مخم به طور خودکار اینجوریه که با هر کلمه یا رفتاری که حس کنم یه تئوری جدید خلق میکنه
آمنتالیو - amentalio
- غم و اندوه از درک اینکه خاطرات کسایی رو که دیگه تو زندگیت نیستن، فراموش کردی.
- زبان لاتین
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
حجم درسامو میبینم دلم میخواد سرمو بکوبم تو میز به این صورت :
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
_
بیا سنگینیِ بارِ گناهم را نبین امشب
مقدّر کن برایم بهترینها را همین امشب
برای استجابت فرصتی بهتر نخواهم یافت
گره خوردهست احیا با امیرالمؤمنین امشب
تمام عمر با خود، گرمِ جنگی تن به تن بودم
به دیدارت میآیم از جدالی سهمگین امشب
پناهِ من همین سجاده و تسبیح و قرآن است
نگاهی کن به این درماندۀ گوشهنشین امشب
شب قدر است و جا خوش کرده بغضی در گلوی من
مقدّر میشود آیا برایم اربعین امشب؟
به فردایم امیدی نیست، اکنون دستگیری کن
همین حالا، همین حالا، همین امشب، همین امشب ..
هیچوقت فکر نمیکردم آرزوی مردن کسیو داشته باشم یا دلم بخواد یکی بمیره .