_ اره کلا شعراش عالیه
تو عاشقانه زیاد نیستم ولی خب ...
چون درد تو داریم و دوا پیش تو باشد
هر جاکه تو باشی دل ما پیش تو باشد
+شعرای الان اکثرا یا عاشقانهن یا شکستعشقی و فراق و غم و اینا
چگونه از نگاهِ تو ، بدونِ آه بگذرم؟
مرا چگونه یافتی؟ من از تو مبتلاترم !
به هیچکس نمیدهم حالِ خرابِ خویش را
ولی غمِ فراق را به جانِ خویش میخرم ..
_ شعر هرچی باشه قشنگه خب
من دیوانه از آن رو به تو دل باخته ام
که تو هم همچو من از خویش نداری خبری
+هر چیم نه مثلا از شعر نو چندان خوشم نمیاد ولی خب قشنگه
بهر تو ز عقل و دین بیگانه شدم آری
ترسم که غمت از جان بیگانه کند ما را ..
_
ظاهر آراسته ام در هوس وصل، ولی
من پریشان تر از آنم که تو میپنداری
+
من پر از دردم و این است غم دیرینم
همچو فرهاد شدم کوه غم شیرینم
_
گفتی که چرا خوب به پایان نرسید؟
راستش زور من خسته به طوفان نرسید..
+ما بیدلیم و بیدل هر چه کند رواست
دل را به یادگار به معشوق دادهایم . .
_
دوستان! شرحِ پریشانیِ من، گوش کنید
داستانِ غمِ پنهانیِ من، گوش کنید
قصهی بیسر و سامانیِ من، گوش کنید
گفتوگویِ من و حیرانیِ من، گوش کنید
شرحِ این آتشِ جانسوز، نگفتن تا کی؟
سوختم، سوختم، این راز، نهفتن تا کی؟
+نسبت عشق به من نسبت جان است به تن
تو بگو من به تو مشتاق ترم یا تو به من؟
زنده ام بی تو همین قدر که دارم نفسی
از جدایی نتوان گفت به جز آه سخن
بعد از این در دل من، شوق رهایی هم نیست
این هم از عاقبت از قفس آزاد شدن
وای بر من که در این بازی بی سود و زیان
پیش پیمان شکنی چون تو شدم عهدشکن
باز با گریه به آغوش تو برمی گردم
چون غریبی که خودش را برساند به وطن
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
_ دوستان! شرحِ پریشانیِ من، گوش کنید داستانِ غمِ پنهانیِ من، گوش کنید قصهی بیسر و سامانیِ من
+تو اگر یوسف خود را نشناسی عجب است
ای که بینا شده چشم تو به یک پیراهن
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
_ دوستان! شرحِ پریشانیِ من، گوش کنید داستانِ غمِ پنهانیِ من، گوش کنید قصهی بیسر و سامانیِ من
_
بلدم پل بزنم از دل خود
تا به دلت...
پای یک شاعر دیوانه نشستن
بلدی؟
+سخته بفهمم الان نسبت به شعر باید مفهومشو بگیرم یا جواب بدم فقط
چه بگویم نگفته هم پیداست
غم این دل مگر یکیو دوتاست😶🌫
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
_ بلدم پل بزنم از دل خود تا به دلت... پای یک شاعر دیوانه نشستن بلدی؟
_
صرفا باید شعرایی که میخونمو تحمل کنی منظور خاصی ندارم😂
راه نجات از شب گیسوی دوست نیست
ای من! به آخرین شب دنیا خوش آمدی
+عه خب اوکیه
من تماشای تو میکردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
_ صرفا باید شعرایی که میخونمو تحمل کنی منظور خاصی ندارم😂 راه نجات از شب گیسوی دوست نیست ای م
_ داغ فرهاد به دل دارم و دلدارم نیست
دل گرفتار همان دل که گرفتارم نیست
یک نظر دیدم و یک عمر پی یک نظرم
من دیوانه به زنجیر تو دیوانه ترم ...
+تورا با دیگری دیدم صدایم در نمیآید
تنم میلرزد و کاری ز دستم بر نمیآید