eitaa logo
تماشاگه راز
289 دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.5هزار ویدیو
20 فایل
اینجاپاتوق 👇🏻 شعر قطعات لطیف ادبی عکس نوشته ها طنز های اجتماعی و اندکی موسیقی فاخر است اگه دوست داشتید مطالب ما رو با لینک کانال منتقل کنید ! از همکاری شما صمیمانه ممنونم✍🏻🍒✍🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
پیردردی کش ماگرچه ندارد زروزور خوش خطا بخش وخطاپوش خدایی دارد @TAMASHAGAH
۲۰ مهر ۱۴۰۲
نقلست که شبلی گفت: منصور را بخواب دیدم گفتم: خدای تعالی با این قوم چه کرد ؟! گفت: بر هر دو گروه رحمت کرد آنکه بر من شفقت کرد مرا بدانست و آنکه عداوت کرد مرا ندانست، از بهر حق عداوت کرد. بایشان رحمت کرد که هر دو معذور بودند. جماعت مریدان گفتند: چه گوئی در ما که مریدانیم و اینها که منکرند و ترا به سنگ خواهند زد . گفت: ایشان را دو ثواب است و شما را یکی. از آنکه شما را بمن ظنی بیش نیست و ایشان از قوت توحید به صلابت شریعت می‌جنبند و در شرع اصل بود و ظن فرع. الاولیا عطار @TAMASHAGAH
۲۰ مهر ۱۴۰۲
ای قدس، ای شهر من! ای قدس، ای دوست! فردا فردا درخت لیمو شکوفه خواهد داد و سنبلان سبز شادی خواهند کرد چشمان به خنده شاد خواهند گشت و کبوتران مهاجم به بام‌های پاک تو بازخواهند گشت. ای وطنم ای سرزمین آشتی و زیتون!
۲۰ مهر ۱۴۰۲
حافظا مِی خور و رندی کن و خوش باش! ولی دام ِ تزویر مکن چون دگران قرآن را! روز بزرگداشت حافظ شیرازی گرامی باد🌹 @TAMASHAGAH
۲۰ مهر ۱۴۰۲
🍃🍃🍃 نگاهی به خیام وحافظ به قول استاد مرتضوی شاید بتوان (حیرت.زیبایی.زیبا شناسی.چاشنی مشرب عرفانی.رندی ،قلندری وآشتی ناپذیری مبارزه با ریا ونفاق .وتحجرورعونت وفسق باطن وصلاح ظاهرواعجاز شاعرانه رامجموعه ی تاروپودومحتوای شعر حافظ به شمار آورد) مکتب حافظ دکتر منوچهر مرتضوی با بررسی اندیشه های حافظ وخیام درمی یابیم که حافظ همچون خیام به دم را غنیمت دانستن ..ومعلوم نبودن اسرار کاینات. ومسایل افرینش وناپایداری دنیا می اندیشد . ولی حافظ از اندیشه های خیام فرا تر می رود.همانگونه که از چهار چوب اصول تصوف فراتر می رودازسیاهی افکار خیامی هم درمی گذرد. حافظ افکار خیامی را با چاشنی تصوف شیرین تر می کند وافکار قشریون صوفیان را با افکار خیام تعدیل می کند. جذبات عشق الهی وعشق زمینی که دراشعار حافظ وجوددارددرافکار خیام نیست. مبارزه ی حافظ با ریا وتزویر به مراتب بیشتروکارسازتر از خیام است. حافظ به تحولات اجتماعی زمان خودش توجه ویژه ای دارد. ولی خیام با اندیشه های اشعری به نبردبرمی خیزد. جذبه های عشقی حافظ با عشق های صوفیانه کشف المحجوب تفاوت دارد هردوبه جبر معتقدهستندولی حافظ می گوید .فلک را سقف بشکافیم وطرحی نو دراندازیم. حافظ می گوید حافظ اسرار الهی کس نمی داند خموش وخیام می گوید اسرار ازل را نه تودانی ونه من. جلوه ی بدبینانه حافظ متوجه قالب قشری وظاهری عقاید سنتی است. ولی خیام دریاس وسرگردانی بسر می برد حافظ می گوید من اگر نیکم اگر بد چمن آرایی است که از آن دست که می پروردم می رویم حافظ به جهل انسان درباره ی راز آفرینش معتقداست ولی نوعی ایمان شهودی وکشف وشهودوعین الیقینی دارد. عشق دردیوان حافظ راه نجات است هرکس عشق نداردمرده است . خیام نظری به عشق نداردیا کم رنگ است. ولی حافظ مدیون خیام است واندیشه ها ی خیام را باعشق وشهود آمیخته است وطرحی نودر انداخته است. هرچند ممکن است بعضی از رباعیات خیام از اونباشد. اگر هم نباشد این رباعیات بیانگر افکار واندیشه های جمعی است که درشک وتردید به سر می برند یا به جنگهای فرقه ای آن زمان اعتراض دارند. بررسی دقیق این اشعار سرگذشت  نوعی اندیشه را درتاریخ ایران نشان می دهد. 🍃🍃🍃 @TAMASHAGAH
