eitaa logo
آوای قلم
253 دنبال‌کننده
136 عکس
13 ویدیو
1 فایل
...به‌نامِ‌خالقِ زیبایی‌ها... آوا‌ی‌ِ ماندگارِ قلم‌ بر جسم و روحِ کاغذ‌... آوایی که شنیدنی و گوش‌نوازست... و من برایِ شنیده‌شدنش، اینجا را برگزیدم... <<<خوش‌آمدید به کلبه‌ی‌ آوایِ قلم>>>
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام سادات با حال و هوای الانمان و مراسم تشییع پیکر رهبر شهیدمان در این روزا ، با کنکور چ می‌کنی ؟ درس میخونی؟ -------------------------------------- سلام و نور 🌱 جونم برات بگه که این چند روز بابت شرکت نکردن در تشییع آقا‌جان بسی حسرت خوردم و اشک ریختم... در کنار این گریه ها هم؛ برخی صحبت ها و توصیه‌های آقا رو خوندم و باید بگم که تو این چند روز همین صحبت‌های آقا، نجاتم دادند... مثلاً یکی از صحبت هاشون درباره درس‌خوندن... به نظرم اگه اینقدر که میگیم عاشقِ آقاییم پس باید توصیه‌هاشون رو عملی کنیم... :)
پس کی کلاس تواشیح میزارین خودتون‌ 🥲😩 -------------------------------------- به به کیف میکنم اسمِ تواشیح رو بین ناشناس‌ها می‌بینم.... ان شاءالله، ان شاءالله بعد از کنکورم که میشه شهریور احتمالاً
سلام حال شما احوال شما ؟! ------------------------------------- سلامٌ علیکم خوبیم الحمدالله :) شما هم خوبین ان شاءالله؟!
یه حرف از ته دل گاهی آدمایی که یه زمانی برامون مهم بودن کم کم ازمون فاصله می گیرن شاید خودشون هم متوجه نشن.کاش یه لحظه فکر کنی نکنه ناخواسته کسی رو که همیشه کنارت بوده ، این روزا تنها گذاشتی بعضی وقتا بی‌توجهی بیشتر از هر چیزی ناراحتشون می‌کنه، حتی اگه هیچ‌وقت به زبون نیارن یه نفر امروز خیلی ناراحته ازت چون به عنوان رفیق خیلی دوسِت داره -------------------------------------- سلام سلام حینِ خوندنِ پیام‌تون، اومدم هزاران استدلال و منطق به کار ببرم که بگم نه من همچنین کاری نکردم؛ تقصیر من نبوده و .... ولی دیدم باید بپذیرم کار اشتباهی که به قولی ناخواسته انجامش دادم... یه مطلبی که شاید به این موضوع ربط داشته باشه اینه که: من از سوءتفاهم و برداشت بدِ دیگران فراریم... و همین موضوع باعث میشه کلماتی که استفاده میکنم؛ حرف‌هایی که میزنم رو با خودم مرور کنم، بعد به زبون بیارم؛ حتی در‌برخوردِ با خانواده‌ام هم همینم... این مغزِ پر از افکارِ من بیشترِ اوقات خسته میشه از این روند، و همونجا تصمیم میگیره دور بشه از آدما... و باید بگم این موضوع احتمالا برا چند نفر دیگه هم باعثِ کدورت شده... در کل من بابتِ تمامِ ناراحتی‌های پیش‌آمده، معذرت می‌خوام... برخی اوقات، برخی رفتار‌ها، دستِ خودِ آدم نیست... دوست داشتی بیا داخل ناشناس بیشتر باهم صحبت کنیم... خیلی خوشحال میشم...
