eitaa logo
تاریخ دیروز، امروز، فردا
177 دنبال‌کننده
183 عکس
47 ویدیو
0 فایل
تاریخ دیروز، روشنگر مسیر فردا توضیحی درباره هویت کانال: https://eitaa.com/TarikhDEF/2 فهرستی از گزیده مطالب کانال: https://eitaa.com/TarikhDEF/4 ارتباط با مدیر: @yahadi71
مشاهده در ایتا
دانلود
«اين مردمى كه در مسئله آقاى -كه مورد احترام همه ما هست- اين مردمى كه جلو افتادند و اين تظاهرات را كردند، اينها براى خاطر آقاى طالقانى اين كار را كردند؟! يعنى اينها علاقه دارند به آقاى طالقانى؟! آن كسى كه خدا را قبول ندارد، با آقاى طالقانى كه خدا را قبول دارد و- عرض مى‏كنم كه- شخص روحانى است و متعبد به اسلام است، براى او اين كارها را كردند؟! يا براى اينكه نگذارند يك محيط سالم باشد؟! ...خود آنها با آقاى طالقانى مخالفند. هر روزى كه دستشان برسد سَرِ او را مى‏بُرند و سر امثال او را! لكن حالا بهانه دستشان افتاده است كه مثلًا آقاى طالقانى رفته‏اند بيرون! اين بهانه دستشان افتاده، و آن بساط را در مدرسه‏ هاى ما و در خيابانهاى ما اينها درست كردند، و براى كميته‏ ها شروع كردند تبليغات سوء كردن.»
بعد امام اشاره به یک شگرد و روش دشمن میکنه که همین امروز هم به شدت پرتکرار هست و توجه به اون برا تشخیص اینکه امروز چه موضعی باید بگیریم خیلی مهمه. امام در ادامه میگن:
«من پيشتر گفته بودم -زمان طاغوت- كه ما در مواقع معينى مى ‏بينيم كه يك بلند مى ‏شود. آن مواقع معين، يك وقت قبل از ماه است و يك وقت قبل از ماه . ماه رمضان براى دولت سابق يك خطرى داشت كه نبادا روحانيون -در مساجد [كه‏] مردم مجتمعند، ماه عبادت است- نبادا يك تبليغ سوئى بر ضد دولت بشود. قبل از ماه مبارك يك غائله درست مى ‏كردند! غائله- قضيه مثلًا- «»! يك ماه مبارك را ماها غفلت مى‏ كرديم، كه ما از كجا داريم، اشتباهمان از كجاست. يك ماه مبارك ما سر يك به جان هم مى ‏افتاديم. دو طايفه مى‏ شدند: يك طايفه از آن ور، يك طايفه اين ور! علما و مثلًا ... طلبه ‏هاى ما دو طايفه مى ‏شدند: يك طايفه از آن ور، يك طايفه ... يك ماه مبارك را ما هدر مى ‏داديم كه دولت را بايد در اين ماه مبارك ما تنبيهش بكنيم به يك چيزهايى، يك مطالبى بگوييم، آنها درست مى‏ كردند اين مطلب را و ما را مى‏ كردند به شهيد جاويد! يك ماه، دو ماه، سه ماه اين مى ‏شد. همچو كه اين طرف [رو به‏] سردى مى‏رفت و ماه محرّم مثلًا نزديك مى ‏شد، مسئله مرحوم «‏آبادى» را پيش مى‏ آوردند. اى بسا كه شمس ‏آبادى، حالا شايد هم خودشان يك همچو كارى مى‏ كردند كه اين غائله درست بشود! حالا خودشان هم نكرده باشند كس ديگرى كرده باشد اما آنها غائله را درست مى‏ كردند و دو دسته راه مى ‏انداختند، يك دسته از آن ور و يك دسته از آن ور. و قواى ما و نيروى ما كه بايد صرف بشود در مصالح اسلام، سر اين قضيه هدر مى‏ دادند تا اينكه اين يك خرده ‏اى سرد مى ‏شد. وقتى كه اين سرد مى ‏شد، نزديك مى ‏شد- مثلًا- يا ماه رمضان يا ... مى ‏شد، قضيه «» را پيش مى‏ كشيدند؛ از آن ور يا اللَّه شروع مى ‏كردند تبليغات بر له او، از آن ور شروع مى‏ كردند تبليغات عليه او. تمام قوا صرف مى ‏شد سر اين. و الآن هم مشغولند. الآن هم آنهايى كه مى ‏خواهند نگذارند كه اين مسائل ايران روى مصالح مسلمين [درست‏] بشود، حالا هم اين مسائل هست. وقتى اين هم سرد