ـ بـغل کـن مـرا ، چنـان تـنگ که هیچـکس نفهـمد زخـم ؛ روی تـن ِمـن بـود ، یـا تــو (:
مـن از تــو دور و تــو از او ، همیـشه ایـن بــوده
جهـانِ مـا غـزلی با ردیـفِ ‹ فاصـله › اسـت .
#نوازشروح
تلـاطم :)
ــ
امـا چیــزی ك در قـلبش احسـاس میکـرد ، خیلی گـرمتر از گـرمـای خـورشید بـود .
‹ یا سَـریع َالـرّضـا ، إغفـر لِمَـن لـا یَملِكُ إلـا الـدُّعـا ›
ای مهـربانی ك بـا سرعـت فـوقتصور از بنـدهات راضـی میشـوی ، کسـی را ك جز دعـا دراختـیار نـدارد بیـامرز .
ـ دعـایکمیل | #قطرهٔطلـا