتضی... شعر و سبک/ سیدامیر میرعظیمی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
عجل الله فرجه الشریف دارد بهار میرسد اما بدون تو دارد بهار میشود آقا بدون تو بار دگر بهار و هیاهوی تازگی بار دگر شکفتن گل ها بدون تو سال گذشته لحظه ی تحویل سال نو گفتم چه سود شادی دنیا بدون تو می بارم از فراق تو اما گذشته است یک سال از آن قضیه و حالا بدون تو- عمرم تباه میشود این گوشه از غمت بر این حیات غم زده مرگا بدون تو باید دمی به حال دل من نظر کنی حالی نمانده سینه ی من را بدون تو حالم خراب میشود اینجا بدون عشق حالم خراب میشود اینجا بدون تو... شاعر/ حسین رضاییان با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
عجل الله فرجه الشریف افزوده شد بر غیبتت یک سال دیگر هم بد می‌شود هر سالِ بی تو؛ بلکه بدتر هم شد کاسه‌های صبرمان لبریز از غصه از شعرهای گریه‌دار هجر، دفتر هم خسته شدیم از رنج، از تبعیض، از غارت کی می‌زنی پس این بساط ظلم را برهم؟! سینه زدیم از ماتم ارباب هر شب را از داغ هجران تو کوبیدیم، بر سر هم شرمنده‌ایم آقا که بین این همه نوکر حتی نداری یار و یک ناچیز لشکر هم تو در کنار مایی و هستیم نابینا گفتی انا المظلوم، نشنیدیم، پس کر هم هر چند، گاهی بیخیال روز موعودیم اما تمام ترس‌مان این است، آخر هم... گویند: که در آرزوی دیدن رویت... مُردند از هجران تو یک قومِ دیگر هم شاعر/ رضا قاسمی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
🏴 شهادت #امام_کاظم علیه السلام، تسلیت عمری زدیم از دل صدا باب الحوائج را خواندیم بعد از ربنا باب الحوائج را روزی ما کرده خدا باب الحوائج را از ما نگیرد کاش "یا باب الحوائج" را «هرکس صدایش کرد بیچاره نخواهد شد کارش به یک مو هم رسد پاره نخواهد شد» شاعر/ محسن عرب خالقی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
کاظم علیه السلام 🔺رباعی موسایی و صد جلوه به هر طور کنی هر جا گذری، حکایت از نور کنی تو باب حوائجی و ما حاجتمند ما را نکند ز درگهت دور کنی شاعر/ سیدمحمد رستگار ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ چون سرو همیشه راست‌قامت بودی معنای شرافت و شهامت بودی در بهت سکوت و ظلم هارون، عمری فریاد رسای استقامت بودی شاعر/ سیدهاشم وفایی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شب تا سحر از عشق خدا می‌سوزی ای شمع! چقدر بی‌صدا می‌سوزی یک روز دلت هوایی معصومه‌ست یک روز ز دوری رضا می‌سوزی شاعر/ عباس شاه‌زیدی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
علیه السلام روایت است که هارون به دجله کاخی ساخت به وجد و عشرت و شادی خویشتن پرداخت مغنّیان خوش‌آواز و مطربان، در آن به گِرد مَسند او پای‌کوب و دست‌افشان... بگفت تا که بیاید ابوالعطا به حضور به شعر ناب فزاید بر آن نشاط و سرور ابوالعطاء که بر شعر و شاعریش درود ز بی‌وفایی دنیا زبان به نظم گشود ز مرگ و قبر و قیامت سرود اشعاری که اشک دیدۀ هارون ز چهره شد جاری چنان به محفل مستان به هوشیاری خواند که شعر او تن هارون