شد، يك مسئله ديگر! حالا شما خواهيد ديد بعد از اينكه مثلًا اين غائله اخير از بين رفت و حل شد- و چنانچه حل است و خود آقاى هم الآن در قم هستند و با ما ملاقات كردند و خود ايشان هم ناراحت از اين مسائل شدند كه يك همچو حرفهايى درست كردند- بعد از اينكه اين غائله [تمام‏] شد، يك غائله‏اى درست مى ‏كنند. حالا يا خودشان مى ‏فرستند -مثلًا فرض كنيد كه- يك كسى را مى ‏گيرند، مثلًا [خمینی] ما را مى ‏گيرند- و لو اينكه اگر احمد را بگيرند بكُشند هم من حرفى نمى ‏زنم اما مى ‏خواهند اينها [غائله‏] درست بكنند- يا مثلًا ... از يكى از علماى ايران، پسرش را مى‏ گيرند يك كارى سرش مى‏ آورند، اين يك غائله پيدا مى ‏شود. تا اين شد، خودشان شروع مى‏كنند قبل از اينكه صاحبكار مشغول بشود و اظهار تأثر بكند، آقايان [اظهار] تأثر مى ‏كنند، «وا مصيبت» آقايان مى ‏گويند! خود صاحبكار هيچ حرفى نمى‏ زند اما آقايان سينه مى ‏زنند! اين چيست؟ براى اين است كه نمى ‏خواهند كه اين مملكت ما به دست خودمان باشد. اينها مأمورند كه اين مملكت را كارى بكنند كه آن مسائل سابق دوباره با يك فرم ديگر فرم شاهنشاهى ديگر نمى ‏شود اما با يك فرم ديگرى- عود بكند و ما باز همان اختناق ها و همان چپاولگري هايى كه آنها داشتند و همان مال مردم را خوردن دوباره بيايد... ما بايد الآن تمام قوايمان را صرف كنيم در اينكه اين طور مسائل را كه اينها پيش مى‏ آورند بكنيم.»
تاریخ دیروز، امروز، فردا
🔳 وام 800 میلیون دلاری شاه به انگلیس برای حل مسئله آب لندن ▫️ ▫️27 فروردین 58 🔰تا پیش از دهه 50 ایران میلیاردها دلار از خارجی‌ها وام گرفته بود، معمولا هم با بهره 12درصد که بهره بالایی محسوب می‌شد، که البته آن زمان فقط کشورهایی که نیاز ضروری داشتند چنین وام‌هایی میگرفتند. 🔰اما از دهه 50 که گران شد، ایران به جای پرداخت بدهی وام هایش(تا از پرداخت سود دیرکرد خلاص شود) شروع کرد به وام دادن به خارجی‌ها. این مسئله ای بود که خیلی‌ها در ایران به‌ویژه اقتصاددانان مطرح میکردند ولی گوشش به این حرف‌ها بدهکار نبود. 🔰پس از افزایش درآمد نفتی در سال 53 این وام‌های پرداختی ایران مشهور شده بود، تا حدی که به برخی کشورهای پیشرفته اروپایی مانند و نیز وام داده شد. بهره این وام‌ها که و نیز از آن‌ها بی‌نصیب نماندند، 2 تا 3 درصد بود و البته که بخشی از این وام‌ها بلاعوض بود! 🔰وام دادن به کشورهای ثروتمند غربی برای بسیاری حتی روزنامه‌نگاران فرانسوی و انگلیسی نیز عجیب بود و سروصدای زیادی به راه انداخت؛ غوغایی که شاه از آن خوشش می‌آمد و آن را مایه پُز می‌دانست! 🔰یکی از این وام ها، وام مشهور ۸۰۰ میلیون دلاری(در دو نوبت) به به تعهد و ضمانت دولت انگلیس بود. با این حال انگلیس از طریق سفیر خود در ایران، از ایران درخواست کرده مهلت بازپرداخت این وام تمدید شود. 🔰البته مقامات ایرانی به دولت انگلیس تذکر داده اند با توجه به نیاز ایران به ارز و برنامه‌های اقتصادی دولت ایران وام مذکور باید در موعد مقرر به ایران بازپرداخت شود. اطلاعات، 27 فروردین، ص8 📌پ.