تلـاطم :)
سؤال ِمـنه ، نـیومدنم بـرا کدوم گنـاه ِمنه .
شعـر و شـاعری که بـلد نیستـم امـا ؛
دلتنـگِ کربلـا بــودن را خـوب استـادم:)️
‹ أروَحُ الــرَّوحِ الیأسُ عَـنِ النـاس ›
خوشترین آسایــش ، دل نبسـتن به مردم اسـت .
امامصادق( ع ) | #قطرهٔطلــا
تلـاطم :)
ــ
چنـد مــاه بعد در مــرداد ِسال ۱۳۶۷ جنـگ تحمیـلی به پـایـان رسیـد و من مـاندم و یـاد و خـاطرهٔ صــدها شـهید ، که چشم به شفـاعتشـان دارم !
#کلمه
تلـاطم :)
ــ
به ارتفـاعـات ″بــردههـوش″ که رسـید ، بیـشتر از ارتـفاعـات دیگر درنـگ کرد .
پـرسیدم: اینجـا انگـار با بقیـهٔ جاها فـرق دارد ، نه؟
- اینجـا هـوش از سـر آدم میـبرد ، اسـم قشنـگی دارد .
او از عـالم ِمعنـا حرف میـزد ، امـا من اهـل صـورت و ظـاهر بـودم ، زدم به شـوخی:
مـگر تـو هـوش هم داری که هـوش از سـرت بپـرد ؟
آهی کشـید و گفت: البـته که نـدارم ، آدم های بـاهوش از خـودشان عبـور میکنـند .
عبـور از موانـع و میـدان ِمین همه بهـانه است .
بهـانهای نـه بـرای عبـور از دشمـن ، بهـانهای برای عـبور از خود!
#کلمه
تلـاطم :)
ــ
او که در تمـام عـمرش حتی یک دقـیقه نمـاز اول وقـت را به تـاخیر نمیانـداخت گفت: بعد از شنـاسـایی برمیگـردیم و نمـاز میخوانیـم .
- اما الـان وقـت نـماز است .
+ محـاسبه کـردهام مهتـاب ساعـت ده و هفـده دقیقه بالـا میآید ، بایـد قبـل از مهتـاب از میـدان میـن رد شده باشیم .
گفتم: علی جـان ، من چنـد بار زمـان مهتـاب وسط میدان مین بودهام ، اتـفاقی نیوفتاده ، اصلـا گاهی مهتاب کمک میکند که روی مین نرویم .
لبخند زد و گفت:
من و مین و مهتاب با هم کنار نمیآییم !
#کلمه
- محمدحسینحدادیان -- باز سرِ قرار اومدم ؛.mp3
زمان:
حجم:
6.8M
از تـو دست بــکشم ؟
ابدا ، ابدا :)
#موسیقیتراپی