من به قربان خدا چون که مرا غمگین دید
بهر خوشحالیِ من ، در دلم انداخت تو را :)
گفت تا امروز، دیدی من دلی را بشکنم؛
بغض کردم، خود خوری کردم نگفتم بارها...
نمیدانم چه رازی خفته در چشمان زیبایت
که عاقل سمت چشمت میرود ، دیوانه میآید ...
مسلمـان کـردهای مـن را ، خـودت این را نمیدانی
تـو با آوای چشمانـت ، مـوذن زاده میخـوانی.