ن: از این دست بذل و بخشش ها کم به غربی ها نشد، از خرید سهام غربی برای نجات آنها گرفته تا وام 3 میلیارد دلاری به ، از وام 200 میلیون دلاری به لهستان گرفته تا وام 160 میلیون دلاری به بلغارستان؛ از وام سنگین برای گرفته تا کمک مالی 500 میلیون دلاری به شهر برای حفاظت از شهر در مقابل سیل، از کمک یک میلیارد دلاری برای نوسازی گرفته تا دیگر کمک ها به و و و... ▫️محمدرضا شاه به جاي آنكه اين درآمد‌هاي سرشار را در داخل كشور صرف آباداني و توسعه ایران کند، شروع به ولخرجي‌ و صرف كمك‌هاي بلاعوض يا وام‌هاي اعطايي ايران به ساير كشورها میکرد. ▫️شاه در حالي براي تصفيه آب شهر لندن پول کلان میداد كه در مناطقي از تهران آب لوله‌كشي هم وجود نداشت تا چه رسد به دیگر شهرها و روستاها که اوضاع خیلی داغون بود. ▫️، رئیس سازمان برنامه‌وبودجه در دوران پهلوی در کتاب خاطراتش میگوید: ➕«ببینیم تقاضای مردم چیست. به طرف این تقاضاها بیشتر برویم و جواب اینها را بدهیم. اینها[=مردم] بیشتر تقاضاهایشان در حد ساخت و ایجاد یک ، ایجاد یک ، ایجاد یک فرض کنید... ، و این قبیل چیزها بود. در حالی که [پاسخ‌گویی به] این احتیاجات، منابع مملکت را بیشتر به طرف چیزهایی می‌کشید که بازده اقتصادی میان مدت یا کوتاه مدت نمی‌داشت... احتیاجات مردم، تمام [از این] صحبتها بود، از همه مهمتر، گفتند تمام اینها هم به کنار. ماآب مشروب را حاضریم تحمل بکنیم، برق هم این نوساناتش را -شما قول بدهید که درست می‌شود- ما قبول می‌کنیم، اما چیزی که در کاشان می‌خواهیم یک قبرستان خوب است.» (خاطرات عبدالمجید مجیدی، انتشارات گام نو، صص51-49) ▫️تأمین این نیازهای ابتدایی و ضروری در برنامه کار دولت نبود چون بازدهی نداشت. ظاهراً کمک ها و وام های سنگین به کشورهای اروپایی برای بازسازی فاضلاب لندن یا شهر ونیز ایتالیا و کانال سوئز یا هدیه نیم میلیون پوندی به لندن در همین ایام ناداری مردم، دارای بازده کوتاه‌مدت و میان‌مدت اقتصادی بوده است! 🆔 https://eitaa.com/TarikhDEF
🔳 انفجار؛ عاقبت اختناق و دیکتاتوری ▫️ ▫️28 فروردین 58 🔰حضرت امام در پاسخ به پیام چند روز پیش رئیس جمهور عراق به مناسبت پیروزی جمهوری اسلامی در گفتند: ➕« در اثر و و رژيم پهلوى هشدارى بود براى همه در مقابل مستضعفين. من اميدوارم همه دولتها با ملتهاى خود با مسالمت رفتار كنند. دولتها بايد در خدمت ملتها باشند و ملتها پشتيبان آنان، تا آسايش براى همگان باشد. عاقبتِ اختناق ها است و آن، نه صلاح ملت است و نه صلاح دولت.» صحیفه امام، ج7، ص32 🆔 https://eitaa.com/TarikhDEF
🔳 ماجرای استعفای کریم سنجابی از وزارت خارجه دولت موقت ▫️ ▫️29 فروردین 58 🔰 وزیر امور خارجه دولت موقت و از اعضای که در دولت نیز حاضر بوده، 26فروردین58 از سمت خود استعفا داد اما امروز دلایل استعفای خود را توضیح داد. 🔰سنجابی با بیان اینکه دولت باید داشته باشد، از مختل شدن کار مملکت به دلیل وجود «» انتقاد کرد و گفت: ➕«نظر به اینکه ادامه این وضع ما را با خطرات بزرگی مواجه میساخت و نظر به اینکه پراکنده بودن مواضع تصمیم گیری و اعمال قدرت های فردی و دسته جمعی با مسئولیت وزرا در اداره مملکت سازگار نیست، برای اعمال هشدار نسبت به خطرات احتمالی ناگزیر استعفا کردم و مقتضی ندیدم که با ادامه عضویت در هیئت دولت بدون آنکه موفق به هیچگونه تغییر اساسی در نظام کنونی گردم صرفا در اختیار یک سازمان اداری و برای انجام امور عادی کارمندی قرار گیرم.» 