بعضی وقتا از شدت عصبی بودن میتونم کشتار راه بندازم ولی درواقعیت *لبخند
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
من وقتی گشنمه من وقتی خوابم میاد من وقتی گرممه من دوران PMS من همیشه✨
من وقتی دو دیقه با مغزم تنهام :
منظورتون چیه سحرخیز باش تا کامروا شوی؟
هر دفه زود پاشدم یه کامی ازم سرویس شده🤡.
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
من نزدیک شکستنم و ازآن دوری که تویی ، پیدا نیست .
چه نسبت با شکر داری که سر تا پای شیرینی
چه خویشی با قمر داری که پا تا فرق زیبایی
مگر همسایهٔ نوری که در وهمم نمیگنجی
مگر همشیرهٔ حوری که در چشمم نمیآیی
چنین روشن ندیدم رخ یقین دارم که خورشیدی
بدین نرمی نیفتد تن گمان دارم که دیبایی
چنان شیرینی ارزان شد ز گفتارت که در عالم
خریداری ندارد جز مگس دکان حلوایی
اگر قصد لبت کردم بدار از لطف معذورم
ز بس شیرین زبان بودی گمان بردم که حلوایی
نرخ تراپیست رفته بالا
جهت حفظ پولتون ترجیحا دور از «سم های آدم نما» وایسید خیلی دور✅.
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
چه نسبت با شکر داری که سر تا پای شیرینی چه خویشی با قمر داری که پا تا فرق زیبایی مگر همسایهٔ نور
گهی گریان گهی خندان پر از تغییر و تغییرم
گهی شادم گهی غمگین گهی بی حد چه دلگیرم
گهی خوبم خوش احوالم ، گهی بیمار و بدحالم
گهی آسوده افکارم گهی درگیر و درگیرم
گهی بغضم پر از زخمم ولی خاموش و مسکوتم
گهی با گریه خوشحالم که از خاموشی ام سیرم
نمی دانم چه گویم من نمی دانم چه هستم من
که گاهی بی خیالاتم وَ گاهی بند زنجیرم
دلم بشکسته گه گاهی ز هرچیزی که خوش نامد
گهی بی حد چه خوشحالم که دور از فکر نخجیرم
گهی دیوانه می گردم گهی چون عاقلان گردم
نباشد حال من ثابت پر از تفسیر و تعبیرم
به ظاهر خنده بر لبها ولی باطن پر از غمها
گهی خوابیده در ظاهر ولی از دل چو شبگیرم
نمی ماند دمی ثابت نه گریانی نه شادانی
الا روح الغزل آری پر از تغییر و تغییرم