سلام سادات من حال دلت چطوره؟ من هم رشته ام انسانیه و دهم هستم میخوام از شمایی که دلی پر از الطاف و روحی پرتلاش داری بپرسم از قلم شما دوست دارم بشنوم طریقت جمع بندی دهم و پیشخوانی یازدهم اخه میدونی چیه از هرکی که میخوام جویای بهترین روش ها بشم برای شکست دادن غول کنکور چیزایی میگن که برای من بالا پایینی داره و جز حرفای گنگ نیست خوشحال میشم اینبار شما برام بیان کنید که موفقیت در شکست این آقا غوله کجاست ----------------------------------------- سلام و درود حالِ دلمون هم خوبه ان شاءالله عزیزدلی؛ نظر لطفته... موفق باشی ان شاءالله ببین عزیزم؛ اینو همین اول بگم که هیچ آدمی تو این کره‌ی خاکی مثل دیگری نیست و نمی‌تونه مثل دیگری عمل کنه... هرکسی ظرفیتِ خودشو داره و بر اساس اون هم می‌تونه عمل کنه... اول تو باید به این باور برسی تا بتونی خودت برای خودت یه برنامه شخصی سازی شده بنویسی که مطابق با ظرفیتت باشه... و دقیقا شکستِ کنکور از همین‌جا شروع میشه... ظرفیتِ خودت رو بشناسو ببین چقدر در روز میتونی مطالعه مفید داشته باشی؛ در کنار این مطالعه یه سرگرمی مثل کتاب خوندن هم برا خودت ایجاد کن تا همین برات انگیزه بشه.... دهم رو که شما خوندی برا نوبت دومت اگر هم برخی درس ها رو براتون حذف کرده بودند؛ الآن باید طبق اون ظرفیتت برنامه ریزی کنی؛ خرد خرد بخونی... فقط حواست باشه بعد از خوندن و مرور کردن؛ حدودا ۱۵ الی ۲۰ تا تستِ آموزشی از اون مطلب بزنی... اگر برا پیشخوانی یازدهم اصرار داری؛ به نظرم از درس های تخصصی رشته‌ات شروع کن فنون و عربی و فلسفه رو بزار تو اولویتت... و از درسنامه های کتاب‌های جامع و یا فیلم‌های آموزشی یا کلاس های پیشخوانی، استفاده کن سوال دیگه‌ای بود داخل ناشناس یا پی‌وی بپرس؛ در حدِ دانایی‌هام جواب میدم... :)
سلام سید جونم خوبی چه خبر اوضاع خوبه دلمون برات یه ذره شده ------------------------------------- سلام عزیزدل خداروشکر؛ میگذره.... به‌به ؛ مشتاق دیدار :)
روزی چند ساعت درس میخونی؟ آمادگی برا نهایی ها داری؟ ------------------------------------ سلام.... خدایی برا سوال اولتون هیچ جوابی ندارم... چون ساعت مطالعه من نوسانات زیاد داره؛ گاهی زیاده گاهی هم کم گاهی هم هیچی... تازگی ها هم برا اینکه خودمو درگیر ساعت مطالعه ام نکنم و حرص نخورم؛ اصلا زمان نمی‌گیرم و فقط سعی میکنم پارت های برنامه‌ریزی شده‌ی‌ اون روزم رو تموم کنم... برا سوال دوم هم باید بگم هم آری هم خیر...