🔰سنجابی درباره در هم گفت: ➕«در این سفارت بعضی افرادی که خودشان را به آیت الله خمینی وابسته میدانند با یک سری اعمال بی رویه کارهایی کرده اند که در شأن سفارت ایران نبوده است و در واقع اینها مشکلاتی برای وزارت خارجه به وجود آورده بودند که من در انجام وظایف خود با آنها روبرو شدم.» 🔰زمانی که خبرنگاری از او میپرسد آیا استعفای شما مرتبط با دخالت های داماد در امور سفارت ایران در امریکا هست یا نه، سنجابی پاسخ میدهد: ➕«البته این آقای روحانی فردی هستند که در سفارت واشنگتن و کنسولگری ها بعضی اعمال کردند که به هیچ وجه با انضباط و با صلاحیت قانونی منطبق نیست.» در ادامه نیز سنجابی میگوید همه اینها درحالی است که شهریار روحانی هیچ مسئولیتی نیز در آنجا نداشت. 🔰 شهریار روحانی داماد سابق ابراهیم یزدی است که عملا اداره سفارت ایران در امریکا را برعهده داشت، در تاریخ 16 اردیبهشت 58 در این کشور شد. روحانی پس از آنکه پدر زنش مدیریت روزنامه را بدست گرفت، سردبیر آن روزنامه شد. 🔰 در کتاب 275 روز بازرگان ص411 مینویسد ، وزیر خارجه امریکا با شهریار روحانی در واشنگتن ملاقات داشت درحالی که این ملاقات بدون کسب نظر وزارت خارجه ایران بوده. 🔰 هم ساعتی بعد در یک مصاحبه مطبوعاتی با اشاره به این ملاقات میگوید: ➕«ایران علاقه مندی خود را برای همکاری با دولت امریکا اعلام کرده است.» 🔰در همین ایام ، معاون سنجابی نیز درباره استعفای او میگفت این مسئله به عملکرد شهریار روحانی برمیگردد چرا که او به هیچ وجه تن به فعالیت در کادر وزارت خارجه و پذیرفتن تصمیمات آن نمیداد و خودسرانه کارهایی میکرد. 🔰سلامتیان به مکاتبات روحانی و ابراهیم یزدی درباره مسائل مربوط به روابط ایران و امریکا اشاره میکند و میگوید: ➕«این مکاتبات تماما بودن اطلاع وزیر خارجه صورت گرفته و این وزارتخانه را با مسائل گوناگونی مواجه کرده است.» 🔰سلامتیان تاکید میکند: روحانی علی رغم نظر وزارت خارجه به فعالیت های خودسرانه اش ادامه میداد، از جمله بدون کسب اجازه با وزیر خارجه امریکا و مقامات دیدار میکرد و خودسرانه دست به عزل و نصب کارکنان میکرد. 🔰حتی وقتی تصمیم گرفته شد با کسب اجازه از امام و تایید ایشان به عنوان سرپرست سفارتخانه در امریکا و نمایندگی شخص وزیر تعیین شود، باز اینجا نیز روحانی تن به انتخاب سفیر جدید که مورد تایید امام بود هم نداد. 🔰نکته دیگری که سلامتیان و سنجابی به آن تاکید داشتند ارتباط مستقیم ابراهیم یزدی با دولت امریکا بود که خاصتا یزدی و بدون هماهنگی با وزارت خارجه، مستقیما خود وارد ارتباط گیری با امریکایی ها میشدند. 🔰اما در این بین شهریار روحانی در یک غافلگیر کننده در مصاحبه ای با روزنامه السیاسة کویت اعلام میکند: ایران از مالکیت یعنی تنب بزرگ و تنب کوچک و ابوموسی گذشت میکند. یک مجله عربی از قول روحانی نوشته بود: «ایران از جزایر سه گانه خلیج فارس گذشت میکند!» 🔰انتشار نظریات روحانی که عملا سرپرستی سفارت ایران در امریکا را هم بدست داشت باعث شد تا وزارت خارجه اعلامیه هایی صادر کند و رسما این اظهارات را تکذیب کند. 📚ایران پس از انقلاب، ج1، ص320و354 🆔 https://eitaa.com/TarikhDEF