۲۰ مهر ۱۴۰۲
کنون که بر کف گل جام باده صاف است به صد هزار زبان بلبلش در اوصاف است بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گير چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است فقيه مدرسه دي مست بود و فتوي داد که مي حرام ولي به ز مال اوقاف است به درد و صاف تو را حکم نيست خوش درکش که هر چه ساقي ما کرد عين الطاف است ببر ز خلق و چو عنقا قياس کار بگير که صيت گوشه نشينان ز قاف تا قاف است حديث مدعيان و خيال همکاران همان حکايت زردوز و بورياباف است خموش حافظ و اين نکته هاي چون زر سرخ نگاه دار که قلاب شهر صراف است @TAMASHAGAH
۲۰ مهر ۱۴۰۲
محمد بن السماک گوید: در بصره شدم خلقى را دیدم روى بصحرا نهاده و جنازه در میان گرفته و بحکم تقرب دستارها بر آن همى‏انداختند، جنازه دیگر دیدم که همى بردند و بر آن سنک باران همى‏کردند پرسیدم از آن حال، گفتند: در این شهر مردى بود مؤذن چهل سال روزگار خود در طاعت و متابعت گذاشته بوقت آنکه بانک نماز کرد دل را در سر زلف خوب‏رویى گم کرد و آن خوب‏روى بعقد نکاح وى رضا نمیداد مگر بدو شرط یکى آنکه خمر باز خورد، دیگر آنکه زنّار گبر کى در بندد. آن مسکین بدبخت صدره توحید بر کشید و زنّار شماسى اختیار کرد و خمر باز خورد و در آن گم‏راهى طریق مواصلت میجست. آن خوب روى گفت: قدم اختیار ما درین مراد بریده کردند دوش جفت ما را در بهشت بما نمودند و شغل ما بى ما بمراد ما بساختند گواهى میدهم که خدا یکى است و محمد رسول او، این بگفت و جان بداد بر مسلمانى، این خبر بمؤذن رسید از غبن حسرت و حیرت آهى بکرد و جان بداد بر کافرى، اکنون آن جنازه که سنگ باران بدان همى‏کنند جنازه آن مؤذن است و آن دیگر جنازه که دستارها بحکم تقرّب بر آن مى‏اندازند مهد دولت آن نو مسلمان است. هزار جان مقدّس فداى آن نقطه عنایت باد که روز میثاق بر جانهاى دوستان تجلّى نمود. عنایة الازلیة کفایة الأبدیّة، هو مولانا، او است خداوند ما نزدیکتر بما از ما مهربانتر بر ما از ما، خواهنده ما بى ما بکرم خویش نه بسزاى ما، نه معاملت در خور ما، نه منّت بتوان ما. هر چه کردیم تاوان بر ما. هر چه تو کردى باقى بر ما. هر چه کردى بجاى خود کردى نه براى ما. کشف الاسرار میبدی @TAMASHAGAH
۲۰ مهر ۱۴۰۲
اذکروالله کار هر اوباش نیست ارجعی بر پای هر قلاش نیست مثنوی مولوی @TAMASHAGAH
۲۰ مهر ۱۴۰۲
کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند ببرد اجر دو صد بنده که آزاد کند قاصد منزل سَلْمیٰ که سلامت بادش چه شود گر به سلامی دل ما شاد کند؟ امتحان کن که بسی گنج مرادت بدهند گر خرابی چو مرا لطف تو آباد کند @TAMASHAGAH
۲۰ مهر ۱۴۰۲
6.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روز مظلوم اگر تیره وگرمشئوم است روز ظالم بیقین تیره تر از مظلوم است @TAMASHAGAH
۲۰ مهر ۱۴۰۲
اکنون تو خود را می آزما که:از گریه و خنده، از صوم و نماز،و از خلوت و جمعیت و غیره، ترا کدام نافع تر است و احوال تو به کدام طریق راست تر می شود، آن کار را پیش گیر. ما فیه @TAMASHAGAH
۲۰ مهر ۱۴۰۲