_
در آن زمانکه علی برمرده جان میداد ؛
مریم به گهواره مسیحارا تکان میداد .. (:
#اباناعلی
_
هدایت شده از نحیب الروح : ))🇮🇷
_
با من از خجالت حرف نزنین !
من تو اعتکاف با شال سبز ام
عمامه درست میکردم؛
خیلی جدی رو منبر
سخنرانی میکردم و حرف میزدم ..
_
هدایت شده از نحیب الروح : ))🇮🇷
_
از لحاظ روحی دلم میخواد ؛
الان اینجا باشم و زمزمه کنم :
اومدم تنهای تنها ؛
من همون تنها ترینم .. (:
#حسینِمن
_
هدایت شده از نحیب الروح : ))🇮🇷
_
مرد غسال به جسم و سر من خورده نگیر ؛
چند سالیست که از داغ حسین لطمه زنم ؛
سرِ قبرم چو بخوانند دمی روضه شام ؛
سرِ خود با لبهی سنگ لحد میشکنم . .
#حسینِمن
_
هدایت شده از نحیب الروح : ))🇮🇷
_
جسم من زودتر از زود ؛ رها کرد تو را !
روح من از حرمت ؛ باز نگشتهست هنوز . . : )
#حسینِمن
_
_
منو از چی میترسونید ؟!
من طلبه ام ؛ و طلبه اگر میترسید ؛
کفنش دور سرش نبود . . : )))
_