مست را لرزاند زبان گشود به تحسین، که ای بلند‌مقام! کلام نغز تو شعر و شعور بود و پیام خلیفه را سخنان تو داد آگاهی ز ما بگو صلۀ شعر خود چه می‌خواهی بگفت گنج و درم بر تو باد ارزانی مرا به حبس بود یک امام زندانی مراست یار عزیزی چهارده سال است گهی به حبس و گهی گوشۀ سیه‌چال است ضعیف گشته به زیر شکنجه‌ها تن او بُوَد جراحت زنجیرها به گردن او من از تو هیچ نخواهم مقام و مکنت و زر به غیر حکم رهایی موسی جعفر چو یافت خواهش آن شاعر توانا را نوشت حکم رهایی نجل زهرا را نوشته را به همان شاعر گرامی داد بگفت صبح، امام تو می‌شود آزاد ابوالعطاء ز شادی نخفت آن شب را گشوده بود به شکرانه تا سحر لب را بدین امید کز او قلب فاطمه شاد است به وقت صبح، عزیزش ز حبس آزاد است علی الصباح روان شد به جانب زندان لبش به خنده و چشمش ز شوق اشک‌افشان اشاره کرد به سندی که طبق این فرمان عزیز ختم رسل را رها کن از زندان به خنده سندی شاهک جواب او را داد که غم مدار امامت شود ز حبس آزاد ابوالعطاء نگاهش به جانب در بود در انتظار عزیز دل پیمبر بود که در گشوده شد و شد برون چهار نفر به دوششان بدنی بود روی تختۀ در هزار جان گرامی فدای آن پیکر که بود پیکر مجروح موسی جعفر گشوده بود ستم پیشه‌ای به طعنه زبان که هست این بدن آن امام رافضیان امام، موسی جعفر که جان فدای تنش اگر چهار نفر شد مشیّع بدنش مشیّعین تن پاک یوسف زهرا شدند ده تن، هنگام ظهر عاشورا به اسب‌ها ز ره کینه نعل تازه زدند چه زخم‌ها که دوباره بر آن جنازه زدند چنان ز کینه عدو اسب بر تن او تاخت که در میانۀ مقتل سکینه‌اش نشناخت... شاعر/ غلامرضا سازگار با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
علیه السلام ای بنای حرم عدل و امان را بانی ای ز انوارِ تو، آفاق همه نورانی ای تو در مکرمت و جود، نبی را مانند ای تو در منزلت و قدر، علی را ثانی... آن جمال ملکوتی که تو داری، به مَلَک، از تماشای رُخت دست دهد حیرانی... تویی آن نوح، که خود روح نجاتی هر گاه گیتی از سیل حوادث بشود توفانی گردش چشم تو و گردش افلاک یکی‌ست نکند چرخ ز فرمان تو نافرمانی که گمان داشت که با آن همه تشريف و جلال یوسف فاطمه یک عمر شود زندانی؟ آب شد شمع وجود تو و خون شد جگرت آه از ظلمت زندان و شب ظلمانی از هجوم غم و اندوه به تنگ آمده بود روح قدسی تو در کالبد انسانی جان فدایت که به يک عطف نظر زنده کنی در دل و جان جهان عاطفۀ عرفانی از لب لعل تو، انوار هدایت جاری‌ست ای سحاب کرمت، در همه‌جا بارانی ای کلامُ اللَّه ناطق که تو را می‌خوانند شجر طیبه در معرفت قرآنی حبس و تبعید به فتوای تو محبوب‌تر است، از قبول ستم و سلطۀ بی‌ایمانی بر در قاضی حاجات مناجات‌کنان عرض حاجت بری ای سجدۀ تو طولانی آفتابی و سفر می‌کنی از شرق به غرب عجب از صبر تو در سایۀ سرگردانی... اهرمن گرچه بسی بهر فنایت کوشید حاش لِلَّه که شود جلوۀ یزدان، فانی شاهد مکتب توحیدی و در راه هدف بِاَبی اَنت و اُمّی که شدی قربانی روح و ریحان حریم تو دل از دستم برد باز ممنونم از آن رایحۀ روحانی تا مرا رخصت پابوس تو پیدا نشود منم و دست و گریبان غمی پنهانی... «گر چه دوريم به یاد تو سخن می‌گوییم بُعد منزل نبود در سفر روحانی» با تولّای تو، تا گلبن طبعم گل کرد عوض گریه کند دیده گلاب‌افشانی... چه بخواهم که تو خود حال مرا می‌بینی چه بگویم که تو خود درد مرا می‌دانی شاعر/ محمدجواد غفورزاده با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