التماس دعا ---------------------- محتاجیم به دعا... دعا باید دو طرفه باشه من برا شما و شما هم برا من :)
سختی هایِ زندگیمون، ترکیبی از فرصت‌ها و محدودیت‌هایی هست که برامون به وجود میاره.... حالا اینکه چرا ما فقط به محدودیت‌هاش نگاه میکنیم؛ خودش جایِ فکر داره.... در رابط این میخواستم صحبت کنم.... چرابه محدودیت هاش نگاه میکنی؟ چون محدویت هاش بیشتره و بیشتر چشم میاد. و فرصت هاش کمتر هست وتکراری😢..... ولی محدودیت ها هر بار آبدیت میشن.... متاسفانه... منو میشناسی همونی که خیلی پیشت مشاوره اومده..... من نزدیکتم..... ------------------------------------ سلام سلام به به از رفقای آشنا... همین دیگه... گفته بودم جایِ فکر داره... ببین عزیزم؛ ماها انقدر به محدودیت ها توجه کردیم که افتادیم رو دورِ تکرار... بخوام واضح تر بگم ؛ چطور میشه محدودیت ها به چشم‌مون تکراری نمیان؟! چرا فرصت‌ها به نظرمون جورواجور و متفاوت نیست؟! چون تمامِ فکر و ذهنمون صرف توجه به محدودیت‌ها میشه... طبیعی هم هست‌ها... همه همینیم... و دقیقا همه همینطوری ناامیدی رو بغل کردیم و یه ذره تلاش هم نمی‌کنیم... اصلا شده بهانه‌مون... تلاش نمی‌کنیم چون فلان سختی‌ای جلو راهمون رو گرفته... اصلا همین محدودیت برا رشد دادنِ ماهاست... برا به دست‌آوردنِ تجربه اس... الان همین شد یه فرصت... وقتی نیمه‌ی‌ خالی لیوان رو میبینیم باید از یه زاویه دیگه به نیمه پرِ لیوان هم توجه کنیم... :) خدا هم گفته که من بنده‌ام رو داخل سختی قرار دادم... چرا؟! چون رشد کنه... الان همین ایران خودمون؛ سختی جنگ رو داره تحمل می‌کنه... بشینه به محدودیت‌هاش فکر کنه ؟! در حالی که در همین سختی، فرصتی هست که اگه ازش درست استفاده بشه؛ میشه باهاش حرف اول رو تو منطقه زد...‌ و برخی اوقات هم هست؛ یه نعمتی که داشتی و بهش توجه نمی‌کردی بین همین سختی‌ها نمایان میشه؛ درست عینِ تنگه هرمز برا ایران.... :)
سلام عشقم شب ها بیا موکب ------------------------- سلام سلام به‌به از رفقای موکب... ان شاءالله چشم... :)
سلام سادات واقعا متن هات جالبه ادم حال میکنه میخونه ---------------------------------- سلام و لبخند نظرِ لطفته عزیزم خداروشکر.... :)
سلام سادات قشنگم انشالله که در تمام مراحل زندگیت موفق باشی.. انگیزه برای درس خونده چجوریه؟؟ اصلا چجوری درس میخونی و ساعت ها پشت میز نشینی کمر درد و پا درد نمی‌گیری ؟ بعد اتاق جدا داری که آنقدر درس میخونی؟بیشتر چه تایمی درس میخونی؟ -------------------------------- سلام عزیزم ممنونم از دعای خیرت من قبلا فکر میکردم اول باید انگیزه داشته باشی تا بتونی درس بخونی... و خداروشکر الان متوجه شدم کاملا در اشتباه بودم... انگیزه‌ی درس خوندن با شروع کردن ایجاد میشه... درس خوندن رو که شروع می‌کنی ؛ مدام میخوای این مبحث رو تموم کنی... همون حس، انگیزه اس... ولی بگما برخی عوامل هم هست که این انگیزه رو تشدید میکنن مثل درنظر گرفتن یه جایزه برا خودت وقتی به برنامه‌ات برسی... من یه دوره ای یکی از کتابهای مورد علاقه ام رو میذاشتم کنارِ دستم و میگفتم باید این مطلب رو تموم کنم اونوقت ده دقیقه کتاب میخونم... و همین انگیزه‌ام بود... متاسفانه من یه عادت خیلی بد برا درس خوندن دارم و این رو اصلا اصلا توصیه نمیکنم به کسی، اونم اینه که علارغم داشتن اتاق، اصلا داخل اتاق و پشت میز و صندلی درس نمی‌خونم... راه میرم و کتاب به دست، بلند بلند درس میخونم و خب این به شدت بده... انرژی زیادی از آدم میگیره... اگرم کسی هست که مثل منه؛ خواهشاً سعی کنه روش درس خوندنش رو اصلاح کنه... :) قبلا هم گفتم من از شب درس خوندن متنفرم و سعی میکنم از صبح و ظهر استفاده کنم... اینم بگم که بر خلاف تصوراتتون من اصلا ادمِ زیاد درس بخونی نیستم... به اندازه :)