هيچكس براى نجات دادنتون نمیاد ، مسئوليت اين زندگى ۱۰۰٪ با خودِ شماست . لطفا بر همين اساس برنامهريزى كنيد .
از یه سنی به بعد دیگه وقت نمی کنید گریه کنید ، دقیقا وسط کار ، سر کلاس ، همون موقع که داری تختت رو مرتب میکنی ، همونجایی که وسط یه جلسه ی مهمی و داری کارو توضیح میدی یا داری لباس میپوشی بری جایی ، یه تیکه از وجودت یواشکی درونت گریه میکنه و تموم میشه چون ادامه دادن تنها کاریه که میتونی بکنی .
بعضی از دعواها اصلاً مال اون لحظه نیستن ، مال وقتاییه که مدام گفتی ” عیبی نداره “ ، ولی عیب داشته .
اونی که میدونه از چی ناراحت میشی و تکرارش میکنه ، شاید بار اول ُدوم اشتباهش باشه ولی بار سوم ُچهارم انتخابشه .
بالاخره فهمیدم ، وقتی کسی دیگر تو را نمیخواهد همان کارهایی را که دوست نداری تکرار میکند و آنقدر به تو آسیب میزند تا ترکش کنی .
آدمی که یکبار احساساتش آسیب دیده ، قلبش شکسته و ترجیح داده توی تنهاییاش بمونه و از آدما دوری میکنه ، نه دنبال جلب توجهه نه توقع زیادی داره .
اون فقط یه حصار دور خودش کشیده که از نزدیک شدن آدمای دوروزه دور باشه و فقط کسی از این مرز رد میشه که بهش این اطمینانو بده که برای قلب حساس و تازه مداوا شدش امانتدار خوبیه .
اشکالی ندارد ..
میگذرد ، همیشه میگذرد .
اما نمیدانم وقتی بگذرد ، از من چه باقی میماند .