مشهد اگر نبود که جایی نداشتم
دردم زیاد بود و طبیبی مرا ندید
دردم زیاد بود و دوایی نداشتم
گفتم مگر امام رضا چارهای کند
ای وای اگر امام رضایی نداشتم..!
یادش بخیر...
انگار همین دیروز بود با کاروان ما رو بردن مشهد
انگار همین دیروز بود آقا مرادزاده برامون "ای صفای قلب زارم، هر چه دارم از تو دارم..." میخوند
من ۱۵، ۱۶ ساله بودمو و گنبد طلای تو؛ که تا چشمم بهش افتاد بغض کردم و یقین کردم عاشقتم
قول میدم اون قدر هنرمند خوبی بشم که نقش حرم زیبات رو، دقیقا همون طور که وقتی نگاه آدمی بهش میوفته اشک تو چشماش جمع میشه رو کاغذ بی جون پیاده کنم و بهش زندگی ببخشم
هدایت شده از چرک نویسای یه enfp😗
نمیخوام تنها باشم .. چپتر 10... yuchan_compress.pdf
حجم:
1.7M
چپتر 10✨🌱