عندما رفضني الجميع وتخلوا عني، ولم يكن لأحد أمل فيّ، كنتَ سندي وملجئي الوحيد، وكنتَ أملي يا الله.
.
آنگاه که همه مرا طرد کردند و رهایم ساختند و هیچکس به من امیدی نداشت، تو تکیهگاه من بودی، تنها پناهگاه من بودی، و امید من تو بودی، ای خدا.
لكنني لم أُقدّرك، وحاولت إرضاء الجميع باستثنائك. أردت أن يكون الجميع سعداء معي، حتى لو كان ذلك يعني إيذاءك.
.
اما من قدر تو را ندانستم و سعی کردم همه را راضی نگه دارم جز تو. دلم میخواست همه از من راضی باشند، حتی اگر به قیمت رنجاندن تو تمام میشد.
حاولت إرضاء الجميع باستثنائك.
.
من برای راضی نگه داشتن همه تلاش کردم جز تو.
كم ليلة ناديتني فيها، لكنني مررت بك غير مبالٍ.
.
چه شبهایی که صدایم کردی، اما من بیتفاوت از کنارت گذشتم.
كنت أفضل معانقة الآخرين على معانقتك.
.
من اغوش دیگران را به اغوش تو ترجیح میدادم
كل من أحببتهم حطموني، لكنني أحببتهم بالمقابل وتجاهلتك.
.
هر کسی که دوستش داشتم، مرا شکست، اما من در عوض آنها را دوست داشتم و تو را نادیده گرفتم.
لطالما كان الناس أولويتي، لكنني كنت أهملكم.
.
مردم همیشه اولویت من بودهاند، اما من تو را نادیده گرفتهام.
كانت عيناي عمياء ولم أرَ نعمك؛ لقد تذمرت وأنكرت وكنت مديناً لك.
.
چشمانم کور بود و نعمت های تو را نمی دیدم؛ شکایت و انکار می کردم و از تو طلبکار بودم.
كنت دائماً تريد الأفضل لي، لكنني لم أفهم.
.
تو همیشه بهترینها رو برای من میخواستی، اما من نمیفهمیدم.
في كل مرة أخطأت فيها، لم أبالِ بأنكِ رأيتني وعرفتِ كل شيء. لقد أخطأت وكسرت قلبكِ.
.
هر بار که گناه کردم، برایم مهم نبود که تو مرا دیدی و همه چیز را میدانی. من اشتباه کردم و دلت را شکستم.