"بهارے"
اسنپ گرفتم برم خونه داداشم،اقا اسنپی ازم پرسید با اهنگ مشکل ندارید؟گفتم نه
بعد اهنگ زو گذاشت چند دقیقه بعد شروع کرد به گفتن خاطراتشو اینا بعد من اینجوری بودم که اقا چی میگی؟من مگه ضبط صوتم خاطراتم که برا من تعریف میکنی،در آخر میخواستم بگم کاشکی ساکت شی مخم رفت.
یک ربع تو راه بودم کلشو حرف زد، رسیدیم میخواستم پیاده شم گفت بزار اینو بگم،گفتم اقا ول میکنی؟من عجله دارم.