علیه السلام چشم‌هایت اگرچه طوفانی قلبت اما صبور و آرام است شوق پرواز در دلت جاری‌ست شبِ اندوه رو به اتمام است روح تو آنقَدَر سبکبار است که اسیر قفس نخواهد شد لحظه‌ای با مظاهرِ دنیا همدم و همنفس نخواهد شد کور خوانده کسی که می‌خواهد بسته بیند شکوه بالت را چشم اگر وا کنند می‌بینند جبروت تو را، جلالت را چه غم از اینکه گوشۀ زندان شب و روزش کبود و ظلمانی‌ست در کنار فروغ چشمانت جلوۀ آفتاب پیدا نیست راوی اوج غربت و درد است آه و أمّن یجیب تو هر روز گریه در گریه: «رَبِّ خَلِّصنِی» ندبه‌های غریب تو هر روز از تمام صحیفۀ عمرت آه چند آیه‌ای به جا مانده شمع چشم تو رو به خاموشی‌ست از تنت سایه‌ای به جا مانده چه به روز دل تو می‌آورد کینۀ قاتل یهودی که... بر تن خستۀ تو گل می‌کرد آنقدَر سرخی و کبودی که... میله‌های کبود این زندان شب آخر، شده عصای تو زخم زنجیرها شده کاری رفته از دست، ساق پای تو پیکرت روی تکه‌ای تخته! غربت تو چقدر دلگیر است راوی روضه‌های بی‌کسی‌ات ناله‌های کبود زنجیر است شیعیان تو آمدند آن روز پیکرت روی دست‌ها گم شد آه اما غروب عاشورا بدنی زیر دست و پا گم شد... شاعر/ یوسف رحیمی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
علیه السلام حس می‌شود همواره عطر ربنا از تو آکنده شد زندان هارون از خدا از تو در پهنۀ سجاده، ای خورشید عالم‌تاب! انگار که چیزی نمانده جز عبا از تو افطار شد -خورشید آمد خاکبوسی کرد- لب‌تشنه‌ای و می‌ترواد کربلا از تو... هرقدر دشنامت دهد هرچه بیازارد پاسخ نمی‌گیرد نگهبان جز دعا از تو حتی شده دلبسته‌ات هر حلقۀ زنجیر آن‌گونه که آسان نخواهد شد جدا از تو زندانی دنیا شدم، مولا دعایم کن! باب الحوائج خواستم تنها تو را از تو شاعر/ حسین عباس‌پور با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |
علیه السلام عجب فضائل عرشی، عجب کمالی داشت چه قدر و منزلت و جلوۀ جلالی داشت به پیش پرتو خورشید، تیر‌گی محو است سپیده را چه غمی گر سیاه‌چالی داشت کجاست گر که عبایی از او فقط باقی‌ست میان شور مناجات خود چه حالی داشت نگشت مانع پرواز او غل و زنجیر برای سیر و سلوکش همیشه بالی داشت چراغ خلوت او بود ذکر یا قدوس که آن حقیقت روشن دل زلالی داشت نبود غافل از اندیشۀ خداجویی به قدر فرصت گل‌ها اگر مجالی داشت به گردنی که نشد خم، به پیش ظلم و ستم ز باغ سرخ شهادت عجب مدالی داشت تمام زندگی او قیام بود و جهاد چه روزهای عزیزی، چه ماه و سالی داشت از آن دعا که به لب داشت در شب هجران امید روشنی و مژدۀ وصالی داشت... شاعر/ سیدهاشم وفایی با "سوز و ساز" همراه باشید: | https://eitaa.com/Soozosaz |