شعر زیبای منی، آرایه میخواهم چه کار
من که مومن بر تو هستم، آیه میخواهم چه کار
نوشتی بی تو میمیرم، خرابت میشوم عمری
خلافِ آنچه میگفتی، ببین حالا چه آبادی
نگرانم که به تو هدیه کنم شعرم را ؛
و تو آن را به کسی وای ! ولش کن اصلا...
.قهوه میریزم برایت نیستی آن سوی میز
هی شکر میریزم و تلخ است جای خالی ات!
هر سه بی همنفس و خسته دل و تنهاییم
من و این کوچه و باران چه به هم می آییم...
او میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم میرود
- سعدی