زانوی غمم خوب مرا خوب بغل کن
من جمله درم خوب به دیوار نظر کن
از این جگر سوخت تن اشک نیامد
بر مرگ منم مهر و فتوای دگر کن
دو چشمت از عسل لبریز و لبهایت شکر دارد
بیا، هرچند میگویند،شیرینی ضرر دارد..
شده آیا ته یک شعر ترک برداری ؟
من پریشانتر از آنم که تو میپنداری :)
ساغرِ مِی بر کَفَم نِه تا ز بَر
بَرکَشَم این دلقِ اَزرَقفام را
گرچه بدنامیست نزد عاقلان
ما نمیخواهیم ننگ و نام را
خندههایم دید و گفتا فارغی گویا ز غم
گفتمش ما درد را با خنده کتمان میکنیم ...