˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
احساس میکنم برای خداحافظی باید در آغوش بگیرمش .. کتاب ِیاد او
انگار آدم ساکتیاست اما نه از آن ساکت های خجالتی ..
کتاب ِیاد او
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
همیشه دلم برات تنگ میشه .. کتاب ِیاد او
من نتوانم چشمان لعنتیام را از او بگیرم؟
کتاب ِیاد او
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
همیشه دلم برات تنگ میشه .. کتاب ِیاد او
فرض کنین اینو ریپلی زدم رو قبلی
_ برنیمکت شکستهای درباران
در دست تو چتر بستهای در باران
باران ؛ باران ؛ باران ؛باران
تنها تنها نشستهای در باران
"دوسشدارم اینو گفتم اینجام بخونم"
+واژه آرایی باران
قشنگ بود
منم یه چی خوندم
هنگامی که باران میبارَد ، درست است که تنها قدم زدن طعمِ دلپذیری دارد ،
اما باید کسی باشد که زیر باران لبخند بر لبهایت بیاورد ،
موهای آشفتهات را دوست بدارد ،
آغوشش امن باشد و پا به پایت خیس شود .
باران لذتی دارد که باید آن را دوتایی چشید و بهراستی چه کسی دوست دارد زمانی که بهترین لباسش را پوشیده، بهترین عطرش را زده و در مجللترین رستورانِ شهر نشستهاست ، تنهایی غذا بخورد ؟!
-روزبه معین
خوشم اومد
_ بنازم🌚
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم ؛
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم !
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم ؛
شدم آن عاشق دیوانه که بودم :)
[فریدونمشیری]
+اصن اوففف
فریدون مشیری شعراش جذابه
یه شعر خوندم هنوزم مورد علاقمه
خوشی یعنی که معشوقت خودش اهل قلم باشد
وکیل وقاضی شعرت،وگاهی متهم باشد
طبیب قلب بیمارت دوای دردبی درمان
صدای خنده هایش پادزهرهرچه سم باشد
بگویی خسته ام،میل زیارت کرده ام امشب
بگویدپایه ام عشقم،قرارماحرم باشد
بگویی دوستت دارم،بگویدبیشتر، یک آن
بغل واکرده وپاییز درباران نم باشد
تصورکن بهشتی راکه وصفش رفته درقرآن
میان چشم وآغوش ولبانش گردهم باشد
چه می خواهدازاین دنیابه غیرازساغری ازمی
کسی که همدمش زیبا و پاک وهم قسم باشد
_ اره کلا شعراش عالیه
تو عاشقانه زیاد نیستم ولی خب ...
چون درد تو داریم و دوا پیش تو باشد
هر جاکه تو باشی دل ما پیش تو باشد
+شعرای الان اکثرا یا عاشقانهن یا شکستعشقی و فراق و غم و اینا
چگونه از نگاهِ تو ، بدونِ آه بگذرم؟
مرا چگونه یافتی؟ من از تو مبتلاترم !
به هیچکس نمیدهم حالِ خرابِ خویش را
ولی غمِ فراق را به جانِ خویش میخرم ..