جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است
هزار بار من این نکته کردهام تحقیق
- حافظ
از قیامت همه ترسند و من آنجا شادم،
به امیدی که در آن معرکه دیداری هست.
- مکرماصفهانی
گُفت که با بال و پَری من پر و بالَت ندهم؛
در هَوس بال و پرش بیپَر و پرکَنده شدم...
صَد طبیب آمد،ندانست دردِ این شوریدهدل
کیستی تا آمدی ، صَد درد ما، درمان بِشُد؟
غمِ ویرانیِ خود را به چه تشبیه کُنم؟
فرض کن کوهِ شنی طَعنهی طوفان خورده..
- چنان وامانده شد واژه، برای شرحِ حالِ من
که دیـگر وصفِ حـالم را عبارت برنمیدارد . .