˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
نشسته پشت دو پلکم هزار اقیانوس، رها کنید مرا تا وسیع گریه کنم !
نه صبر هست مارا ، نه دل ، نه تاب هجران
ماییم و نیمه جانی ، آن هم به لب رسیده
میگویند فراموش کردن، زمان میخواهد .
اما نه !
فراموش کردن ، دل میخواهد ، نه زمان .