❇️ خطای مدیران جوان یک توفیق دیگرِ شما، در مجموعه‌ی اجرائی کشور است؛ این خیلی چیز خوبی است. این موجب میشود که حلقه‌ی فرسوده‌ی مدیران باز بشود، یک نَفَس تازه‌ای به دستگاه‌های اجرائی کشور دمیده بشود؛ این خیلی چیز خوبی است، این را حفظ کنید. البتّه بنده میدانم و مشاهده میکنم، قبلاً هم که دائم اسم جوانها را می‌آوردیم، این را میدانستیم که جوانها هم در مواردی میکنند؛ جوانها، هم در دولت، هم در مجلس اشتباهاتی دارند، یک خطاهایی هست امّا می‌ارزد؛ اینکه بدنه‌ی اجرائی یا تقنینی کشور با روح جوان اداره بشود، حفظ این معنا می‌ارزد که حالا چهار تا خطایی هم در یک مواردی اتّفاق بیفتد. این خطاها بتدریج برطرف خواهد شد ان‌شاء‌الله؛ تربیت خواهند شد. رهبر انقلاب در دیدار با هیئت دولت، 8/6/1401 📌پ.ن: به نظرم دولت تو این مسئله اشتباه کرد، حتی اگه آقای تو این مسئله خطای جدی ای داشت هزینه اش اخراج کردن او نبود، جدای از اینکه به نظرم ایشون تو این مسئله خطای جدی ای هم نداشتن و اخراج ایشون از طرف دولت خیلی عجیب بود... 🆔 https://eitaa.com/TarikhDEF
❇️ مسئول عزیز، سیره پیامبر برای توست، میفهمی؟ 🔰در ماجرای سپاه پیامبر ۷۰ شتر داشت لذا به هر سه نفر یک شتر رسیده بود یعنی هر سه نفر باید نوبتی سوار یک شتر میشدند. 🔰نقل است (ع) و دو همراه پیامبر بودند که قرار بود نوبتی سوار شتر بشوند. وقتی نوبت پیاده شدن پیامبر میشد امیرالمومنین و ابولبابه به پیامبر اصرار میکردند که ما همچنان پیاده میرویم و شما سواره باشید. 🔰اما پیامبر به دو همراهش میفرماید: نه شما از من نیرومندترید که همه اش شما پیاده باشید و نه من از شما به پاداش بی نیازترم تا همه اش من سواره باشم. 🔰این تنها یک گزارش ساده و بسیار جزئی از است اما همین گزاره، یک اصل خدشه ناپذیر در اوست. پیامبر حواسش به همه ریز جزئیات هست، قرار نیست چون فلانی فرمانده یا مسئول یا آقازاده و... هست، پس به او مرکبی اختصاصی بدهد و مثلا فلان سرباز صفر که امتیازی ندارد پیاده بیاید، حتی خود پیامبر به عنوان رهبر این جامعه و لشکر همین را مراعات میکند، اساسا در جایگاهی ندارد. حالا خود این مسئله را با مصادیق امروزی تطبیق دهید. 🔰فرض کنید اگر همین اتفاق اکنون رخ میداد، آیا ما منابع را همینگونه تقسیم میکردیم؟ نمیگفتیم خب حالا که ۷۰ مرکب بیشتر نداریم پس اینها را اولا به مسئولین و جایگاه داران بدهیم و مردم هم که خب پیاده می روند؟ 🔰قضاوت با شما اما خیلی وقت ها برای این تصمیم خود هم میکنیم که مثلاً شأن فلان مسئول یا فلان آیت الله و فلان نماینده مجلس یا فلان وزیر این نیست که پیاده باشد، اسلام هم که گفته باید اینها را تکریم کنیم پس منابع را به این ها اختصاص بدهیم. 🔰حقیقتا بعضی خیلی عجیبند، فلان نماینده ای که با شعار و وارد مجلس شده، حالا با رانت خودرویی شاسی بلند و لاکچری گرفته، آن هم بدون نوبت و فوری؛ درحالی که مردم عادی باید مدت ها در صف خودرو باشند، تازه اگر پولش را داشته باشند اما حالا فلان نماینده برای توجیه این خطا می‌گوید این ماشین که در خرج های مجلس چیزی نیست، چرا باید گدابازی در آورد؟ مگر قیمت ماشین شاسی بلند چند است؟ 🔰داداش انقلابی ، برای شما یکی دو میلیارد چیزی نیست اما برای مردم عادی این ها آرزوست، لطفاً آبروی خود و انقلاب را بیش از این نبرید. 🔰امیدوارم مجلس برای برگشت اندکی از آبروی از دست رفته اش اسامی این نمایندگان را علنی کرده و با خاطیان برخورد جدی و اساسی کند تا عبرتی برای بقیه آقایان شود تا با بیت المال مانند بیت الحال برخورد نکنند. 🆔 https://eitaa.com/TarikhDEF